وقتی در اسرائیل پرستار باشی و به خاطر مذهبت یا رنگ پوستت، بیمارت نخواهد نزدیکش بروی…

در پی تظاهرات سراسری دیروز، علیه تیراندازی مرگبار به نوجوان اتیوپیایی-اسرائیلی، «سلیمان تکاه» به دست افسری خارج از ساعت خدمت، «تری تساما»، قابله اتیوپیایی-اسرائیلی در اخبار صبح کانال ۱۲ اسرائیل ظاهر شد.

«تساما» که در «مرکز درمانی ایخیلوف» تل آویو به کار مشغول است، در شب تظاهرات بر فیس بوک نوشته بود با آنشب با هر مادری که نوزادش را با کمک او به دنیا می آورد، گریسته است: «زائوها برای بچه هایی که دنیا می آوردند گریه میکردند و من به خاطر جانهایی که بی دلیل گرفته شدند، (۱۱ اتیوپیایی-اسرائیلی) گریه میکردم.»

وی به خاطر آورد زنی را که وقتی او وارد اتاق شد در میانهٔ زایمان ایستاد و رو به نرسهای دیگر فریاد زد، «این کوشیت را نمیخوام» (کلمه عبری معادل نیگرو). تساما اشاره کرد احساس «تحقیر و رنج» آن واقعه را تا امروز بر دوش دارد.

عبارات او، خاطرات سیلی-خورده و خجالت-کشیدهٔ خودم از زمانی که در بخش زایمان و اطفال مرکز درمانی شهر عرب-اسرائیلی«ابو گوش» که آنجا کار میکردم را بیادم آورد. هر ساله روز یادبود هولوکاست، برنامه قرارهای ویزیت پیش-از-زایمان ام طوری تنظیم میکردم که بتوانم دو-دقیقه سکوت به احترام خاطره مقدس عزیزانم که هرگز ندیده ام، چهار پدربزرگ و مادربزرگ، یک عموی نوجوان، یک خاله سه-چهار ساله، و یک عموی جوانتر را بجا بیاورم. همچنانکه در سکوت می ایستادم و اشکها بر گونه ام جاری میشد، زنی فریاد زد و با مشت به در قفل-شدهٔ اتاق کوبید.

ساعت ۱۱:۰۲ بود که در را باز کردم، و او تقریبا افتاد توی اتاق کار من، روی میز کارم، و داد کشید، «قرار من ساعت ۱۱ بود، چرا معطلم کردی؟».

من، که زیر میز زانوهایم به لرزه افتاده بود، گفتم «نه، قرار شما ساعت ۱۱:۱۵ بود. اینجا نوشته».

«ساعت ۱۱ هیچکس توی اتاقت نبود».

«آنموقع، آژیر را می‌زدند».

«ما مجبور نیستیم منتظر آژیر شما باشیم! همه-تان را باید میکشتند».

متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید:
https://blogs.timesofisrael.com/racism-hurts-2-nurses-1-ethiopian-1-american-both-israelis/