مندلا ماندلای گرامی

یک کلام حکیمانه‌ی آفریقایی است که می‌گوید «کلام پیران، همه‌ی درها را قفل نمی‌کند؛ در درست را باز می‌گذارد». پدربزرگ‌ات، نلسون ماندلا مردی بود بزرگ، یگانه، و دوراندیش، و اکنون به یاد و احترام او و مبارزه‌ای که با شهامت به پیش برده است که این نامه‌ی سرگشاده را به تو می‌نویسم.

نلسون ماندلا مردی بود که همیشه گوش می‌داد، حتی به مخالفان خود، و به خاطر گفت و شنود، و درک متقابل به سختی جنگید. به نظر می‌آید چنین ویژگی‌های حیاتی را از پدربزرگ‌ات به ارث نبرده‌ای. در سفر اخیرت به منطقه، به ابزار کارزار نفرت بدل شدی، کارزاری که خواهان سرکوب حق یهودیان به خودمختاری در بوم و بر تاریخی و آباء و اجدادی ماست.

در سخنان اخیرت حین بازدید از قلمرو تشکیلات خودگردان فلسطینی، مدعی شدی که اسرائیل «بدترین گونه‌ی آپارتاید» است. با این‌حال، در بازدید از منطقه هیچ تلاشی برای ملاقات با یک مقام دولتی، عضو سازمانی، یا شخص منفرد اسرائیلی نکردی. اگر کرده بودی، دریافته بودی که اسرائيل در واقع برعکس آپارتاید است، و حکایت آزادی، آزادسازی، و ضداستعمار است. می‌توانستی بشنوی چگونه مردمی که دو هزارسال پیش از این تبعید شده و به بردگی کشیده شدند و در چهار گوشه‌ی زمین آواره شدند و مورد تمسخر، سرکوب، بردگی شدند، جزیه پرداختند، و در خطر نابودی و نسل‌کشی گرفتند.

حتی در دشوارترین شرایط، قوم یهود تاریخ و میراث تاریخی، و سرزمین آباء و اجدادی و وطن طبیعی خود که همیشه در سرزمین اسرائیل به جا مانده بوده است را از یاد نبردند. می‌توانستی بشنوی چگونه قوم یهود در حرکتی یگانه‌ در تاریخ، به سرزمین خود بازگشتند، قوانین دوهزار ساله‌ی استعمار و اشغال را بر هم زدند و حاکمیت خود را از نو گستردند. ما از بیش از ۱۰۰ کشور گوناگون به اینجا آمده‌ایم، به ده‌ها زبان گوناگون سخن می‌گوییم، و پیشینه‌ها و سنت‌های گوناگون داریم.

متأسفانه، و با آن که دائم به سوی آنان که اجدادشان در قالب نیروی اشغالگر و استعمارگر به منطقه‌ی ما وارد شد، دست صلح و دوستی دراز می‌کنیم، مخالفان و دشمنان ما همچنان خواهان نابودی مایند.

اطمینان دارم که اگر خواهان درک و پژوهش مناقشه ورای دانستنی‌های ساختگی که اکنون به خوردت داده‌اند، حقیقت را به چشم می‌دیدی. مردم یهود استعمار شده بودند، استعمارگر نبودند، بومیان این سرزمین بودند،‌ اشغالگر نبودند، آزادی‌بخش سرزمین بودند، فاتح این خاک نبودند.

متأسفانه، به دلایل سیاست‌های داخلی، و برای کسب آرای مسلمانان مناطق کنگره‌ی ملی آفریقا در آفریقای جنوبی، و یا در تلاشی ناآگاهانه به تقلید از پدربزرگ‌ات، در واقع مایه‌ی شرمساری میراث فکری او را فراهم کرده‌ای. مقایسه‌ی اسرائیل، کشوری سالانه بیش از هر کشور دیگری در جهان پناهنده می‌پذیرد، و مردمی از مذهب‌ها و قومیت‌ها و پیشینه‌های گوناگون در اینجا قادرند به هر موقعیت دولتی دست بیابند، با رژیم آپارتاید، اهانتی است به میراث فکری پدربزرگ تو.

پدربزرگ تو علیه یک سیستم ظالم که با خلق راهکارهای حقوقی مانع از همنشینی و همکاری رنگین پوستان با طبقه‌ی حاکم سفید می‌شد، جنگید. در آن کشور، دستشویی و مستراح و پیاده‌رو سیاهان و سفیدها جدا بود. اکثریت سیاه حق رای دادن و استخدام در مشاغل دولتی نداشتند، و از حق‌های اندکی بهره‌ور بودند.

