برنامه ای در شبکه من و تو است که اگر پا بدهد و حوصله هم بدنبالش به تماشایش می نشینم. میز گردی است که جمعه شبها از این شبکه پخش می گردد و طرفداران بسیار هم دارد. مشخص است از کدام برنامه می گویم. آنچه وادارم کرده حتی با تاخیر چون دیر به تماشایش نشستم درباره بخشی از آن برنامه در این مقاله بنویسم تحلیل نابجای یکی از شرکت کننده گان در آن برنامه بود که بس مغرضانه و توام با جهل و نفهما در باب جایگاه موسیقی در یهودیت افاضه نموده بود.

یاوه گویی عاری از شمه ایی اعتبار و یا حقیقت.

یکی از تیترهای مورد بحث برنامه شماره 129 پیرامون میزبانی و برپایی فستیوال موسیقی یورووِیژن در اسراییل بود و طرح این سئوال هوشمندانه که چرا با آنکه اسراییل کشوری از خاورمیانه میزبان یوروویژن است اما ایران خیر و جدال جمهوری اسلامی با موسیقی بر سر چیست؟

بماند که در همان روزها در صفحات اجتماعی فارسی زبانان در رابطه با ایران همه مان دیده بودیم به هنگام اجرای برنامه ای در کاشان نوازنده زن را پشت پرده نشانده بودند و یا در همان روزها نیز خانمی که در ابیانه آواز خوانده بود دستگیر شده بود و چند روز بعدتر هم علم الهدی امام جمعه مشهد رقص و شادی دختران و یا نوازندگی شان را بی بند و باری و حتی هرجایی بودن دانست و مستحق حذف از اجتماع.

به این صورت فضای حاکم آن روزها در شبکه های اجتماعی فارسی زبان اینچنین بود درحالیکه در همان روزها جشن و شادی و پایکوبی در سراسر اسراییل برپا.

چرا که سال گذشته در همین فستیوال جهانی که دیگر هم فقط به اروپا محدود نمی شود اسراییل با آوازش برنده این مسابقه گردید. بنابراین ما امسال میزبان بودیم. فستیوال آمد و رفت و برنده اش هم اعلام شد. ما نبردیم و حتی امتیاز چندانی هم بدست نیاوردیم. به نظر می آید سلیقه جهانی بیشتر با قد قد مرغ آهنگ سال پیش ما که با آن برنده شدیم هم سازتر بوده تا نوای اپرا و صدای تنور که آواز امسال ما بود. خب حرفی در این مورد نیست.

جدلم در پاسخ آن شرکت کننده ای در برنامه روبرو است که در پاسخ به سئوال مشکل جمهوری اسلامی با موسیقی در برنامه شماره 129 چنین گفت: «یکی از مخرب ترین به نظر من وجوه اجتماعی جمهوری اسلامی جدال با شادی و موسیقی بوده. تاریخچه اش را نمی شه در دو دقیقه گفت. ریشه اش همانطور که دوستان گفته اند ریشه فقهی اه. من در جلسه قبل هم گفتم در تلمود یهودی و فقه اسلامی نه مطلق ولی یک وجهه قالب شادی ستیزی و موسیقی ستیزی وجود داره. حتی حالا یهودیها هم در درون خودشون از عربها و مسلمانان شعر رو آموخته اند و به عبری شعر گفته اند و اینها سابقه اش رو هم نداشته اند. یعنی آنقدر سختگیری وجود داشته.»

ایشان کمی بعدتر نیز محکم کاری می کنند و می فرمایند با آنکه رشته شان جامعه شناسی است ولی در دین پژوهی زیاد کار کرده اند.

جای دیگر هم یادشان می آید و خود به اعتراف می افتند که موسیقی صوت است و شعر نیست.
گمان می کنم علیرغم باور این شرکت کننده این حضرت احتمالا شماره کلاسهایی را که ایشان در آنها جلوس فرموده بودند را عوضی خوانده و به اشتباه در کلاسهای دیگری درس و مشق کرده اند چون با این توضیحاتشان بس واضح و مبرهن است که ذره ای آشنایی با یهودیت و سنتهایش و چرا و اگر و مگرهایش ندارند.

عبری ندانی آن هم خوب خوب آن هم تسلط به عبری کلاسیک توراتی پس نمی توانی تورات و تلمود را به اصلش و نسخه اصلی اش مطالعه کنی و بخوانی و بعد هم از چند نفر که بیشتر و پیشتر از تو می دانند بپرسی و جویا شوی و اختلاط هم تا بلکه بتوانی چنین فتوایی صادر بنمایی.

