33 نماینده پارلمان ایران طرحی دو فوریتی را ارائه داده اند که بر اساس یکی از مواد این طرح ( بند 11) ورزشکاران ایرانی نمیتوانند در میادین بین المللی با ملی پوشان اسرائیلی مسابقه بدهند. این طرح 14 ماده ای زیر عنوان «مقابله خصمانه با اقدامات رژیم صهیونیستی علیه صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی» به تصویب رسیده است.

به نظر می رسد در صورت تایید نهایی این قانون که احتمالا مشکلی برای تایید شدن در شورای نگهبان را هم نخواهد داشت مسابقه ندادن ورزشکاران ایرانی با حریفان اسرائیلی در میادین ورزشی با توسل به انواع روشها و ترفندهای فریبکارانه جنبه رسمی و قانونی به خود خواهد گرفت.

تا قبل از تصویب این قانون در مجلس جمهوری اسلامی، ورزشکاران ایرانی تحت فشار مدیران تیم های ورزشی که مستقیما از یک فرد مسئول در تهران دستور می گرفتند مجبور به بکارگیری ترفند هایی بودند تا قبل از رویارویی با حریف اسرائیلی بایک باخت تعمدی در مرحله ماقبل رویارویی، یا تمارض به آسیب دیدگی بتوانند از مسابقه دادن با ورزشکار اسرائیلی قسر در روند و البته ادعا می شد که این اتفاق تصمیم خود ورزشکار بوده است.

این فریبکاری تا مدتها ادامه داشت تا اینکه گروهها و افراد مستقل در خارج از ایران و حتی خود ورزشکارانی که از این باخت های عمدی و آسیب دیدگی ها دروغین به تنگ آمده بودند موضوع را به مجامع بین المللی گزارش دادند.

4 دهه سیاست ارعاب و اجبار
در واقع ظرف 4 دهه گذشته تا به امروز، ورزشکاران ایرانی در میادین مختلف ورزشی با مشکلات زیادی به لحاظ رویارو شدن با ورزشکاران اسرائیلی در مسابقات بین المللی روبرو بوده اند. پس از انقلاب ایران در سال 1979 نخستین رویارویی ورزشکاران ایرانی با اسرائیل در رقابت های کشتی فرنگی در سال 1983 اتفاق افتاد که بیژن سیف خانی با حریف اسرائیلی خود بر روی تشک حاضر شد و وی را شکست داد اما بلافاصله علی اکبر ولایتی دستور بازگشت کاروان ورزشی ایران را از مسابقات صادر کرد.

از آن زمان تا به امروز سیاست حکومت اسلامی با ارعاب و اجبار ورزشکاران در عرصه های ورزشی جهانی همراه بود. این شیوه ها از حاضر نشدن در میدان رقابت، باخت عمدی برای نخوردن به قرعه اسرائیل تا مصدوم شدن های مصلحتی برای مسابقه ندادن را در بر می گرفت و به تدریج به رویه عادی و فریبکارانه حکومت ایران برای خودداری اجباری ورزشکارانش از مسابقه با حریفان اسرائیلی در میادین ورزشی مبدل شد.

نقش مستقیم رهبر ایران؟
یک بررسی دقیق نشان میدهد شخص رهبر جمهوری اسلامی نقش مستقیم در منع ورزشکاران ایرانی از مسابقه دادن با حریفان اسرائیلی ایفا می کند. شاهد این مدعا تقدیر و پاداش هایی است که آیت الله خامنه ای برای ورزشکارانی که با حریف اسرائیلی مسابقه ندادند در نظر گرفت.

رهبر ایران چند سال قبل از علیرضا کریمی کشتی گیر جوانی که تحت فشار مدیران تیم و با فریاد های «بباز بباز» مربیان در بیرون تشک برای برخورد نکردن به قرعه حریف اسرائیلی تن به باخت داده بود تقدیر جانانه ای بعمل آورد و به جای دادن چفیه خود که رسم مرسوم وی در هدیه دادن است یکی از انگشترهای عقیق خود را به پاس قدردانی از این ورزشکار تقدیم او کرد.

این اقدام آیت الله خامنه ای تشویقی برای سایر ورزشکاران بود که در صورت تکرار اقدام مشابه قطعا مورد حمایت حکومت بوده و به هر لحاظ تامین خواهند شد.

خامنه ای در اکتبر 2018 بدون توجه به مقررات بین المللی، یک دستور غیررسمی در دیدار با ورزشکاران مدال آور جهانی صادر کرد و خطاب به آنها گفت: «از مسابقه ندادن با ورزشکاران اسرائیلی به خاطر نارضایتی نهادهای بین المللی نترسید، به درک که خوششان نمی آید،نمی توانند هیچ غلطی بکنند!»