می‌خواهم بدانم کدام‌ یک از این‌ها در اسرائیل موجود است، زیرا اگر هست، من اولین کسی خواهم بود که علیه چنین بی‌عدالتی بایستم. با این حال، مانند من، حتما تو هم می‌دانی در اسرائیل چنین محدودیت‌هایی موجود نیست. واقعیت این است که در کنست اسرائيل پانزده نماینده‌ی عرب حضور دارد، چهار تا از جامعه‌ی دروز، به علاوه‌ی یک وزیر، و بی‌شمار دیگرانی که از آفریقا آمده‌اند، از جمله خود من، و من افتخار دارم که رئیس کمیته‌ای در کنست باشم. ما یک قاضی دیوان عالی عرب داریم، سلیم جبران، که نخست وزیر پیشین اسرائیل را به زندان فرستاد.

هر اقلیتی می‌تواند در انتخابات ریاست جمهور و ریاست دولت شرکت کند، و همه‌ی اسرائيلی‌ها دقیقا از همان حقوق و آزادی‌هایی برخوردارند که در قوانین ماندگار قوانین اساسی ما موجود است.

تو بهتر از من می‌دانی که چنین شرایطی در آپارتاید آفریقای جنوبی موجود نبود. در واقع، عکس آن موجود بود. به همین دلیل است که تحلیل تو از اسرائیل در مقایسه با آفریقای جنوبی نه تنها یک دروغ نفرت‌انگیز است بلکه تقلیلی است بر میراث آپارتاید و مبارزه‌ی مردمی که به رهبری پدربزرگ تو جنگیدند را حقیر و بی‌ارزش می‌نمایاند.

هر بار که چنین لاقید عبارت آپارتاید را به زبان می‌آوری، یک تکه از حجم خاطره‌ی رژیمی کم می‌کنی که ده‌ها سال آفریقای جنوبی را شکنجه کرد. با تشبیه اسرائیل به آپارتاید، آنقدرها که به خاطره‌ی رنج مردم وطن تو در ازجان‌گذشتگی در راه آزادی و آزادزیستی آسیب می‌رسد، به اسرائیل آسیب نمی‌رسد. چنین مقایسه‌ی مسخره و مبتذلی این ازجان‌گذشتگی را از اعتبار می‌اندازد و یکی از عظیم‌ترین مبارزات جهان مدرن را بی‌اهمیت جلوه می‌دهد.

اما هنوز دیر نیست که اشتباه خود و این بی‌عدالتی تاریخی را اصلاح کنی. من شخصا تو را دعوت می‌کنم به اسرائیل بیایی و دموکراسی شکوفای ما را از نزدیک ببینی و نهاد مجلس و نمایندگی ما، کنست بزرگ ما را ببینی؛ به چشم خود ببینی حقیقت چقدر از تصویری که تو مذبوحانه در گسترش‌اش می‌کوشی، دور است.

پدربزرگ تو بارها از اسرائیل دیدن کرد و همزمان که مدافع بی‌قید و شرط حقوق کشوری فلسطین بود، «مشروعیت صیونیسم به وطن یهودیت» را به رسمیت شناخت و اعلام کرد که «ما به حق موجودیت کشور اسرائیل در محدوده‌ی مرزهای معین تأکید داریم».

بزرگ‌تر تو، نلسون ماندلا، این در را برای تو باز گذاشت.

می‌توانی بی‌اعتنایی کنی و همچنان به افتراق، دشمنی، و یهودی‌ستیزی ادامه دهی، و یا از آن در وارد شوی و معانی ادراک و گفت و شنود را به گوش جان بنیوشی و شاید برای اولین بار حتی، حکایت مردمی را بشنوی که مانند هم‌وطن‌های تو، نیروی سرکوبگر استعار را شکست دادند و در سرزمین بومی نیاکان خود به آزادی ملی دست یافتند.

اگر مایل به گام برداشتن در راه پدربزرگ‌ات باشی، در من به روی تو باز است.

با احترام و مهر
دکتر آوراهام نگویس
عضو کنست و رئیس کمیته‌ی امور مهاجرت، جذب، و جوامع یهودی خارج از اسرائیل