هرگز به فکرم نمی‌رسید که روزی برای پوتین هورا بکشم، اما پنجشنبه‌ی گذشته، کشیدم! دلیل اولین هورای من برای پوتین این بود که در گزارش‌ها نوشته بودند در پاسخ به بنیامین نتانیاهو گفته از گذشته‌ها بیا بیرون، به جهانی که امروز در آن زندگی می‌کنیم قدم بگذار.

نتانیاهو تلاش داشت از عید آتی یهودی پوریم برای تأکید بر تهدید علیه موجودیت کشور اسرائیل از سوی جمهوری اسلامی ایران استفاده کند. به رژیم کنونی حاکم در ایران به عنوان «وارثان به‌حق پارس باستان که کوشیدند یهودیان را از میان بردارند!»، ارجاع داد.

آدم انگشت به دهان می‌ماند که چگونه ممکن است نخست وزیر اسرائیل، که خود را نگاهبان ملت خود می‌داند، اینقدر بی‌اطلاع باشد.

قطعا جمهوری اسلامی ایران نه ادامه‌ و نه «وارث به‌حق» پارس باستان است. آنچه می‌توان گفت این است که این رژیم، تنها می‌تواند دشمن نام بگیرد زیرا زمانه‌ای که حمله‌ی اعراب به شاهنشاهی پارس باستان خاتمه داد، از نو زنده‌ شده است. خصومتی که روحانیون شیعی جمهوری اسلامی با ایران پیش از اسلام دارند، می‌بایست برای ساده‌دل‌ترین ناظران هم سندی محکم باشد، چه رسد به نخست وزیر اسرائیل.

اندکی پس از آن انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ شاه را که از متحدان منطقه‌ای اسرائیل و غرب بود، سرنگون کرد، ملاهای پیروز، به ویرانی پرسپولیس، پایتخت تشریفاتی هخامنشیان پارس اقدام کردند. فاجعه‌ی ملی تخریب بناها و آثار باستانی، که نظیرش به دست داعش و طالبان اتفاق افتاد، در ایران تنها با همت ایرانیان وطن‌پرستی که مقابل بولدوزرهای قاضی بدنام اعدام، آیت‌الله خلخالی، که برای تخریب پرسپولیس فرستاد، ایستادند، وقوع نیافت و میراث فرهنگی ایران پیش از اسلام نجات یافت.

بنیانگزار جمهوری اسلامی، آیت‌الله خمینی، جشن ایرانیان در آغاز بهار و زنده شدن طبیعت، نوروز، که از پیش از اسلام یادگار مانده را جشن کفار می‌نامید و اندکی پس از پیروزی در انقلاب کوشید این مراسم را ممنوع کند. دیگر رهبران عالیرتبه انقلاب، نظیر آیت‌الله مطهری، نیز چهارشنبه سوری، جشن آتش ایرانیان که از پیش از اسلام یادگار مانده را بازمانده‌ی زرتشتیان کافر آتش پرست می‌دانست و هنوز تا امروز حاکمان جمهوری اسلامی قادر نبوده‌اند نفرت خود را از کورش بزرگ، بنیانگزار ایران باستان، که یهودیان را از بردگی در بابل رها کرد، مخفی کنند. برخی حتی کوشیده‌اند وجود کورش بزرگ را نیز انکار کنند.

رژیم حاکم بر ایران امروز را «وارثان پارس باستان» نامیدن جهل مرکب است، و بدتر از همه این که مثال آوردن نتانیاهو از پوریم نمی‌توانست بیش از این از واقعیت به دور باشد.

داستان استر در کتاب مقدس ملکه‌ی یهودی خشایارشاه بود، در واقع مجموعه‌ای از قصه‌های آشوری‌ها و بابلی‌هاست که استناد تاریخی ندارد، اما گذشته از آن، به نظر می‌رسد که نتانیاهو همان داستان کتاب مقدس را نیز نخوانده و از جزئیات آن بی‌خبر است.

بنا به داستان استر در کتاب مقدس، وزیر خشایارشاه، هامان که قصد کشتار یهودیان را دارد، پارسی نیست بلکه از عمالیق است، مردمی که در صحرای «نگو» (جنوب اسرائیل) می‌زیستند و همه از زن و مرد و کودک به دست بنی اسرائیل نابود شده بودند. یهودیان در واقع به دست شاه پارس که به ایشان اجازه داد هامان و ۱۰ پسرش را به دار بیاویزند و ۷۵ هزار از دشمنان خود در سراسر قلمرو شاهنشاهی را به قتل برسانند.

تلاش نتانیاهو در سوء استفاده از پوریم علیه جمهوری اسلامی جهالت محض است، و نیز دستورالعمل تبدیل دوست، و متحدان بالقوه، به دشمن خویش است. همچنین، با پیام نوروز پارسال وی نیز تناقض دارد، که از سوی بسیاری از ایرانیان که اسرائيل را دشمن نمی‌دانند بلکه دوست مسلم خویش در منطقه می‌دانند، به گرمی پذیرفته شد.

کمتر دیده‌ام رهبر کشوری اینقدر برای خوب جلوه دادن دشمنان خود زحمت بکشد و دوستان خود را براند.

تنها بارقه‌ی امید این است که اسرائیل کشوری متکثر است و بسیاری از یهودیان و اسرائیلی‌ها کمتر از ما بلاهت نتانیاهو حیرت نکرده‌اند، بخصوص ایرانیان یهودی که من همیشه گفته‌ام از وطن‌پرست‌ترین ایرانیان هستند، و به هر دو پیشینه‌ی ایرانی و یهودی خود می‌نازند‌.