در سال جاری بیش از ۱۲۹ شهروند بهایی پس از ثبت نام و شرکت در کنکور ۱۳۹۵ به دلیل باورمند بودن به دیانت بهایی از حضور در دانشگاه جهت ادامه تحصیل منع شده اند. همچنین تعداد بسیاری از شهروندان بهایی که اجازه حضور در دانشگاه را یافتند پس از احراز هویت دینی آنها از دانشگاه اخراج شدند.

همچنین به گفته یکی از سخنگویان جامعه جهانی بهایی بیش از صد هزار تن از شهروندان بهایی پس از انقلاب اسلامی در ایران از ادامه تحصیل در دانشگاه های ایران محروم شده اند که امسال نیز همچون سالهای گذشته امیدِ حضور در دانشگاه ها برای شهروندان بهایی در ایران به یاس و ناامیدی تبدیل شده است.

آری اعلام نتایج کنکور سراسری و عنوان نقص در پرونده موضوعی تکراری و ناراحت کننده برای جامعه بهایی ایران عنوان می شود که جمهوری اسلامی با ابرازِ قدرتِ حذف دگراندیشان، بخصوص در کنکور سراسری، موجب فشار مضاعف بر جامعه بهایی شده است، به طوری که این بار نیز دست به محرومیت از تحصیل جوانانی زده است که هر کدام می توانستند امیدهای آینده ایران در زمینه های تحصیل، دانش و همچنین فناوری باشند. اما با وجود طرح «انقلاب فرهنگی» و بخصوص مصوبه شش اسفند ماه ۱۳۶۶ عرصه بر بهاییان ایران تنگ شده است.

اما چه چیزی در این مصوبه ذکر شده است که آینده تحصیل شهروندان بهایی را مختل می کند؟ این جواب، موضوعی است که به بهانه همین مصوبه که در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده موجبات محرومیت تحصیل جوانان بهایی گردید. در این مصوبه نوشته شده است که “نه تنها باید از ثبت نام بهاییان در دانشگاه ها جلوگیری به عمل آید بلکه چنانچه هویت بهاییِ فردی بعد از ثبت نام و هنگام تحصیل نیز احراز گردد، باید از تحصیل محروم شود”.

حال با این تفاسیر و گفتار رادیکال جمهوری اسلامی درمی یابیم که این رژیم نگران رشد و توسعه تحصیلی شهروندان بهایی است و نگرانی این حکومت زمانی پررنگ تر می شود که انقلاب فرهنگی را نوعی پاکسازی نیز بنامد. که این تفکر به طور مستقیم و بدون هیچ نگرانی از مجامع بین المللی بارها عنوان کرده است که با غیر خودی ها (آنها که از نظر حکومت غیرمسلمان و یا وابسته حکومتی نباشند) برخورد خواهیم کرد و اجازه نفس کشیدن و حیات را به آنها نخواهیم داد. که اگر در این نوع تفکر تامل کنیم، در می یابیم که در حکومت اسلامی، عملا جامعه بهایی را به عنوان یک دشمن فرضی قرار می دهد و آنها را از ابتدایی ترین حقوق شهروندی و همچنین حق تعیین سرنوشت خود محروم می کنند.

به تعبیر بسیاری از شهروندان بهایی و غیر بهایی، حکومت ایران نگران جایگاه مثبت و قابل احترام شهروندان بهایی در ایران بوده و با توجه به شناخت از تحصیل بهاییان و علاقه آنها به تحصیل خواهان ممانعت از رشد علمی این شهروندان در ایران است و این احتمال می رود که رژیم اسلامی حاکم بر ایران با پیش فرضِ آنکه اگر اجازه دهد دانشجوی بهایی در دانشگاه تحصیل کند یک فرد تحصیلکرده با توان تاثیر گذاری بر جامعه، اضافه خواهد شد و از آنجایی که حکومت سعی بر تخریب شهروندان بهایی دارد، وجود این تناقض، نشان دهنده فریب دادن جامعه از سوی حکومتِ وقت ایران خواهد بود و به همین دلیل با قدرت بسیاری در ادامه پروژه شورای عالی انقلاب فرهنگی از حضور شهروندان بهایی در دانشگاه ها ممانعت به عمل می آورد.

اما این در حالیست که در قانون اساسی جمهوری اسلامی آموزش برای همه مورد تاکید قرار گرفته است و بند دومِ اصل سوم این قانون می‌گوید: «دولت موظف است همه امکانات خود را در مورد آموزش و پرورش رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعلیم آموزش عالی به کار برد». همچنین اصل سی‌ ام قانون اساسی ایران می‌گوید: «دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه مردم تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خود کفایی کشور به صورت رایگان گسترش دهد».

بنابر این همان طور که می بینید، از این قوانین می ‌توان استنباط نمود که حق تحصیل برای همه اقشار جامعه در قانون پیش بینی شده است اما این حق اساسی که باید هر شهروند ایرانی از آن برخوردار باشد، از بهاییان ایران به طور مداوم سلب می ‌گردد که این تبعیض تحصیلی در قبال بهاییان را باید در پهنه‌ای کلان ‌تر نگریست. یعنی از این منظر که اصولا حقوق شهروندی بهاییان به صرف بهایی بودن نقض می‌شود. که البته بر اساس بند نهم از اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی “رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه، در تمام زمینه های مادی و معنوی”، از جمله وظایف حکومت است. اما حکومت ایران نشان داده است که به این بند از قانون اساسی خود نیز وفادار نیست و آن را نقض می‌کند و تبعیض تحصیلی علیه بهاییان تنها یک حلقه از تبعیضات ناروایی ست که در قبال این قشر از ایرانیان اعمال می‌شود.