آقای گرینبلات، دو جانب دعوا را به زور در قراردادی غیرممکن نچپان. اهمیت آموزش را دست کم نگیر. بر تغییر آموخته‌های فلسطینی‌ها در خصوص اسرائيلی‌ها، اصرار بورز، شاید این در، به روی تو گشوده شود.

آقای گرینبلات عزیز، آرزو می‌کنم در گشودن راهی به سوی پیشرفت، در جبهه‌ی اسرائیل و فلسطینیان موفق باشی. شاید تو هم به اندازه‌ی ما از حضور خود در این منطقه، در حیرت باشی. نمی‌دانم اختیارات تو در چه حدی است، و یا چه خواهد شد هنگامی که از منطقه، به خانه بازگردی. شاید تو هم ندانی.

اما از آنجایی که این شاید اولویت اول تو نباشد، و از آنجایی که تو اولین مقام رسمی هستی که از سوی رئیس جمهور تازه به منظور ایجاد صلح آمده‌ای، اجازه بده از منظر یک اسرائيلی که با نارضایتی سال‌ها شاهد بوده که تلاش‌های متعدد با نیات خیر، به شکست‌های پی در پی منتهی شده‌اند، به تو چند نصیحت بکنم.

بدنه‌ی اصلی جامعه‌ی اسرائیل می‌خواهد از فلسطینیان جدا باشد، و نه فقط به خاطر یک عشقی عمیق به این همسایه‌، بلکه به سادگی، به خاطر خودمان. این تنها کشوری در جهان است که اکثریت مردم‌اش یهودی‌اند. و ما اصرار داریم که این کشور، دموکراتیک باقی بماند. از آنجایی که اکنون در میانه‌ی دریای مدیترانه و رود اردن شمار غیریهودیان با یهودیان برابر شده، ما می‌بایست یا از شمار زیاد فلسطینیان جدا شویم، و یا کشور یهودی را از دست بدهیم و یا دموکراسی خود را به خطر بیندازیم. ما تأکید مؤکد به حق تاریخی خود بر سرزمین مورد مناقشه، کرانه‌ی باختری، یهودا و سامره‌ی یادشده در کتاب مقدس داریم اما دست‌اندازی به چنین حقی خطر آسیب‌زنی به اسرائیل یهودی دموکراتیک را در پی دارد، و بنا به این ما ضرورت مصالحه را میلیون‌ها فلسطینی، که آنها نیز در این منطقه صاحب حق‌اند را درک می‌کنیم.

بسیاری از ما نیز بر این باوریم که کنترل زندگی فلسطینیان از سوی اسرائيل، حتی در همین اندازه‌ی اندکی که اکنون جاری است، برای فلسطینیان بد و برای ما موجب تباهی است (اسرائیل جریان زندگی روزمره‌ی فلسطینیان در شهرهای کرانه‌ی باختری را تحت کنترل ندارد). بسیاری از ما اسرائیلی‌ها، نیز به همین خاطر، از خواسته‌ی برخی سیاستمداران جناح راست به انضمام بخشی یا تمامی کرانه‌ی باختری در حیرت‌ایم. چرا می‌بایست بخواهیم میلیون‌ها فلسطینی خشمگین تحت حاکمیت ما زندگی کنند؟

ما همچنین بر این باوریم که وقت تنگ است. جمعیت‌سنج‌ها در گفتگوهای درون‌گروهی در این باره اختلاف عقیده دارند، و بسیاری از ما با جمعیت‌سنج‌ها اختلاف عقیده داریم، اما عقیده‌ی عمومی این است که چندین دهه‌ی دیگر شمار غیریهودیان در مناطق میان دریا و رود، از یهودیان بالا خواهد زد. و بنا به همین، این جدایی، فوریت زمانی دارد.

می‌پرسید، اگر تا این حد آشکار است، چرا تا کنون خود را از فلسطینیان جدا نکرده‌ایم؟ چرا این‌‌‌همه به پیشینیان شما در دولت اوباما این‌همه فشار آورده‌ایم، به درخواست‌های ایشان برای ورود به ریسک‌ّ تملک قلمرو، پشت پا زده‌ایم، گفتگوهای آنها مبنی بر حصارهای چندین‌لایه‌ی امنیتی و دیگر مباحثی که ممکن بود ظاهرا بعد از عقب‌نشینی به مرزهایی اندکی متفاوت با پیشا ۱۹۶۷ امن نگه دارد، پاسخ منفی داده‌ایم؟

چرا؟ زیرا ما به فلسطینی‌ها اعتماد نداریم. باور ما این است که ممکن است در صورت تهاجم و خشونت از سوی آنها، آسیب‌پذیر باشیم. و حتی اگر می‌خواستیم تردیدهای خود را در خصوص رژیم فعلی محمود عباس کنار بگذاریم، می‌دانیم که در صورتی که نیروی دفاعی اسرائيل در کرانه‌ی باختری فعال نباشد، او به آسانی از سوی حماس و دیگر افراطیون کنار زده می‌شود. و اگر حماس و دیگر افراطیون بر آن منطقه حاکم باشند، همچنان که در پس از خروج ما در ۲۰۰۵ در غزه اتفاق افتاد، اسرائيل فلج خواهد شد. هر نقطه‌ای از اسرائيل از هر نقطه‌ای از کرانه‌ی باختری، می‌تواند با راکت مورد حمله قرار گیرد. در طول جنگ با حماس در غزه، در ۲۰۱۴، توانستیم ۵۰ روز دوام بیاوریم. اما اگر حماس کنترل کرانه‌ی باختری را در دست بگیرد، یک روز هم دوام نخواهیم آورد.

همیشه به اندازه‌ی امروز اینهمه به عباس بدگمان نبودیم. پس از آنکه تلاش‌های ایجاد صلح سال ۲۰۰۰ در دولت کلینتون از سوی یاسر عرفات به شکست انجامید، ما به این نتیجه رسیدیم که عرفات هرگز واقعا با اسرائيل به عنوان کشور یهود صلح نخواهد کرد.

متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید

http://www.timesofisrael.com/advice-for-trumps-would-be-peacemaker/