دو هفته پیش، با خطوط هوایی «یونایتد» به اسرائیل رفتم تا یک هفته با دخترم، دامادم، و نوه هایم باشم. بیش از ۲۵ سال است که از خانه هایم در ایالات متحده به خانه ام در اورشلیم در رفت و آمدم، اما این اولین باری بود که نقش من، به جای هنرمند/فعال اجتماعی، نقش مامان بزرگ دوتا نوه هایم بود.

به خاطر برنامه کاری دخترم، صبح زود روز اول ماه عبری «شوات»، به جای این که در جلو صف «زنان دیوار»، مقابل «دیوار ندبه» در اورشلیم، نیایش «حیلال» بخوانم، در خانه بودم و بچه داری می کردم. با اینحال، همچنان نقش هنرمند/فعال اجتماعی را هم بازی می کردم، اما نه در فضای مقدس «دیوار ندبه»، بلکه وسط زمین و آسمان. در هر دو پروازم به کشور دموکراتیک اسرائيل و در بازگشت، از سوی مردهای کلاه-سیاهی که «اصول مذهبی»شان آنها را از نشستن کنار من منع می کرد، مورد تبعیض جنسیتی قرار گرفتم.

به زبان دیگر، به جای آن که در پای «دیوار ندبه» با واقعیت تلخ تبعیض های جنسیتی روبرو شوم، در مقابل سیاه ها، سفیدها، رنگین پوست ها، مردها، زن ها، یهودی ها، مسیحی ها، مسلمان ها، استریت ها، گی ها (و دیگر طبقات تحت حمایت) در پروازهای ٫۸۴ و خطوط هوایی «یونایتد»، با تبعیض جنسیتی روبرو شدم.

با روحیه روزهای «مارتین لوتر کینگ» و با اطمینان خاطر از این که روبرو شدن با حقایق تلخ، گفتگو و بحث، و حمایت از تغییر اجتماعی در میانه کشف حقایق تازه، ماموریت من است، من نگرانی خود را درباره چنین تبعیض های جنسیتی که به نام یهودیت انجام می شود، ابراز می کنم.

پس از این که پذیرفتم صندلی ام را از یک ردیف به ردیف دیگری تغییری دهم، رهبر این گروه افراطی ارتدکس از مانسی، نیویورک، به سمت من می آید تا درباره آنچه روی داد، با من گفتگو کند. به عنوان یک زن یهودی با تحصیلات عالیه، به او اطمینان دادم که با قوانین محرمیت («شومر نگیه») آشنا هستم. دختران من تصمیم گرفته اند که با بسیاری از این گونه قوانین مردسالارانه نقش ها و رفتارهای اجتماعی بنیانگرا زندگی کنند، و به همین دلیل من هم با این شیوه ها آشنا شده ام.

تفاوت اینست که من با این بنیانگرایی ها از بنیان مخالفم.

اصولا تمرکز «پروژه حقوق مقدس، سرود مقدس» بر این است که چنین خوانش هایی از قوانین یهودی در جامعه دموکراتیک اسرائيل به کناری نهاده شوند. یکی از مهم ترین دلایلی که برای رهبری سیاسی اسرائيل ایجاد چنین تغییراتی دشوار است این است که دموکراسی حزبی اسرائيل از گروه های کوچک نظیر حزب های سیاسی ارتدکس افراطی، قدرت بسیار بیشتری دارد. در نتیجه رهبران ارتدکس افراطی یهودی قدرت خود را در مسیرهای انحرافی اعمال می کنند، نظیر پروازهای خطوط هوایی یونایتد به اسرائيل.

همچنان که من با اکراه و با اعتراض به تغییر صندلی ام از « ۱۷ س» به «۱۷ د» از جا بلند شدم، کاری کردم که همه بدانند، که من، علیرغم هر رنگ کلاهی که به سر دارند، هر رنگ پوستی که آنها دارند، اعتقاد به یگانگی خداوند، و یا تثلیث، و یا هر شکل دیگری از الوهیت دارند، علیرغم این که عاشق که می شوند و که را عزیز می دارند، از این که کسانی باور داشته باشند که نشستن مردی در کنار من حرام است، احساس اهانت به خود می کنم.

مثل همه وقت هایی که عصبانی ام، بلافاصله پس از این توهینی که به من شد، به کلمات روی آوردم. «۱۷د» تبدیل به ترانه شد و جزوی از پروژه «حقوق مقدس، سرود مقدس» – کنسرت دغدغه ها می شود. این قطعه تقدیم شده است که اهانت نهادینه شده ای که در خوانش ارتدکس افراطی از قوانین یهودی بر جامعه روا داشته می شود، چه در اسرائیل، چه در ایالات متحده، و چه در پرواز شماره ۸۴ خطوط هوایی یونایتد.

«۱۷ د»

این قوانین در این هواپیما جایی ندارند
اما چه فایده از توضیح واضحات برای مرد سیاه پوش
که به من نگاه می کند و تعجب می کند
زیرا صندلی اش ۱۷ب است و این یعنی که می بایست کنار من بنشیند

نگرانی ای که در صورتش پیداست
نشان از باور او به جایگاه زن دارد
ببخشید، آقا، من مخالفم، با وجود این می روم روی ۱۷ د می نشینم

به این ترتیب مردهای مانسی حرفشان را به کرسی نشاندند
اما پیش از آن، این زن، حرف دلش را زد
خداوند ما من را از روی تصویر خداوند آفرید
با وجود این من رفتم نشستم روی ۱۷ د