مثل همیشه، روز «مارتین لوتر کینگ» من را به یاد خویشان یهودی سیاهم می اندازد. حدود دو سال پیش، خاخام لو، که آن موقع به تازگی به عنوان خاخام ارشد اشکنازی اسرائيل انتخاب شده بود، گروهی از بازیکنان حرفه ای بسکتبال، و به طور کل، همه سیاهان را «کوشیم» خواند، جنجال به پا کرد. عمد یا غیرعمد، من از این ناراحت بودم که کسی که قاعدتا می بایست نمونه ایده آل های یهودیت باشد اینهمه از اصلی ترین آموزه یهودیت، احترام به افراد، دور بیفتد.

در همان موقع وقتی مقاله ای نوشتم در این مورد که نام هایی نظیر «کوشی» تا چه اندازه اعضای سیاهپوست جامعه یهودیت را آزار می دهد، (و سیاهپوستان دیگر جهان را نیز، اگر عبری بدانند) حیرت کردم از شمار زیاد مردمی که پیرو خاخام لو بودند و ادعا داشتند که این کلمه، توهین آمیز نیست. در جواب آنان، می پرسیدم چند بار شاهد بوده اند که این اسم، در مواقع تعریف و تمجید در باره یک سیاه و هنگام گفتگو با وی به زبان آورده شده باشد، و نه در زمانی که یک سیاه مورد انتقاد قرار می گیرد. من هرگز این عبارت را با بار مثبت نشنیده ام.

آنچه دشوار به نظر می رسید جواب دادن به مردمی بود که قبول داشتند این کلمه نامناسب است، اما کلمه بهتری در عبری برای کسی که یهود است و اجدادش از آفریقا آمده اند، سراغ نداشتند، اسمی شبیه به «شرقی»، مثلا. با خودم گفتم این پرسش درستی است. جواب مناسبی نداشتم به جز این که بگویم «از آفریقا».

فکر کردم بهترین کسانی که بتوانند به این سوال جواب بدهند اعضای آکادمی زبان عبری اند. سوال خود را به آکادمی فرستادم و کمی بعد جوابی از دکتر «توبی استراوس شربرین» دریافت کردم، که در آن چندین مورد جالب را توضیح داده بود. اول، اشاره کرده بود که هیچ کلمه ای به خودی خود «مثبت» و «منفی» نیست.

هر کلمه معانی گوناگونی را از مجموعه ای از عوامل، از جمله هنجارهای فرهنگی، و رفتار گوینده نسبت به موضوع، به خود می گیرد. این روند، در تبدیل کلمه «کوشی» از یک عبارت توراتی در مورد کسی که از جنوب مصر آمده است، یا ناحیه ای دقیقا در جنوب مصر، به کلمه ای توهین آمیز، قابل مشاهده است.
دوم این که دکتر استراوس شربرین گفت که در سال های ۶۰، عبری زبانان، زیر تاثیر جنبش سیاهان آمریکا، کلمه «شاخور»، کلمه عبری به معنای سیاه را به عنوان کلمه درست و از نقطه نظر سیاسی مناسب برای فردی که اجدادش از آفریقا آمده اند بکار گرفت. البته شاید شماری از مردمی که پیش از ۱۹۷۰ به رشد رسیده بودند «کوشی» را با کلمه تازه عوض نکرده باشند، اما «کوشی» کم کم تبدیل به کلمه املی شد، و بعد کم کم اهانت آمیز شد.

در زمان اولین مکاتبه من با آکادمی، هنوز کلمه ای برای جایگزینی این عبارت پیدا نکرده بودند و پاسخ وی به من یا «شاخور» بود و «از بومی های آفریقا».

من با رسیدن پاسخ بسیار هیجان زده بودم و می خواستم اطلاعات تازه خود را با دیگران در میان بگذارم. با این وجود، در فاصله چند روز، با آدم ربایی و قتل سه دانش آموز «یشیوا» روبرو شدیم، و حمله های موشکی که به تدریج تبدیل به جنگ شد. در چنین شرایطی، کلمات اهمیت چندانی نداشتند.

اما همچنان که یک روز «مارتین لوتر کینگ» دیگر را، در میان تبعیض و خشونت اسرائیل نسبت به پناهنده های اتیوپیایی و آفریقایی، جشن می گیریم، فکر کردم زمان مناسبی برای چنین یادآوری با اهمیتی باشد: این که ما کمی تیره تر هستیم، به آن معنا نیست که کمتر از دیگران نیاز به احترام داشته باشیم. بنابرین از شما دعوت می کنم برای نام بردن ما، یکی از کلمه هایی را استفاده کنید که به نظر شما برای اشاره به ارزش و معنای مثبت در ما است را انتخاب کنید. و زمانی که من را به آن نام می خوانید، لبخند بزنید.