در واقع، این روز ها چنان بحث و جدلی درباره توافق ایران درگرفته که بنظر هیچ نکته ناگفته ای باقی نمانده است.
استدلال ها جلوه پیچیده ای دارند، و بنظر می آید که هر دو طرف موافق و مخالف به استدلال ها خود باور عمیقی دارند. در بسیاری از مواقع، آن ها آنقدر مجاب کننده هستند که فراموش کردن نظرات خود بنظر عادی می آید.
در هر صورت، من باور دارم که نحوه در نظر گرفتن این توافق را می توان در توضیح ساده پیش رو خلاصه کرد.
اول از همه، این توافق مشخصأ توافقی بد است. حتی رییس جمهور اوباما هم به کاملأ خوب بودن آن باور ندارد. در واقع، او تنها استدلال می کند که این توافق تنها گزینه مناسب در مقایسه با دیگر انتخاب هاست. در پایه این تعریف، این توافق به این دلیل خوب است که تنها توافق ممکن است. ولی تعریف یک توافق خوب این نیست.
اوباما به طور ممتد این سوال نخ نما را می پرسد، که “جایگزین این توافق چیست؟”، که خود در ادامه به آن پاسخ می دهد؛ “تحریم های بیشتر؟ پیشتر مشاهده کرده ایم که عملکرد آن ها چطور است. این تحریم ها در طول سالیان مانع ایرانیان نشدند، و تنها تضمین کننده دسترسی ایران به بمب هسته ای هستند.”
جوابی که رییس جمهور به سوال تحریم های بیشتر می دهد بنظر صحیح می آید، و به همین دلیل مردم این گزینه را غیرقابل قبول می بینند.
ولی دقیقأ در همین نقطه صحبت اوباماست که او شروع به شعبده بازی می کند. همانند هر شعبده باز و دروغگوی خوبی، او بسیار ماهرانه عمل می کند. اگر پلک بزنید متوجه آن نخواهید شد. اوباما سپس خواهد گفت، “جنگ؟ ما پیشتر تجربه جنگ عراق را داشته ایم و فکر نمی کنم کسی خواستار بازگشت به آن وضعیت باشد.” متوجه شعبده بازی شدید؟
بازی با حقیقت در دروغ بودن گفته رییس جمهور درباره گزینه دوم شکل می گیرد.
این بازی با کلمه “جنگ” است. او جنگ را به صورت جایگزینی برای توافق به تصویر می کشد. و سپس به سرعت تجربیات اسف بار آمریکا در جنگ عراق را ذکر می کند.
جایگزین توافق با ایران بمباران کردن نیروگاه های هسته ای آنان است. و این گزینه بسیار دور از جنگ است، حداقل نه برای آمریکا. افزایش تروریسم؟ شاید. ولی جنگ، نه.
با وجود اینکه رییس جمهور کنونی آمریکا یک صلح طلب و مماشات کننده است، کاملأ مشخص است که حمله به ایران بهترین راه برای تضمین جهانی امن است.
این کار باعث خواهد شد که برنامه هسته ای ایران چندین سال به عقب بازگردد. اگر نتیجه مناسبی بدست نیامد، آمریکا می تواند در صورت لزوم باز هم به حمله دست بزند.
در این حین، رژیم ایران حداقل از لحاظ اقتصادی ضعیف تر خواهد شد، و همچنین قابلیت آن برای حمایت از تروریسم و جنگ افروزی کاهش خواهد یافت. علاوه بر این، رقابتی برای تکثیر تسلیحات اتمی در خاورمیانه شکل نخواهد گرفت، و اعتماد به روابط میان آمریکا و هم پیمانانش در منطقه باز خواهد گشت.
به طور خلاصه، حمله آمریکا به نیروگاه های اتمی ایران بهترین راه رسیدن به توافقی خوب است. می توان دقیقأ پس از حمله، یا پس از آن به سراغ این توافق رفت. نکته ای که در اینجا اهمیت بسیاری دارد، این است که این حملات جنگ نیستند، و در واقع تصور اینکه چگونه ممکن است به جنگی که برای توجیه این توافق بد به کار می رود منجر شود دشوار است.