سالی را به پایان می‌رسانیم که طی آن جهان ما شاهد رنج و سختی و نفرت بود. سالی از شکاف‌های عمیق میان مردمی متعلق به هویت‌های گوناگون مذهبی، سیاسی و ملی. «دیگری» در معرض خشونت‌های زیاد قرار گرفت و حقوق‌اش به چالش کشیده شد. حمله به «دیگری» به امری عادی بدل شده، از نظر اخلاقی پذیرفته شده، و برای مقاصد سیاسی در پیش گرفته می‌شود.

هیچ گروهی، از جمله خود ما، چه یهودی و چه اسرائیلی،‌ از این نفرت در امان نمانده است. ما هم قربانی‌اش بوده‌ایم و هم عامل آن. گرچه ما مسؤول آنچه دیگران می‌کنند و یا از انجام‌اش کوتاهی می‌کنند نیستیم، در برابر آنچه خود می‌کنیم یا از انجام‌اش سر باز می‌زنیم، مسؤول‌ایم. همه‌چی به قدم‌های کوچک ما در محیط تحت کنترل ما برمی‌گردد.

در دهه‌های گذشته، ۴۵هزار غیریهودی از آفریقا برای پناهندگی و به جستجوی زندگی بهتر به اسرائيل که میهن مردم یهودی است وارد شده‌اند. سهم ما از این بحران انسانی کمتر از یک/دهم از یک/درصد است، کمتر درصد متناسب ما در مقایسه‌ با جمعیت جهانی، و بسیار بسیار کمتر، در مقایسه با کشورهای توسعه‌ یافته.

با این وجود هنگامی که دیوان عالی با سیاست دولت در محبوس نگاه داشتن نامحدود پناهجویان تا زمانی که به «مهاجرت داوطلبانه» به آفریقا «تن دهند» مخالفت کرد، بسیاری در دولت، از جمله نخست وزیر، وزیر دادگستری، و وزیر کشور با این ۴۵هزار انسان اعلان جنگ کردند. آنها را به عنوان خطری علیه یهودیت کشور، و به خطر افتادن اساس کل صیونیسم وانمود کردند. به دادگاه به خاطر این حکم انگ چپی بودند و ضد صیونیسم زدند.

این خطری که رهبران ما از آن سخن می‌گویند، کجاست؟ چگونه است که به نظر می‌رسد نتانیاهو هم از همان سناریویی پیروی می‌کند که دیگر رهبران غربی، که در بهترین حالت، ارزش‌های اخلاقی و تعهدات‌شان زیر سوال است؟

چگونه ممکن است حضور ۴۵هزار پناهجو، یهودیت اسرائیل را به خطر بیندازد؟ درست است، اسرائیل به عنوان میهن مردم یهود، می‌بایست از اکثریت قاطع یهودی برخوردار باشد. و هم‌اکنون ۶.۵ میلیون یهودی در اسرائیل اقامت دارند و ۲ میلیون غیریهود. این ۴۵هزار توازن موجود را به هم می‌‌ریزد؟

شاید خطر در تباهی آینده‌ی صدهزار نفری نهفته باشد که در صورت پذیرش کسانی که هم‌اکنون به خاک این کشور رسیده‌اند، بخواهند آنها نیز اینجا بیایند. اسرائیل قادر به پذیرش شمار نامحدود پناهنده نیست. تعهد ما به حقوق بشر نمی‌بایست باعث شود تعهد خود به توان ادامه‌ی حیات کشور را زیر پا بگذاریم. با این حال، این ترس، همانطور که نتانیاهو نخست وزیر خود اذعان کرد، ریشه در واقعیات ندارد. حصار کشیدن در مقابل مرز جنوبی اسرائیل با مصر، که نتانیاهو ساخت و از این اعتبار استفاده می‌کند، همراه با تسلط داعش بر سینا، از شمار پناهجویان در سال‌های اخیر کاسته و این رقم تقریبا به هیچ رسیده است. آنها که از آفریقا می‌گریزند باور دارند که اگر از آب‌های پرخطر مدیترانه بگذرند و به سواحل ایتالیا و یونان برسند، از شانس بیشتری برخوردار خواهند بود.

پس چرا نتانیاهو نخست وزیر زبانی و بدون تحقیق اعلام می‌کند تمام این ۴۵هزار نفر کارگر مهاجرند و پناهجو نیستند و در حوزه‌ی مراقبت عهدنامه‌ی سازمان ملل در مورد پناهجویان که اسرائیل از امضاکنندگان است، واقع نمی‌شوند؟ آیا نتانیاهو از اطلاعات محرمانه‌ای با خبر است که هیچ‌کس دیگر در جهان غرب از آن مطلع نیست؟ شک نیست که برخی از این ۴۵هزار نفر در جستجوی کار به اینجا آمده‌اند. همچنین، شک نیست، که بسیاری، بخصوص مسیحیان سودان، که غالب پناهجویان اسرائیل را تشکیل می‌دهند، به‌واقع پناهنده و مستحق مراقبت‌اند.

چه چیزی در اسرائیل به عنوان میهن یهودیان هست که به گمان نتانیاهو و وزرایش چنین در خطر است؟ این میهنی است که بر اساس اصولی بنا شده که معتقد است یهودیان از روی چهره‌ی خداوند آفریده شدند، برخلاف باور سنتی ما که می‌گوید همه‌ی انسان‌ها از روی چهره‌ی خداوند آفریده شده‌اند. باور دارد که چون روزی ما غریب بوده‌ایم، اکنون می‌بایست همه‌ی غریبان را مورد افترا قرار دهیم، به جای آن که بنا بر سنت‌هامان، غریب‌ها را مورد عطوفت خود قرار دهیم. باور دارد که حقوق بشر با یهودیت اسرائیل در تضاد است، به جای آن که بنا بر آموزه‌های پیامبرانه‌ی ما، باور داشته باشد که صیونیسم از مسیر عدالت و انصاف به دست می‌آید.

«هیلل» به ما آموخته است که «آنچه به خود نمی‌پسندی به دیگران مپسند؛‌ تمام تورات بر این اساس نوشته شده، و باقی حواشی است». یک میهن یهودی قصد بهره‌برداری سیاسی از خشونت‌های عامه‌پسند علیه دیگران نمی‌کند. هویت جمعی‌ خود را بر اساس ترس و قربانی‌نمایی بنا نمی‌کند بلکه بر پایه‌ی ارزش‌ها و اصول بنا می‌کند. به نارسایی‌ها و افت‌های اخلاقی دیگر رهبران به عنوان الگویی برای نمونه‌برداری و یا جواز عملکرد مشابه نگاه نمی‌کند. یک میهن یهود معتقد است که می‌بایست به تعهدات اخلاقی خود در چارچوب عهدی که با خدا بسته‌ایم، وفادار بمانیم.

«تیکون اولام». مسأله سر گام‌های کوچک‌ است. به همه‌ی ما در سراسر کشور مربوط می‌شود، نه تنها به آنها در جنوب تل‌آویو ساکن‌اند، و می‌بایست مسؤولیتی برابر در پذیرش این پناهنده‌ها در میهن یهودی خود به عهده بگیریم. مسأله وقوف به خطاهای خود است. بر سر حصول اطمینان از این مهم است که اگرچه اصلاح جهان هنوز ممکن نیست، وظیفه‌ی ما این است که بکوشیم سال آینده، از سال پیش اندکی بهتر باشد، قدم به قدم.