سخنرانی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در صحن سازمان ملل متحد را نمی توان صرفا به عنوان یک سخنرانی معمولی نگاه کرد. سخنانی که از همان اول، با خشم مقامات رژیم اسلامی حاکم بر ایران همراه بود.

نخست وزیر اسرائیل در این سخنرانی برای جهانیان سخنان تازه و بکری داشت.

او در خلال گله از برخی نهادهای بین المللی به جهانیان یادآوری کرد که بایستی بین خیر و شر یکی را برگزینند و بازی در وسط بین خیر و شر امکان ندارد که اگر اینگونه باشد این بازی در وسط، تنها به نیروهای شر یاری می رساند.

به این بخش از سخنان نتانیاهو دقت کنید: «من هنوز از جنوبگان قاره دیدار نکرده‌ام. اما دوست دارم که روزی به آنجا نیز سفر کنم چرا که شنیده‌ام پنگوئن‌ها هم حامیان مشتاق اسرائیل هستند. شما می‌خندید، اما پنگوئن‌ها هیچ مشکلی با تشخیص اینکه برخی چیزها سیاه و سفید هستند ندارند؛ اینکه برخی مسائل یا درستند و یا غلط.»

نخست وزیر اسرائیل این طعنه سنگین را آغازگاهی می سازد برای اینکه گله خود از نهادهای حقوق بشری را آغاز کند.

گله ای سنگین که حتی منتهی به این می شود که او برخی انتقادها از اسرائیل در این سازمان را «چرند» بخواند.

نتانیاهو از سازمان ملل انتقاد کرد که در شورای امنیت آن و در سازمان های جهانی مربوط به آن، قطعنامه هایی صادر می شود که به تعبیر خود نتانیاهو «مضحک» هستند.

او از یک قطعنامه در سازمان بهداشت جهانی مثال زد که سوریه به عنوان حامی آن در تصویب آن فعال بود. موضوع قطعنامه چه بود؟ انتقاد از اسرائیل بابت شرایط بهداشتی در بلندی های جولان! دقت کنید که چه دولتی یکی از پشتوانه های این قطعنامه بود؛ سوریه! سوریه ای که هزاران هزار از شهروندان خود را به دیار نیستی فرستاده است و تنها حدود ۱۵ هزار کودک را کشته است و شهرهای خود را به تلی از ویرانه تبدیل کرده است.

دولتی که به ریاست بشار اسد به شهروندان غیرنظامی خود هیچ رحمی نمی کند و هزاران بمب بشکه ای را بر سر آنان آوار کرده است. دولتی که از حمایت تمام عیار و جنایتکارانه دو حکومت روسیه پوتینی و ایران جمهوری اسلامی برخوردار است و با وجود سلب مشروعیت جهانی همچنان به حیات ناپاک خود ادامه می دهد. دولتی که به مخالفان خود حتی در خارج از مرزهای سوریه نیز رحم نمی کند. بله! نتانیاهو چنین دولت ددمنش و خالی از حداقل های اخلاقی–انسانی را به حق لایق آن نمی داند که بخواهد از کیفیت بهداشتی اسرائیل ایراد بگیرد!

بحث سوریه شد؛ نگارنده ایرانی است و طبعا وقتی می خواهد درباره سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل بیاندیشد و بنویسید، رابطه این سخنرانی با ایران برایش برجسته و مهم است. پس بگذارید از همینجا پلی بزنیم به بحث ایران و نظام حاکم بر ایران را به یاد مخاطب بیاوریم؛ جمهوری اسلامی.

نظامی که به شهادت آمار بزرگترین حکومت حامی تروریسم است و عملا و رسما و علنا هر روز اسرائیل را تهدید به نابودی می کند و به گروه های معارض با اسرائیل – حزب الله لبنان و حماس و گروه های ریز و درشت دیگر – حمایت های سنگین مالی و نظامی می رساند.

همین نظام که شاید بتوان آن را بزرگترین حکومت شر جهان کنونی دانست، از همان دولتی در سوریه حمایت می کند که نخست وزیر اسرائیل به درستی در بالا به رفتار جنایتکارانه آن با شهروندانش اشاره داشت. دقت کنید که به شهادت نماینده ویژه سازمان ملل در امور سوریه، ایران سالانه و حداقل ۶ میلیارد دلار به بشار اسد کمک های مالی و غیرمالی می رساند و این غیر از حضور نیروهای نظامی ایران و کشته شدن آن هاست.

نکته آن است که این حضور سنگین جمهوری اسلامی در سوریه نیست مگر برای حفظ کریدوری که بتوان از طریق آن به حزب الله لبنان برای مبارزه با اسرائیل یاری رساند. یعنی هدف نهایی اسرائیل است. نه مگر رهبر ایران – سیدعلی خامنه ای – تهدید کرد که تا ۲۵ سال آینده اسرائیل وجود نخواهد داشت و حتی به منظور عملیاتی کردن این تهدید، روزشمار نابودی اسرائیل را در تهران نصب کرده اند؟ «حسین همدانی» از نظامیان ارشد سپاه پاسداران که در سوریه کشته شد عملا در یک مصاحبه بسیار مهم نفس حضور ایران در سوریه را روشن کرد. به این بند از سخنان او دقت کنید: «ازنظر ژئوپلیتیکی هم سوریه کلید اتصال سه قاره اروپا، آسیا و آفریقاست. یکی از اهداف و آرمانهای مهم انقلاب اسلامی که امام خمینی(ره) فرمودند، آزادی قدس است. این هدف، میانی و کوتاهمدت نیست. حضرت امام(ره) برای این کار سرمایه گذاری و هزینه کرده اند. امام در پایان دفاع مقدس 2 نامه مینویسند. در آنجا هم دستبردار نیستند و میگویند ما غزه را آزاد میکنیم، ما قدس را آزاد میکنیم. برای تشکیل گروههای مقاومت و نگهداشتن کشورهای این جبهه تاكنون هزینه هم کردیم. در سالهای پس از انقلاب اسلامی، کشورهای مقاومت یکی پس از دیگری این جبهه را ترک کردند و رفتند به سمت سازش. روابطی که جمهوری اسلامی با سوریه برقرار کرده به خصوص با توجه به ظرفیتهایی که در حافظ اسد وجود داشته است یک سرمایه ارزشمند است و اهمیت استراتژیک دارد. لذا لازم بود از این سرمایه حفاظت کند.»

