درگیری یمن که از آن با عنوان جنگ ششم صعده یا عملیات زمین سوخته یاد میشود به درگیری های حکومت مرکزی یمن با مبارزان حوثی و القاعده و جدایی طلبان جنوب این کشور و مداخله برخی کشورهای خارجی اشاره دارد که از سال 2009 آغاز شده… که البته بعضی از ناظران بر این باوردند که این درگیری در اصل جنگی میان ایران و عربستان است.

مقامات یمن بارها ایران را متهم به دخالت، کمک نظامی و مالی در این درگیری‌ها کرده اند و اذعان داشتند که شخصیت‌های تندروی دینی در ایران از شورشیان در این کشور حمایت می‌کنند.

اما اصلا اهمیت استراتژیک یمن برای ایران چیست؟ کشوری با وسعت یک سوم ایران و جمعیتی ۲۰ میلیونی در جنوب شبه‌جزیره عربستان که هیچ مرز مشترکی با ایران ندارد چرا برای ایران اینقدر اهمیت پیدا کرده که آشکارا از گروه‌هایی که در آن کشور «انصارالله» خوانده می‌شوند حمایت می‌کند؟!

شاید بتوان وجود ۴۰ درصد شیعه در یمن را دلیلی کافی برای مهم شدن این کشور در چشم جمهوری اسلامی دانست، آنقدر مهم که به‌گفته آنها در آن‌جا دست به تشکیل «شاخه یمنی حزب‌الله» یعنی «انصارالله» بزند و برای به دست گرفتن کنترل کشورهای مسلمان، این نقشه را طراحی کرده تا گروهی شبیه حزب‌الله در مناطق مرزی میان یمن و عربستان سعودی ایجاد کند و به این طریق بتواند قدرت خود را در منطقه بالا برده و به واسطه ی گسترش دولت اسلامی خود سلطه ی بیشتری به دست آورد.

و نیز میتوان از این زاویه نگاه کرد که این کشور به‌خاطر خلیج عدن به ‌عنوان گذرگاه تانکرهای نفتی و راه دسترسی خلیج فارس به بازارهای بین ‌المللی برای ایران اهمیت دارد و این مسئله می تواند ایران را بر آن دارد تا در جنگی نرم یا فرسایشی در یمن، بر عربستان پیشی گیرد.

چرا که دولت عربستان به لحاظ تکنولوژی جنگی آمریکایی بر ایران برتری دارد و در نتیجه ایران شانسی برای برخورد نظامی در یمن با عربستان نخواهد داشت. به همین دلیل راهکار دیگری انتخاب کرده و به گونه ای دیگر وارد عمل شده است، ایران بر عربستان سعودی که کوچک ‌ترین تجربه ای در جنگهای فرسایشی ندارد برتری دارد و به این صورت می‌تواند نیروهای سعودی یا هر نیروی عربی دیگری را از طریق کمک به نیروهای داخلی یمن مثل حوثی‌ها، انصارالله و گروههای دیگری از قبایل یمنی به باتلاق جنگهای فرسایشی بکشاند و در پی آن به اهداف خود برسد.
و البته باید گفت که این عملکرد جمهوری اسلامی تازگی ندارد و طی سالهای اخیر بارها شاهد حمایت های او از شبه دولت های اسلامی و گروه های تروریستی بوده ایم و واضح است که برای رسیدن به قدرت بیشتر به واسطه دولت اسلامی خود سعی بر آن دارد تا هم خود را از باتلاق فروپاشی نظام دیکتاتوری اش برهاند و هم نفوذ خود را در منطقه و نیز در جهان بالا برده تا بتواند به اهداف شوم خود و نابودی هر چه بیشتر انسانیت برسد… چرا که بقای آن تنها به واسطه ی اعمال خشونت و نقض حقوق انسانهاست.