در چنین روزهایی نقش نقش سیاسی میانه روها (در اسرائیل) چیست؟

اذعان کند واقعیت، چندلایه و پیچیده است. اذغان کند راه حل سهل و ساده وجود ندارد.

می دانیم که استقامت ملی یعنی ما می بایست از خود مراقبت و محافظت کنیم – هم از تروریست های چاقوزن، و هم از مردمی که می خواهند ما را تبدیل به چیزی کنند که برای ما ممکن نیست.

واقعیت این است که زمان آن که یهودیان مثل گله گوسفند به کشتارگاه بروند گذشته است، و اگر کسی با چاقو به سمت ما بیاید می بایست به ضرب گلوله بکشیمش. اما این هم واقعیت است که یک یهودی بالای سر جسد خونین هلهله نمی کند زیرا سنت های ما به آموخته اند “از شکست دشمنانت خوشحال نباش،”؛ از دید ما، مرگ مقدس نیست، زندگی مقدس است.

درست است که شما می بایست از خود به هر قیمتی محافظت کنید. اما قتل کسی که بیهوش بر زمین افتاده است حرام است، حتی اگر آن فرد یک تروریست باشد.

درست است که یهودیان 2000 سال آزگار رو به تپه معبد مقدس (در اورشلیم) دعا کرده اند و آزادسازی دیوار ندبه کم از معجزه نبود. اما این هم واقعیت است که ما در پی یک «انتفاضه سوم» نیستیم و تمایلی به شعله ور کردن آتش جهاد در جهان عرب نداریم.

درست است که اورشلیم به دو قسمت تقسیم نخواهد شد، اما اگر دیوارهای سیمانی قادرند کودکستان ها و مدارس را محافظت کنند، بهتر است این دیوارها را بسازیم تا بچه ها کابوس کوکتل مولوتف نداشته باشند. این ها بچه اند، سرباز نیستند.

درست است که تخریب خانه تروریست ها قدمی موجه در مقابله با تروریسم است، اما اگر این اقدام می بایست با حکم دادگاه عالی و با طی مراحل قانونی ضروری انجام شود، بنابرین این همان مسیری است که باید طی کند و ما نمی بایست زیر فشار سخنان تحریک آمیز از اجرای قانون عقب بنشینیم.

واقعیت این است که رفتار و اعمال یهودستیز بسیار زیاد است – نیمی از جهان علیه ماست و برخورد رسانه های جهانی با ما خصمانه است. اما این هم واقعیت دارد که ما دوستان بسیاری داریم و می بایست آماده شنیدن نصایح آنها باشیم و ارزش پشتیبانی آنها از ما را بدانیم.

واقعیت این است که فلسطینی ها – 3.5 میلیون مسلمانی که مثل استخوان در گلوی ما گیر کرده اند – همراه ما نیستند بلکه دشمن مایند. اما این واقعیت دارد که درست به همین خاطر ما می بایست هر چه زودتر و با دقت هر چه بیشتر خود را از آنها جدا کنیم، و نیروی دفاعی می بایست کنترل خود بر قلمرو آنها را برای مراقبت از ساکنان یهود حفظ کند.

درست که نمایندگان عرب کنست، به خصوص اعضای حزب بلاد، مسؤولیت پذیر نیستند و به آشوب خیابان دامن می زنند و شرایط همزیستی را زیر پا می گذارند، و کنست می بایست در مورد آنها تصمیمی اتخاذ کند. اما این هم واقعیت است که ما نمی بایست به ساز آنها برقصیم و می بایست در نظر بگیریم که 1.2 میلیون عرب اسرائیلی در کشور ما زندگی می کند و ما باید راهی برای همزیستی با آنها بیابیم.

درست است که چپ رادیکال متوهم و خائن است و راست رادیکال دست به خشونت می زند و قانون شکنی می کند. اما این هم درست است که اکثریت عظیم ما شبیه به اینها نیستیم. اکثریت عظیم اسرائیلی ها میانه رو اند، و تمایل ندارند افراطی ها کنترل زندگی شان را به دست بگیرند.

ما از رهبری اسرائیل می خواهیم راه حلی بیابد.

رهبری ای که ما در اسرائیل سر کار می آوریم می گوید ما می بایست در برابر دشمنانمان با قدرت بایستیم و خم به ابرو نیاوریم، اما همزمان هویت خود را حفظ کنیم – به یاد داشته باشیم که هیچ راه حل فوری و ساده ای موجود نیست، که راهی که در پیش داریم طولانی است، که نمی توانیم میان عشق به زنده ماندن و ارزش های یهودیت یکی را انتخاب کنیم – می بایست هر دو را حفظ کنیم.

در روزهایی شبیه به این روزها، می بایست با هم متحد باشیم.

اتحاد زمانی بوجود آمد که مردم دانستند آنچه آنها می خواهند و باور دارند تمام حقیقت نیست. به گفته ابن میمون، “راه مستقیم، راه میانه است.”

آنچه این کشور در این روزها به آن نیاز دارد، بیش از همیشه، کشف دوباره زبان مشترک ماست. قدرت واقعی ما از اتحاد ما برمی خیزد و اتحاد ما از درک متقابل تفاوت هامان ناشی می شود.

ما مصمم ایم و ما به اخلاق باور داریم. برای زندگی خود می جنگیم و حرمت انسان را حفظ می کنیم. از یهودیان دفاع می کنیم و ارزش های یهودیت را از یاد نمی بریم.

اگر نفرت کنیم، شکست می خوریم. اگر شبیه به آنها شویم، شکست می خوریم.

اگر راهی را – حتی در این روزهای دشوار – بیابیم که ما را متحد می کند، هیچ کس هیچ وقت نخواهد توانست ما را شکست دهد.