عبری ندانی مشخص است درک ات از فهم این متن کلاسیک چند لایه می لنگد آن هم ناجور. از طرف دیگر اگر کسی در مورد یهودیت تحقیق کرده که اول با تورات است و بعد هم بدنبالش تلمود پس چطور می شود به این نتیجه رسید که یهودیان ضد موسیقی بوده اند؟

گفتم این بابا کلاس عوضی نشسته بوده؟

برای آنها که نمی دانند Litrugical Music یا همان اجرای مراسم مذهبی همراه با آواز ریشه های یهودی دارند و از یهودیان آغاز شده و در عهد عتیق در معبد سلیمان در اورشلیم مراسم در کنیساها با آواز و به زبان عبری به جا آورده می شده اند و ادیان دیگر هم بدنبال آن این رسم را اقتباس کرده اند.

این میراث 3000 ساله یهودیان حتی با پراکنده شدنشان به بقای خود ادامه داده و با برپایی کشور اسراییل دوباره به جایگاه خود بازگشته و دوران تحولاتش در طی اعصار نیز مورد پژوهش و تحقیق دیگر پژوهشگران قرار گرفته.

اگر آن شرکت کننده اصلاح طلب یهودی ستیز که ستیزش با یهودیان بار و اول دوم ندارد کمی در مورد یهودیت مطالعه می داشت یا تعمق بیشتری می کرد به خود جرات نمی داد یهودیت را شاد ستیز معرفی کند.

موسیقی بخش لاینفک هویت یهودی و مراسم و مناسک این دین و ملت است.

یهودیان در طی تاریخ مجبور بودند و یا می شدند موسیقی یهودی شان را فقط محدود به درون جامعه شان و در خودشان نگه دارند و این آوای یهودی فقط در کنیساها و خانه هایشان بود که شنیده و نواخته می شد و اگر دست در موسیقی داشتند و این کاره بودند در خارج از خانه هایشان و محله هایشان حاصل کارشان را عاری از نوا و هویتی یهودی می کردند که مبادا مورد بی رحمی و یا بی توجهی و کنار گذاشته شدن از کار و جامعه موسیقی قرار بگیرند. نمونه اش در اروپا فراوان بود که آنچه می ساختند عاری از آواهای موسیقی یهودی بود. چنین روالی را هم در گذشته موسیقی ایران داشتیم. طرف می بایست نامش می شد مرتضی تا بتواند راحت و بدون دردسر به کارش ادامه دهد. اگر کسی هم می خواست درس و مشق تار و موسیقی بکند می بایست به محله جهودان می رفت که در آنجا مجاز بود و آنجا این را پاس می داشتند.

شرکت کننده برنامه شماره 129 اگر واقعا طبق ادعای دین پژوهی اش تورات و تلمود خوانده بود پس بایست می دانست در خود تورات در מקרא منابع بسیار غنی در مورد موسیقی یهودی و نوازندگی در معبد سلیمان و عهد عتیق وجود دارد که به تفصیل نوع موسیقی ها و سازها شرح داده شده اند. زنها نیز در آن دوران می نواختند و آواز می خواندند. همه در آنجا آمده.

داوود شاه نیز مزامیرش را با نواختن چنگ می خوانده است. بعد از او نیز سلیمان. در همان تورات سازهای موسیقی که یهودیان با آن می نواختند و مراسم مذهبی را اجرا می کردند مفصل تشریح داده شده. پس این اعراب و آنکه یهودیان چیزی از خودشان نداشتند و از اعراب آموخته اند از کجا آمده؟

کجا تلمود عناد و ستیز با شادی و سرور و موسیقی نشان داده؟ تمام مراسم ما با موسیقی و آواز است آنهم به اشکال و گونه های مختلف.

به هنگام اعیاد ما از روش هشانا بگیر تا سوکوت و پسخ و حتی کیپور که روزه بزرگ ماست آن هنگام که کتابهای تورات را از گنجه های کنیساها بیرون می آورند و به دور کنیساها می گرداند این غریو آواز همه ما یهودیان است تا عرش می رود و با آواز است و موسیقی که خدا را صدا می زنیم. تمام نیایشهای ما در کنیساها با آواز است.

شبهای شبات ما جمعه شبها را می گوییم که همه ما کلیمیان در سراسر جهان به دور میز شام شب شبات جمع می شویم شام که به آخر می رسد اول با دستی شروع می شود که بر روی میز رنگی می گیرد و بعد می شود آواز و بعد هم یکی از اهل خانه که ویولون یا گیتار را در می آورد یا حتی فلوت و یا پیانو می نوازد و دیگران و هم او را با آوازهای شبات همراهی می کنند. این از واجبات و مراسم شب شبات است. در خانه مذهبی ها و ارتدوکسهای کلیمی این شادی و رقص و آواز هزار بار بیشتر است.
فیلم ویلون زن روی بام یادتان است که خییم توپول چطور در حالیکه دستهایش را بالا گرفته و سرشانه هایش را تکان تکان می دهد و دیری دیری دیری گویان می خواند و می رقصد و با خدا حرف می زند؟ هان این همان هویت و آواز و موسیقی یهودی است.

