بخشی از طنز یهودی ها به رفتارهای بد اسرائیلی ها مربوط می شود. نمونه: «مصاحبه کننده ای به یک روسی و یک لهستانی و یک امریکایی و یک اسرائیلی نزدیک می شود و می پرسد «ببخشید، نظرتان درباره قحطی گوشت چیست؟» روس پاسخ می دهد ««نظر» یعنی چی؟» لهستانی می گوید ««گوشت» یعنی چی؟» امریکایی می گوید ««قحطی» یعنی چی؟» و اسرائیلی می گوید ««ببخشید» یعنی چی؟».

اسرائیلی ها که در عمل کلیشه بی ادبی اسرائیلی را تایید می کنند، عاشق این اند که باادبی ما امریکایی ها را مسخره کنند. آنها جملات تشکرآمیز ما را مسخره می کنند؛ «خیلی از دیدن شما خوشحال ام» را به مردمی می گوییم که نمی توانیم تحمل شان کنیم، «حتما، مشکلی نیست» را برای انجام کاری که به ما واگذار شده و دوست نداریم، می گوییم.

آنها می گویند اسرائیلی ها همان چیزی را که فکر می کنند به شما می گویند. ممکن است توی روی شما بایستند، اما خشم شان به همان سرعتی که می آید، می رود – کینه ای در کار نیست.

با این همه اطلاعاتی که اسرائیلی ها به من دادند، ممکن است تصور کنید که برای صحنه ای که حالا تعریف می کنم، آماده بودم. نه آقا!

هفته گذشته، در تل آویو همراه دوستان نزدیکی که از واشینگتن دی.سی آمده بودند، سوار تاکسی شدیم.

راننده به زبان عبری از آنها می پرسد که اهل کجا هستند. دوستان ام پاسخ می دهند «واشینگتن دی.سی.». راننده می گوید «ترامپ بهتر است یا کلینتون؟». یکی از دوستان من می گوید «کلینتون».
راننده می گوید «مخالفم. رئیس جمهور شدن برای یک زن خیلی خطرناک است». من می پرسم «چرا خطرناک است؟». او می گوید «چرا؟ به خاطر قاعدگی». صبر کنید، چی؟ درست شنیده بودم؟ ترجمه کلمه ای که استفاده کرده بود را می پرسم: «مخزور» یعنی دوره. وی ساکت می شود. او این کلمه انگلیسی را نمی داند، اما ناگهان، از شدت شرم، دیگر توضیحی نمی دهد – روش نمی شود بگوید «خون» یا «هورمون» یا حتی «سرماخوردگی خاله» یا «کد قرمز» یا «رنگرزها دارند رنگ می زنند».

برای همین می پرسم «منظورتان این است که زنان از نظر هورمونی قادر به رهبری سیاسی نیستند؟». وی می گوید «دقیقا. عصبانی می شوند، در طول قاعدگی دیوانه می شوند. خطرناک است». وی که متوجه سکوت خشمالود ما شده می گوید «ببین! من چیزی را که فکر می کنم می گویم؛ من این جوری هستم».

حالا به کنار که هیلاری کلینتون احتمالا یائسه است. حالا نپرسیم که «تستسترون» (هورمون مردانه) در اتاق بیضی (ریاست جمهوری آمریکا) با بیل کلینتون چکار کرد.

اما دوست دارم این را بدانم: در کشوری که در مواجهه های روزمره، خشم غلیان می کند و می توان گفت کل جمعیت انگار مدام «پیش از یائسگی» به سر می برند، پس «خشم» و «دیوانگی» زنان دقیقا چه فرقی با بقیه دارد؟

در ایالات متحده، در بحبوحه کمپین زن-ستیزانه دونالد ترامپ علیه هیلاری کلینتون، مطالبی زیادی درباره شمشیر دولبه ای نوشته شده است که زنان در زندگی اجتماعی امریکا با آن روبرو هستند: وقتی جرات کرده و قاطعانه عمل می کنند، این خطر هست که مثل سگ هار از جذابیت بیافتند. وقتی هم در پس زمینه قرار می گیرند، این خطر هست که نالایق پنداشته شوند.