این اظهارات وی در حالی است که خودداری از مسابقه دادن در میادین ورزشی بین المللی طبق قوانین کمیته بین المللی المپیک و مقررات حاکم بر فدراسیون های جهانی ورزشی امری ممنوع است.

طبیعی است که اینگونه نگرش رهبر حکومت ایران، در نهادی همچون مجلس این رژیم که دستچین منصوبان وی در شورای نگهبان است تبلور و بازخورد داشته باشد. نمایندگان مجلس در ایران قبل از انتخاب شدن به وسیله مردم در فرایند انتخابات، از سوی شورای نگهبان که اعضایش دست نشانده آیت لله خامنه ای هستند انتخاب می شوند و اکنون همین نمایندگان غیرمستقل مجلس طرحی فوری را به تصویب رسانده اند که بر اساس آن ورزشکاران ایرانی حق ندارند در هیچیک از رقابت های رسمی و تدارکاتی خارجی با ورزشکاران اسرائیلی مسابقه دهند.

به باور آگاهان تصویب این طرح تبعات سنگینی برای ورزش ایران به همراه خواهد داشت زیرا ایران تا به حال هیچ قانون رسمی برای رویارو نشدن ورزشکارانش با نمایندگان اسرائیل نداشته‌ اما به نظر می رسد طرح مصوب‌شده، می‌تواند تنبیهی شدیدی برای ورزش ایران به همراه داشته باشد. بر این اساس، ماده ١١ طرحی که مجلس ایران تصویب کرده می تواند به عنوان یک قانون رسمی مورد توجه کمیته بین‌المللی المپیک قرار بگیرد تا ورزش ایران ا از حضور در تمامی مسابقات بین المملی محروم سازد.

یهود ستیزی همه جناح های سیاسی ایران
در میان جناح های سیاسی داخل ایران همه گروههای سیاسی حتی اصلاح طلبان، حامی گفتمان رسمی حکومت در موضوع یهودستیزی هستند که به نظر می رسد این امر ناشی از ساختار و ماهیت یکدست حکومت روحانیون حاکم بر ایران است که حتی رسانه های نوشتاری را نیز با خود همراه کرده است.

این نگرش یکدست حاکمیت منجر به نقض حقوق شهروندان وورزشکارانی شده که سالها برای کسب مدال و عناوین ورزشی تمرین می کنند و در نهایت با یک دستور دیکته شده مجبور به باخت عمدی یا مصدومیت دروغین برای روبرو نشدن با ورزشکاران اسرائیلی می شوند و به این ترتیب شانس خود را برای کسب عناوین مهم جهانی از دست می دهند.

این سیاست منع در حالی از سوی حکومت ایران دنبال می شود که در حال حاضر ورزشکاران فلسطینی با ورزشکاران اسرائیلی در میادین ورزشی مسابقه می دهند اما مسئولان حکومت اسلامی همواره کاسه داغتر از آش بوده و در راستای منافع یک جناح اقلیت تندروی نظامی که اقبال ومحبوبیت چندانی هم در میان فلسطینی ها ندارد، به ترویج نفرت پراکنی علیه یهود مبادرت می کنند.

شورش علیه تصمیمات سیاسی نابجا
با این حال از حدود یک سال قبل دردسرهای ایران با طغیان چند ورزشکار حرفه ای که در مسابقات جهانی تحت فشار برای باختن یا آسیب دیدگی برای روبرو نشدن با حریف اسرائیلی قرار داشتند آغاز شد و به عبارتی با کنار رفتن پرده ها ابعاد تقلب سازمان یافته مسولان ایرانی برای قسر دررفتن از مسابقه با حریف اسرائیلی برملا شد.

سعید مولایی از جمله این ورزشکاران بود که در اعتراض به فشارهای وارد شده برای روبرونشدن با حریف اسرائیلی به آلمان پناهنده شد و قرار است به زودی در دادگاهی که از قضا شاکی آن فدراسیون جودوی جمهوری اسلامی است حاضر شود که در صورت شهادت دادن این ورزشکار علیه مسئولان ورزشی جمهوری اسلامی امکان تعلیق مادام العمر جودو و حتی کل ورزش ایران وجود دارد.

از دیگر ورزشکاران معترض به فریبکاری مسئولان ورزش ایران وحید سرلک است. او که از فشار مسولان ورزش ایران برای باخت های عمدی به منظور روبرو نشدن با ورزشکاران اسرائیلی به تنگ آمده بود کمی قبل تر از پناهندگی به آلمان در مصاحبه با خبرگزاری حکومتی مهر گفته بود: «شاید این داستان تکراری باشد که من با وعده مسئولان فدراسیون جودو و برای جلوگیری از محرومیت فدراسیون جودو مصلحتی به نماینده آذربایجان باختم تا دور بعد به نماینده اسرائیل برخورد نکنم چرا که اگر من با اسرائیلی بازی نمی کردم فدراسیون محروم می شد. در همان مسابقه می توانستم به مدال برنز برسم ولی با این نقشه آنها موفق به این کار نشدم و وقتی هم به ایران برگشتم همه قولهای خانه و ماشین که به من دادند فراموش شد.»

