وقتی من بزرگ می شدم، خانواده من، پسح را جشن نمی گرفتند. اما در طول سال ها بر سر «سدر» (میز مراسم نخستین شب عید پسح) حاضر شده ام و با گوش دادن به روایت های بی نظیر که در «هاگادا» بازگو می شود پرانگیزه شده ام – روایت مردمی که با اتکا به صبر و ایمان، از بردگی رها شده و به آزادی رسیدند.

همزمان که قوم یهود در سراسر جهان برای جشن آماده می شوند، مایل بودم کمی از برداشت های خود از آموزه های باستانی را بیان کنم که به گمان من در جهان امروز نیز همچنان سرشار از درایت اند.

اولین آن ها، آزادی مذهب است. کتاب «خروج» روایت می کند که چگونه فرعون، مانع قوم بنی اسرائیل از پرستش آنچه می خواستند، شد. امروز تهدیدهای تازه ای آزادی مذهب را تهدید می کند، و افزایش نگران کننده ای در یهودستیزی مشاهده می شود. در بسیاری از نقاط اروپا، می بینیم که بر کنیساها دیوارنویسی های اهانت آمیز می کنند و از گورستان ها هتک حرمت می کنند. تلاش های جهانی برای تخریب و به انزوا راندن قوم یهود، نظیر جنبش نگران کننده «بایکوت»، دارد بالا می گیرد.

می بایست با این گونه نارواداری ها مقابله کنیم. به عنوان سناتور نیویورک، من از قوانین پشتیبانی کردم که به قربانیان هولوکاست اعاده احترام می کند. برای محافظت و مراقبت از گورستان های یهودی در اروپای شرقی به «کمیسیون هلسینکی» پیوستم. به عنوان وزیر خارجه، از حق اقلیت های مذهبی چین، ایران، و سراسر جهان دفاع کردم. اگر این اقبال را داشته باشم که به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شوم، تضمین خواهم کرد که آمریکا همچنان علیه یهودستیزی بکوشد و در مقابل یهودستیزی بایستد. و همانگونه که یهودیان همواره در کمک به دیگر جوامع بپا خاسته اند، اکنون می بایست نشانه های روزافزون یهودستیزی را در هر شکل و شیوه ای، به عقب برانیم.

درس دوم، دلجویی و توجه به یکدیگر است. پس از دوران دشوار خروج از مصر، که اسرائیلی ها چهل سال آزگار در صحرای سینا سرگردان بودند، پیوندی عمیق با خداوند و با یکدیگر یافتند، تا دیگر هرگز کسی از نسل های آینده، جا نماند، و دور نیفتد.

گمان من این است که چنین پیوند اجتماعی امروز در آمریکا موجود است. ما می بایست با هر گونه تلاش که سعی در تضعیف و یا خصوصی سازی خدمات درمانی و اجتماعی دارد، بجنگیم، و در آخر، می بایست بکوشیم که این خدمات شامل بیوه ها بشود. می بایست برای خانواده های کم درآمد تامین مسکن کنیم؛ در بهترین حالت، خانه های دولتی و ارزان قیمت به خانواده ها امکان این را می دهد که دوباره روی پای خود بایستند، و هزینه های ضروری دیگری را بپردازند، و برای رشد فرزندان خود محیطی امن و سالم ایجاد کنند. می بایست ۲۵ بیلیون دلار برای ساختن مسکن ارزان قیمت صرف کنیم، و تا سقف ۱۰ هزار دلار در پرداخت پیش قسط به خانواده هایی که مایل به خرید اولین خانه خود هستند، کمک کنیم.

سومین و مهمترین درس کتاب «خروج»، در انتهای آن آمده است. تا دیگر هرگز به بردگی کشیده نشوند، قوم یهود به سرزمین خود وارد می شوند. در تمام طول عمر حرفه ای خود، من پیشتیبان کشور و دولت اسرائیل بوده ام، و اطمینان حاصل کرده ام منابع کافی برای تامین برتری نظامی خود را در اختیار دارد. همچنین کوشیده ام هزینه های سامانه موشک دفاعی «گنبد آهنین» تامین شود و همراه با نخست وزیر نتانیاهو در مذاکرات آتش بس غزه، شاهد تاثیر مثبت این سامانه بودم. از زمان نصب آن تا کنون، این فناوری جان های بسیاری را نجات داده است.

حمایت و مراقبت از متحدانی نظیر اسرائيل، یکی از جدی ترین وظایف یک فرمانده کل قوا است. با این وجود، دیگرانی در رقابت های موجود، در کنار ما هستند که می گویند ما می بایست موضعی «بی طرف» داشته باشیم تا بتوانیم در مذاکرات دخیل باشیم. مساله به سادگی این است که امنیت اسرائيل، قابل معامله نیست. ایالات متحده اشتباه بزرگی مرتکب می شود اگر در مذاکرات صلح، خرقه رهبری را از دوش بردارد و بر دوش دیگران بنهد. برای حفظ امنیت اسرائیل و جهان، ما نیاز داریم که آمریکا رهبر معتبر جهانی باقی بماند، و اگر هر گونه تلاشی جهانی برای هجوم و به انزوا راندن اسرائيل مشاهده شود، آماده و قادر به ممانعت باشد.

و آموزه نهایی روایت «خروج» این است:‌ یادمان بماند که داستان را همیشه بازگو کنیم. گذشته را به حال پیوند بزنیم. از حاضران هر «سدر» همیشه خواسته می شود خود را مجسم کنند که در بردگی در مصر به سر می برند.

در جهان امروز، بسیاری نیاز ندارند دست به دامن تصورات بشوند. هر ساله بیش از ۲۰ میلیون مردم در تجارت آدم ربوده شده و به بردگی به اربابان و فرعون های دنیای مدرن فروخته می شوند. در سفرهای خود به عنوان وزیر خارجه، با بسیاری کسان ملاقات کردم که از انواع بردگی که همچنان در روی زمین تداوم دارد، فرار کرده بودند. و باور دارم که سنت های مشترک ما، یهودی و آمریکایی، تعهدی اخلاقی به دوش ما می گذارد تا از نیازمندان دستگیری کنیم.

در یکی از پناهگاه های امن قربانیان تجارت آدم، در «کلکته»، هند، با زنان و دختران قابل تحسینی مواجهه شدم که تجربه آزارهای هولناک را پشت سر گذاشته بودند و سعی داشتند دوباره روی پای خود بایستند. هرگز فراموش نمی کنم که دختری را ملاقات کردم که در یک فاحشه خانه، به بردگی، به دنیا آمده بود، اما توانست همراه مادر خود از آنجا بگریزد. غیرممکن به نظر می رسد، اما آنها توانستند با کمک دیگران، از خطر دور شوند و به تواناهایی خداداد خود دست یابند.

در این عید پسح، بیایید با تمام انواع سرکوب، نابرابری، و بیعدالتی بجنگیم. بیایید برگی از روایت موسی و هارون را برداریم، و صدای بیصدایان باشیم. بیایید هرگز فراموش نکنیم که می باید بیاد دیگران بیاوریم که همچنان میلیون ها تن از مردم، به شکلی، در انتظار رهایی اند.

هستند، و در انتظار یاری مایند.