زنان شاغل امریکایی اغلب تلاش می کنند تا با آسانگیری، تنش را بخوابانند. آنها در مقدمه پیشنهادات شان می گویند «داشتم به این فکر می کردم که» یا «این ایده شما را دوست دارم که … [و در این جا ایده خودشان را مطرح می کنند]» تا از مرزهای تجویزشده زنانه تخطی نکنند. هر چه مرد حقیرتر و اعتماد به نفس اش کمتر، و هرچه زن جوانتر و جذابتر، باید بیشتر سنگین و متین باشد، و ملایمت بیشتری باید نشان دهد.

اما چه ظوابطی در اسرائیل هست که دورویی به سبک امریکایی و باادبی نابجا، کارگر نیستند؟ آیا در اسرائیل، ایگوی مردانه از بس باد کرده دیگر جایی برای بادکردن ندارد؟

این را از چند تن از دوستانم که زنان موفق اسرائیلی هستند و همچنین از یکی از مادران آنها که آموزگار و کوشنده سیاسی مشهوری است، پرسیدم. آنها می گویند زنان در اسرائیل وقتی پای مردسالاری در اداره ها به میان می آید، ترجیح می دهند که آتش را با آتش جواب دهند. دوستی گفت «مورد موشه کاتساو همه چیز را برای زنان در محیط کار تغییر داد». اشاره وی به محکومیت سال ۲۰۱۰ رئیس جمهور اسرائیل بود که متهم به تجاوز و آزار جنسی زنان بیشماری شد که برای وی کار می کردند. در ایالات متحده، روایت زنانی که تبعیض جنسی رئیس قدرمند، مرد، و معروف خود را به عرصه عمومی می کشانند (آنیتا هیل در جلسه شهادت کلرنس تامس)، یک شکست محسوب می شود؛ اما در اسرائیل، یک موفقیت.

اما این بدان معنی نیست که زنان اسرائیل آماده اند تا شکایت خود را به دادگاه ببرند. در واقع، به رغم قانون بسیار مترقی آزار جنسی، گزارش سال ۲۰۱۵ وزارت امنیت عمومی اسرائیل می گوید ۹۸درصد قربانیان آزار جنسی حادثه را به پلیس گزارش نکردند. زنان در عوض استراتژی تازه ای برای شنیده-شدن به کار می برند؛ رسانه های اجتماعی. در شش ماه گذشته، سه چهره معروف مرد (عضو کنست ییون ماگال، وزیر کابینه و عضو کنست سیلوان شالوم، و بازیگر معروف موشه ایوگی) پس از انتشار ادعای زنانی که مورد آزار جنسی قرار گرفته بودند، داوطلبانه از سمت خود کنار کشیدند. چون پلیس و دادگاه می توانند همان هنجارهای سکسیستی ای را نشان دهند که موجب شکایت آن زنان شده، برخی زنان شبکه های اجتماعی را پذیراتر و کارآتر می دانند.

امریکایی ها همچنان از کمپین رسما ارتجاعی و نژادپرست و زن-ستیز ترامپ انگشت به دهان مانده اند. این کاملا غیرامریکایی است؛ نه تنها در مفهوم، که همچنین در سبک. خرافه های اغراق-شده، مزخرفات قطعی، خود-بزرگنمایی. چه کسی اینطور حرف می زند؟

چه طور باید جواب داد؟ اگر بتوان از اسرائیل درسی گرفت، آن درس این خواهد بود که سنگین و متین نباش. با تجاوز، مستقیم برخورد کن، از روی سکویی که حرف ات شنیده شود. اسرائیلی ها آن را نه «منفی شدن» که سازش نکردن و ایستادگی کردن می نامند. وگرنه به چه تبدیل می شوی؟ راهب؟
اگر ترامپ انتخابات ریاست جمهوری را ببرد، بسیاری از یهودیان امریکا می گویند که «علیا» [مهاجرت] خواهند کرد. و اگر مهاجرت کنند، شاید درک کنند که این دوره انتخابات، تمرین خوبی برای زندگی در اسرائیل بوده است.