شاید خیلی از اقشار جامعه در مورد زبان، فرهنگ و موسیقی «لادینو» اطلاعات زیادی نداشته باشند و شاید حتا آن را نشناسند و نامش هم به گوششان نخورده باشد. اما لادینو قدمتی دیرینه در تاریخ فرهنگ و ادبیات جهان دارد که امروزه تنها کسانی آن را دنبال می کنند که یا از آن گروه از یهودیانی بودند که اجدادشان در زمانی می زیسته اند که با این زبان و این فرهنگ و موسیقی بزرگ شده اند و نسل به نسل به آیندگانشان انتقالش داده اند و یا کسانی که به واسطه تخصصشان در موسیقی یا ادبیات و بر حسب علاقه پی گیر این شاخه از فرهنگ بشری هستند.

لادینو زبانی ست از خانواده زبان های رومی که برگرفته از اسپانیایی کهن است، این زبان تحت تاثیر زبان های اسپانیش، عبری، آرامی و عربی ست که یهودیان ساکن اسپانیا یا همان آندلس پیشین، در کنار مردمان دیگر آن سرزمین بدین وسیله تکلم می کردند که اکنون غالبا توسط یهودیان سفاردی در اسرائیل و اقلیتی در یونان، بوسنی و هرزگوین، مراکش و اسپانیا صحبت می شود. و یهودیان سفاردی بازماندگان نسلی هستند که متعلق به محدوده جغرافیایی اسپانیا بودند که در اواخر قرن پانزدهم میلادی عده ای از آنها کشته شده، عده ای بالاجبار به مسیحیت تغییر دین داده و تنها گروهی باقی ماندند که مهاجرت کردند و زبان و فرهنگ خود را به سرزمین دیگری بردند. و سفاردی به معنای یهودیان اسپانیایی ست که به دلیل ظلمی که توسط حاکمان مسیحی آن زمان به آنها تحمیل شد، اکنون درصد کمی از تعداد یهودیان جهان را تشکیل می دهند که به این زبان (لادینو) سخن می گویند.
چرا که یهودیانی که حدود پانصد سال پیش که در این حیطه جغرافیایی زندگی می کردند پس از اینکه در سال ۱۴۹۲ در دوران حکومت خودکامه حاکمان کاتولیک اسپانیا، یعنی “ایزابلای اول و فردیناند دوم” به دلیل آزارهای این حاکمان مسیحی از آن کشور گریخته و در قسمت های مختلفی از جهان چون اسرائیل، ترکیه، بلغارستان و یونان پراکنده شدند و به واسطه زبان جدیدی که در کشور محل زندگی شان می بایست تکلم می کردند آمیزه ای از این زبانها را شکل دادند و در نتیجه این زبان با زبانهای کشورهایی که در آنجا ساکن بودند مخلوط شد.

به صورتی که یهودیانی که به ترکیه پناه بردند زبانشان مخلوطی از اسپانیش و ترکی شده و کسانی که به بلغارستان رفتند زبانشان آمیزه ای از این دو زبان شد و به همین صورت در جاهای دیگر جهان این تلفیق صورت گرفت. که به این ترتیب زبان عامیانه ای شکل گرفت که به آن لادینو می گویند که آمیزه ای از زبان اسپانیش و زبانهای دیگر یهودیانی ست که در نقاط مختلف دنیا پراکنده شدند. که در میان آنها کمتر کسانی بودند که این فرهنگ را نسل به نسل اشاعه دادند و نگذاشتند تا رو به انقراض برود. گو اینکه تعداد کمی هستند که هنوز به این زبان صحبت می کنند ولی همچنان در آوازهایشان رد پای این زبان و این موسیقی غنی را می توان دید. فرهنگی که گرچه رو به انقراض است ولی هنوز نفس می کشد.

و موسیقی همراهی کننده آوازهایی که به این زبان خوانده می شود نشات گرفته از موسیقی اصیل اسپانیایی (فلامنکو) که شعرها و آوازهایشان با آن ادغام میشد و فرهنگی آمیخته از این دو را شکل می داد که اکنون به صورت گسترده تنها در محدوده جغرافیایی اسپانیا می توان آن را دید و در کمتر جایی از جهان تاثیرات آن باقی مانده است که از آن میان می توان به یهودیانی از این نسل اشاره داشت که هنوز پیشینه و فرهنگ خود را حفظ کرده و نسل به نسل به فرزندانشان انتقال داده اند تا نه تنها ظلمی که در حقشان شد فراموش نشود، که زبان و فرهنگشان نیز زنده بماند. گو اینکه این زبان بیشتر در آوازهایی شنیده می شود که در میان خودشان نجوا شده که پس از این مهاجرت ها با موسیقی هایی مربوط به کشورهای دیگر نیز چون موسیقی عربی، ترکی و موسیقی های شرقی نیز تلفیق شد ولی برایشان تداعی کننده پیشینه شان است. پیشینه ای که گرچه کمرنگ شده است اما هنوز و به همت موزیسین های معدودی که نه تنها خودشان را اسیر موسیقی رایج و پابلیک جامعه پسندِ جهانی نکرده اند که تلاش بسیار بر آن دارند تا فرهنگ، زبان و موسیقی اجدادیشان را حفظ کرده و به جهان بشناسانند، نفس می کشد.

اما دریغ که در دید مردمانی که غالبا آنچه را دوست می دارند که برایشان مرسوم باشد و حتا الامکان آسان، تا ذهنشان را درگیر فهمیدن داستانی متفاوت نکنند که خدای نکرده به سختی بیفتند، نه تنها این زبان و موسیقی همراهی کننده آن که موسیقی اصیل آندلس (فلامنکو) و تلفیقی از موسیقی شرقی و عربی ست، را نمی خواهند بفهمند… که دوست تر دارند آنچه تنها موجبات شادی شان را فراهم می آورد و برایشان در حیطه جغرافیایی مخصوص به خودشان تعریف شده را ترجیح بدهند و دنبال رویِ موسیقی و زبانی باشند که پیچیدگی های خاص موسیقیایی نداشته باشد و بتوانند خیلی آسان درکش کنند و حتا اصالت آن موسیقی نیز برایشان اهمیتی ندارد. اما به راستی چگونه است که اکثر مردمان در جای جایِ این جهان به آنچه تقدیم به شکم مبارکشان می کنند و آنچه بر تنشان، ارج می نهند… اما حتا لحظه ای به این نمی اندیشند که چه تحویل مغزشان می دهند و در نهایت به چه درکی از جهان می رسند؟! که در این میان موسیقی نیز چون ادبیات، قربانی تفکرات پوچ و بی مایه ای شده است که به طور اخص موسیقی های اصیلی چون فلامنکو و لادینو بیش از سبک های دیگر موسیقیایی ذبح شده ی این گونه عقاید ساده انگارانه گشته اند که در میان اکثریتِ مردمانِ جهان نه تنها فهمیده نمی شوند که مورد بی مهری نیز قرار می گیرند.