هولوکاست بزرگترین نسل کشی در تاریخ بشر و تنها کشتار و قتل عامی است که در آن دنیا ساکت ماند، و آلمان نازی بطور واضح و با پشتیبانی کامل از هر وسیله ای که امکان داشت استفاده کرد، از قبیل کوره های آتش سوزی، حمامهای گاز، کشتن میلیونها انسان بی‌گناه و فقط به جرم یهودی بودن.

هیتلر قبل از به حکومت رسیدن هم ضدیت با یهودیان را انکار نکرده و حتی در کتاب خود، «نبرد من»، هم اشاراتی به این نکته شده است. این مورد نه تنها در کشور آلمان بلکه در اروپا و روسیه هم ریشه فراوان داشت. و بعد از به حکومت رسیدن هم خط مشی او برای از بین بردن نسلی در اروپا و در جهان بود، قصد پلید او نابود ساختن یک نسل تا این حد که اثری از یهود و یهودی در جهان باقی نماند.

به روایتی هیتلر زمینه را برای رسیدن به یهودیان ایران هم آماده کرده بود ولی چون روایات مختلفی وجود دارد و در این مورد خودم را صاحب نظر نمی‌دانم بنابراین از ادامه این نکته خودداری می کنم. روانشناسان، محققان و مورخان سعی کردند ریشه این سؤال را پیدا کنند که چرا هیتلر اینقدر ضد یهودیان بوده ولی هیچگونه جوابی و دلیل خاصی برای این سؤال پیدا نشده، و ظاهرأ ومطمئنأ دلیل آن فقط یهودی بودن آنها بوده و بس.

در اوایل حکومت، یهودیان را در امور تجارت محدود کرد، سپس اجازه استخدام آلمانیها نزد یهودیان را ممنوع کرد و به مرور این حلقه ها را تنگ و تنگ تر کرد بصورتی که یهودیان حق داشتند تنها در محدوده مخصوص به خود به اسم «گتو» زندگی کنند و اگر از این محدوده دور می‌شوند تکه پارچه زردی که روی آن نقش ستاره داوود بود را روی بازوی خود بچسبانند و این علامت شناسایی آنها باشد. هیتلر تهدید کرد که در فکر جمع آوری تمام یهودیان دنیا در یک منطقه است.

شخصی به نام عبدالحسین سرداری در خانواده ای از نسل قاجار بدنیا آمده بود و در خانواده اصیل ایرانی تربیت و بزرگ شد.

در دوران کار در وزارت امور خارجه، او دیپلمات حرفه ای بود و به عنوان دیپلمات ایرانی در فرانسه شروع به خدمت کرد. در دوران خدمت عبدالحسین سرداری کشور فرانسه به اشغال نازی‌ها در آمد، کشورهایی چون ایران نه تنها روابط خود را با فرانسه قطع کردند بلکه دفاتر سفارت خود را هم در شهر پاریس بستند. سفیر ایران در فرانسه به ایران باز گشت ولی عبدالحسین سرداری از سفارت در خواست تمدید مآموریت کرد، و دلیل آورد که یهودیان جانشان در خطر است و من نمی‌توانم آنها را ترک کنم، او بو برده بود و احساس کرد که نازی‌ها نزدیک می‌شوند و سعی از بین بردن یهودیان را در فرانسه دارند و بهمین دلیل شروع به صادر کردن 1500 گذرنامه برای یهودیان ایرانی و دوستان آنها که در آن دین قید نشده بود و همینطور در خواست امان نامه برای آنها کرد.

در دوران جنگ، سرداری جان و مال یهودیان را نجات داد، آنها را در زیر زمین نمایندگی ایران و در گاراژ خانه خود مخفی کرد. سرداری بعنوان «شیندلر ایرانی» معروف شده، هرگز توقع و چشم داشتی از یهودیان نداشت. هیچوقت در این مورد سخنی نگفت. در سال 1978 چند سال قبل از مرگ خود در جواب به سؤالات موزه ملی هولوکاست در اورشلیم («یاد واشم») درباره فعالیتهای خود چنین پاسخ داد :همانطور که می‌دانید، من افتخار این را داشتم که طی اشغال فرانسه توسط آلمان دیپلمات ایران در پاریس باشم و بهمین دلیل وظیفه داشتم تا تمام ایرانیان از جمله یهودیان ایرانی را نجات بدهم.

یاد او و شش میلیون یهودی بی‌گناه کشته شده به دستور هیتلر و بدست نازی‌ها زنده باد.