با توجه به چنین مساله و استراتژی کلان جمهوری اسلامی برای مبارزه با اسرائیل است که نتانیاهو بخش قابل توجهی از سخنرانی اش را به ایران اختصاص داد.

او به درستی به نقش مخرب جمهوری اسلامی در منطقه اشاره کرد و با اشاره به همین مساله سوریه تاکید کرد که اسرائیل جلوی تاسیس پایگاه های نظامی دائمی ایران در سوریه را خواهد گرفت و به شدت علیه تولید تسلیحات مرگبار توسط ایران در سوریه و لبنان اقدام خواهد کرد.

در واقع جمهوری اسلامی شبیه به هیولای هفت سری شده است که با توجه به دلارهای نفتی هیچ ابایی از آشوب افکنی و آتش افروزی در جهات نیات آخرالزمانی و شوم و شرم آور خود ندارد. بدون شک نیت اصلی جمهوری اسلامی ایران در منطقه به شهادت گفته های گوناگون سران آن – از خامنه ای تا دیگران – نابودی اسرائیل است. پس به نخست وزیر اسرائیل حق بدهیم که نگرانی خود از اسرائیل را مدام ابراز کند و بگوید: ‌«ایران همه‌روزه ندای نابودی اسرائیل را سر می‌دهد؛ از جمله همین چند روز پیش توسط رییس ستاد کل نیروهای مسلح خود. ایران یک کارزار تسخیر در سرتاسر خاورمیانه به راه انداخته و به منظور تهدید همه جهان در حال توسعه موشک‌های بالیستیک است.»

با چنین حساب و کتابی است که نتانیاهو به برجام حمله می برد و از دونالد ترامپ تشکر می کند که این قرارداد بد هسته ای بین ایران و غرب را برای آمریکا شرم آور و مایه آبروریزی خوانده است.

نتانیاهو به درستی اشاره کرد که در قرارداد اتمی ایران بندی وجود دارد که «تاریخ اعتبار» نام دارد. بر اساس این بند ایران پس از چند سال قادر خواهد بود با تایید جهانی به برنامه غنی سازی اورانیوم بپردازد و نظام جمهوری اسلامی به راحتی در مسیر دستیابی به بمب هسته ای قرار خواهد گرفت. این جدای از این است که به درستی همانطور که دولت ترامپ می گوید روح برجام از سوی ایران نقض شده است.

اگر برجام قرار بود ایران را در منطقه مهار کند، چرا این کشور دست خود را بیش از پیش دراز کرده است و با تشکیل گروه های متعدد شبه نظامی در عراق مشغول ساخت حفاظ امنیتی برای یک کریدور نظامی از غرب ایران به لبنان است؟ آیا می دانستیم کمک های سالانه جمهوری اسلامی به لبنان پس از برداشته شدن تحریم ها از ۲۰۰ میلیون دلار در سال به ۸۰۰ میلیون دلار در سال افزایش پیدا کرده است؟

با این وصف شما به بنیامین نتانیاهو حق نمی دهید که از مست شدن رژیمی یهودستیز که حیات اسرائیل را روزانه تهدید می کند بهراسد و سعی کند علیه آن یک اجماع جهانی به وجود بیاورد؟ جمهوری اسلامی چه باید بکند تا به تعبیر نتانیاهو در آغاز این نوشته، برخی قادر به تشخیص امر درست از امر نادرست و خیر از شر باشند؟

نکته بسیار مهم دیگری که در سخنان نتانیاهو وجود داشت خط فاصل روشنی بود که او بین حکومت ایران و مردم ایران کشید. او در حالیکه خامنه ای را «دیکتاتور ایران» خطاب کرد و به او هشدار داد که «نور اسرائیل هرگز خاموش نخواهد شد» و صراحتا گفت:‌ «تا زمانی که رژیم ایران به دنبال نابودی اسرائیل باشد، ایران با دشمنی سرسخت تر از اسرائیل مواجه نخواهد شد». برای مردم ایران اما دست دوستی دراز کرد و به زبان فارسی خطاب به آنان گفت:‌ «شما دوست ما هستید». او خطاب به ایرانیان گفت که چهره «ندا آقا سلطان» که خونین روی خیابان های تهران در خرداد ۸۸ می غلطید را فراموش نکرده است و مطمئن است که جان های آزاده ایرانی نیز این شهید راه آزادی را فراموش نکرده اند. این پیام نخست وزیر اسرائیل مبنی بر فراموش نکردن خون ندا آقاسلطان، باید مایه شرمساری و خجالت کسانی باشد که از جنبش دموکراسی مردم ایران در سال ۸۸ بالا رفتند اما کارشان به جایی رسید که قاتلان ندا آقا سلطان همچون حسین همدانی – از فرماندهان ارشد سپاه و از عوامل اصلی سرکوب سال ۸۸ – را «شهید» خواندند.