(AP Photo/Majdi Mohammed)

(AP Photo/Majdi Mohammed)

تهاجمات دو روزه گذشته که به کشته شدن دو اسرائیلی منجر شد بر آنچه اسرائیل از پذیرفتنش طفره می رود صحه می گذارد:‌ ما در میانه «انتفاضه سوم» (قیام مردمی) به سر می بریم و پایان آن نامعلوم است. این یک شورش بدون ازدحام و بدون رهبری است اما شماری از تروریست های نه-چندان-منفرد با هدفمندی سرشار، در میان مردان و زنان جوان فلسطینی را در خود دارد که آماده اند بکشند و اگر ضرورت داشت، کشته شوند.

مهاجمان از میان تمام طبقات فلسطینیان می آیند، از شهرها و روستاها، کمپ های پناهندگی و محله های مرفه، و سن شان از ۱۱ ساله تا ۷۳ ساله است. و بدتر از همه این که، به نظر می آید هیچ چیزی قادر نیست این موج را بنشاند. وضع موجود کنونی تنها برنده صحنه است. و این همان وضع موجودی که از سه ماه پیش تا کنون موجود نبوده، نیست؛ وضع موجودی از «آرامش نسبی». ما اکنون در یک واقعیت تازه زندگی می کنیم که در آن هر روز حمله های بیشتری صورت می گیرد و کشته ها و مجروح های بیشتری داریم.

به تخمین من، این وضع تا یکسال و نیم آینده تغییر نخواهد کرد. دولت آمریکا، که وزیر خارجه اش امروز وارد منطقه می شود، برنامه ای برای از سرگیری مذاکرات صلح میان اسرائیل و فلسطینیان ندارد. بنابرین، تا انتخابات سال آینده آمریکا، تغییری در سیاست های فعلی دیده نخواهد شد. و سپس، دو ماه دیگر باید بگذرد تا رئیس جمهور آینده مستقر شود، و سپس چند ماه دیگر، تا سیاست های تازه ای برای خاورمیانه در نظر گرفته شود، و در آن موقع تازه ممکن است تغییری در وضعیت سیاسی صورت گرفته باشد یا نگرفته باشد.

تشکیلات خودگردان فلسطینی نیز به نوبه خود به نظر می آید که دکمه سکوت را زده باشند، و از سخنان تحریک آمیز و سخنرانی های عمومی خودداری می کنند. به سادگی، دست به عملی زده اند. رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی محمود عباس، و مردمش به نظر می آید هیچ عجله ای ندارند، و از تماشای خونی که از اسرائیلی ها به زمین ریخته می شود، تا زمانی که تقصیرش به گردن آنها نیفتاده باشد، خشنودند. و اما دولت اسرائیل، فقط تکرار می کند که کاری از کسی برنمی آید و کسی برای مذاکره نیست و الان وقت گفتگو با تشکیلات خودگردان فلسطینی نیست زیرا شاید منجر به تهاجم های تروریستی بیشتری بشود.

خنده دار این است که زمانی که اوضاع به نسبت آرام به نظر می رسد، باز هم همین سیاستمداران مخالف پیشقدمی، مذاکره، و اقدام بودند زیرا، آنطور که می گفتند، مناقشه قابل حل نبود، تنها امکان مدیریت آن موجود بود، و وضع موجود برای اسرائیل بد به نظر نمی رسید. ارگان های امنیتی بارها هشدار دادند که بدون مذاکرات و اقدامات موثر، امکان بالاگرفتن حمله ها خواهد بود اما گوش شنوایی وجود نداشت. برای این سیاستمداران، حفظ آرامش مهمترین مساله بود. و بعد، خشونت ها بالا گرفت. در این موقع، همان کسانی که با اقدام های عملی و مذاکرات مخالفت کرده بودند از فرصت استفاده کردند و گفتند ما که به شما گفتیم.

نه. به ما نگفته بودند. ما در رسانه ایم، و آنها که در نیروهای دفاعی اند، به آنها گفته بودیم که این اتفاق خواهد افتاد و می بایست چاره ای بیندیشند، و آنها تصمیم به بی اعتنایی به ما گرفتند تا تقدس اسرائیل برتر را حفظ کنند. شاید هم راست می گفتند. شاید مذاکرات صلح و امتیازدهی به تروریست ها منجر به اغتشاش می شد. با وجود وضعیت فعلی، به نظر می رسد احتمال هر چیزی هست. آنچه ما می دانیم اما، این است که اگر تنها چیزی می خواهید «مدیریت کشمکش» است، هزینه سنگینی خواهید پرداخت. الان وقت آن رسیده است که به مردم هوادار جناح راست اسرائیل به صراحت گفته شود که حباب «مدیریت کشمکش» توی روی ما ترکیده است و هزینه روز به روز سنگین تر می شود. می خواستید همچنان به کنترل تروریست ها ادامه دهید؟ می خواستید به اشغالگری ادامه بدهید؟ این هم هزینه اش.

در این میان، وزرای اسرائیل شباهت به آهویی دارند که یک لحظه مقابل چراغ های جلو ماشین ظاهر می شود پیش از آن که ماشین به او بزند. لاعلاج و مستاصل به نظر می آیند، بی هیچ امیدی به راه حل، و بدتر از همه، مبهوت. وقتی برنامه ریزان گروه نفتالی بنت در این باره مورد سوال می گیرند، جواب شان چیزی در این حد است:‌ «این دولت از دولت های پیشین بیشتر فعالیت دارد». منظور آنها تخریب تنبیهی خانه های مسکونی، تقویت نیروی امنیتی، و عملیات نظامی است. ممکن است راست بگویند. اما مشکل کوچکی در میان می ماند:‌ در دولت های پیشین، این گونه فعالیت ها ضرورت نداشت زیرا تهاجمات کمتری بروز می کرد. و حتی با تخریب خانه ها و ارسال لشکر بیشتر به تقاطع «گوش اتزیون»، هر لحظه ممکن است محل دیگری به مکان وقوع تهاجمات تبدیل شود که تنها سه تا یا سی تا سرباز در آن به نگهبانی موجودند و یک فلسطینی جوان که حماقت کند و دست به حمله بزند.

راه حل چیست؟ راه حل این است که نخست وزیر بنیامین نتانیاهو چاره ای ندارد به جز این که خود را بشکند و عملا اقدام به گفتگو با تشکیلات خودگردان فلسطین برای مذاکرات صلح بکند. هیچ راه حل دیگری برای ایجاد آرامش موجود نیست. و حتی این چاره هم ممکن است کارساز نباشد.