سومین شورشی ناراضی از رفتارهای مسولان ورزش ایران محمد منصوری سرمربی تیم ملی جودوی ایران و در واقع مربی سعید مولایی است که پس از فشارها برای باختن شاگردانش برای نخوردن به قرعه اسرائیل به آلمان پناهنده شد و قرار است چند ماه بعد در دادگاه او نیز به همراه مولایی و سرلک علیه مسئولان متقلب ورزش ایران شهادت دهد.

ورزشکارانی که قربانی سیاست حکومت شدند
با این حال کم نیستند ورزشکاران ایرانی که قربانی سیاست نفرت انگیزی سران حکومت ایران شده و با باخت های عمدی یا مصدومیت های مصلحتی مجبور شدند از مدال های افتخار آوری که می توانست نصیب شان شود چشم پوشی کنند. علیرضا کریمی کشتی گیر در مسابقات جهانی بلغارستان با باخت عمدی مقابل روسیه، آرش میر اسماعیلی جودوکار با افزایش عمدی وزن خود، محمد علیرضایی شناگر با عدم حضور بر روی سکوی استارت، وحید هاشمیان فوتبالیست ایرانی تحت فشار و تماس های تهدید آمیز فدراسیون فوتبال، محسن حاجی پور کشتی گیر با باخت عمدی مقابل نماینده مولداوی، فاطمه برقول شطرنج باز نابینا تحت فشار فدراسیون، صالح نجفی شطرنج باز 10 ساله، غلامحسین ذوالقدر تکواندو کار با نرفتن بر روی سکو برای دریافت مدال به خاطر حضور وزشکار اسرائیلی و مصطفی صالحی زاده فرنگی کار که تحت فشار و ارعاب مقابل ورزشکار اسرائیلی بر روی تشک نرفت، نمونه های واضحی از کسانی هستند که اعتبار حرفه ورزشی خود را فدای سیاست توسعه نفرت انگیزی جمهوری اسلامی کردند تا با حریفان اسرائیلی روبرو نشوند.

عقلانیت، حلقه گمشده تصمیم گیری
در حالیکه باید مسئولان یک کشور ونمایندگان پارلمان باید مصالح کشور را در تصمیم گیری ها لحاظ کنند، به نظر می رسد با مصوبه اخیر مجلس ایران، دست اندرکاران حکومت اسلامی عملا در حال رسمیت بخشیدن به انزوای هرچه بیشتر ایران هستند.

نکته شگفت آور اینکه طراحان طرح حتی با افتخار از انزوای ایران به نیکی یاد می کنند بطوریکه عزیزی عضو هئیت رئیسه فراکسیون ورزش در پارلمان ایران در خصوص مصوبه منع رقابت ورزشکاران ایرانی با ورزشکاران اسرائیلی به تارنمای اعتماد آنلاین می گوید: «در مباحث اعتقادی ما چیزی به نام اسرائیل وجود ندارد، ورزش ایران تعلیق شود چه ایرادی دارد؟! اما ما از مباحث اعتقادی خود عدول نمی کنیم»

به نظر می رسد شاکله نگرش به موضوع منافع ایران از رهبر حکومت گرفته تا قانونگذاران چنین گفتمانی را به عنوان اصل اعتقادی دنبال می کنند و در نتیجه به نظر می رسد پیشرفت ایران و درخشش آن در عرصه های جهانی یک موضوع فرعی و کم اهمیت تلقی می شود.

در کنار این موضوع، تلاش همه جانبه حکومت ایران برای ترویج و توسعه نفرت افکنی نسبت به ملیت یهود نیز تا حد زیادی حائز اهمیت است؛ جمهوری اسلامی در این راستا سعی دارد ایدئولوژی نفرت و ستیزه جویی را در منطقه و جهان بسط دهد و ملت های بیشتری را در تقابل با ملت یهود قرار دهد.
نتیجه تداوم این سیاست شکست خورده قطعا دستاوردی جز انزوا و طرد را برای حکومت ایران بهمراه نخواهد داشت بخصوص که با مصوبه اخیر پارلمان، خطر تعلیق و انزوای ورزش ایران جدی تر از هر زمان دیگری مطرح شده است. بر همین اساس در صورت رسمیت یافتن این مصوبه و ابلاغ آن و در واقع ممنوعیت رویارویی ورزشکاران ایرانی و اسرائیلی در میادین ورزشی، محرومیت کل ورزش ایران و حذف از رقابت های مهم جهانی و المپیک در دستور کار مجامع بین المللی ورزشی قرار خواهد گرفت که این به معنای واکنش هماهنگ جامعه جهانی نسبت به سیاست نفرت پراکنی حکومت اسلامی است.