طبق تفسیر مذهبی عقلای یهودیت موسیقی روح را زنده می سازد و از پژمردگی اش ممانعت می کند و حتی برای مطالعات تورات آن را واجب می دانند و حکمتش را هم در این می بینند که ساعات طولانی مطالعات دینی و نیایشهای ممتد برای آنکه خسته کننده دل زننده و خشک نباشند آن را باید با رقص و آواز و موسیقی همراه ساخت. عقلشان می رسید. می فهمیدند.

می دانستند قرار است زندگی را جشن بگیرند و نه زنجموره را.

פיוט پیوت یهودی که همان آوازهای مذهبی یهودی است و توسط مذهبی ها و آنهم با صداهای تنور و یا باریتون سالنهای اپراهای جهان را پر می کنند یکی دیگر از بی اعتباری این ادعای بی جاست. بس متاسفم هرچه گشتم واژه ای و یا مترادفی مناسب برای ترجمه پیوت و مقامش به فارسی پیدا نکردم و این غیبت و عدم حضور در ادبیات فارسی خود تولید جهل و نادانی کرده و فرصت جولان دادن برای بخیلان را نیز میسر. پیوت یهودی مکاتب و سبکهای گونه گونی دارد و از کشوری به کشور دیگر نیز آواها و رنگهایش نیز فرق می کنند.

موسیقی حسیدیم که مذهبی های ارتدوکس ما آن را می نوازند می خوانند و با آن در شادی هایشان می رقصند بازهم یک شاخص دیگر از نقش موسیقی در یهودیت است و موسیقی یهودی و نقش یهودیان نیز در شکل گیری و تحول موسیقی در ادیان و فرهنگهای جهانی و نه ضدیت و ستیز با آن.

هر سال تابستان در اسراییل در شهر تصفات فستیوال موسیقی حسیدیم برگزار می شود که تمام خیابانهای شهر به رقص و آواز در می آید. و این مذهبی های یهودی ما هستند که با کلارینت فلوت نی گیتار و آکاردئون و چه چه در خیابانها برای مردم می نوازند و اینها هستند که مردم را شاد می سازند و به رقص در می آورند.

پس این ضدیت کجا بود؟

موسیقی آنچنان در خون و رگ ما کلیمیان ریشه دارد که حتی در گتوهای مرگ نیز همکیشان من می نواختند و حتی قطعات جدیدی را تنظیم می کردند. نگاهشان تا لحظات آخر به زندگی بود و شور آن و آنچه از آنان دریغ شده و حتی تا آخرین لحظات با موسیقی امیدش را قطره چکان می کردند.

اگر نمی دانید کمی در مورد استفاده نازیها از نوازنده گان یهودی در این کمپها بخوانید. واجب است. هر کمپ مرگی ارکستر خود را داشته.

در اورشلیم نیز محله موسیقی وجود دارد و میدان و کوچه هایش که همه از برای موسیقی است و موزه ای بس زیبا و بس کار شده هم بدنبالش.

طبقه اول این موزه به آلات موسیقی ایران زمین و تاریخ آن اختصاص داده شده تا طبقات بالاتر که آلات موسیقی دیگر نقاط جهان به نمایش در آمده اند و صدالبته در بالاترین طبقه همانطور که جایش می بایست به آلات موسیقی یهودیان و تاریخ تحول آن از ابتدا و دوران معبد و عهد عتیق اختصاص داده شده.
متاسفم به حال امثال این ستیزه جو که اگر مشکلی می بینند به جای آنکه مشکل و راه حلش را در جای درست بجویند و آن را حل کنند انگشت اتهام را بخیلانه به سوی دیگری می گیرند که چه کنم بعد هم ناجور سنگ روی یخ خواهند شد.

در یکی از همان شبهای جشن و سرور فستیوال یورویژن که در کشور ما برگزار می شد درخیابانهای اورشلیم چرخ می زدم و در گوشه خیابانی جوانی مذهبی را دیدم پشت پیانو نشسته و به اطرافیان که دوره اش کرده بودند می گفت حالا چه دلتان می کشد تا برایتان بنوازم. کمی دورتر رفتم و در جایی دیگر مذهبی دیگری گیتار بدست در حالیکه همسر محجبه اش ویولون به دست کنارش نشسته و او را در اجرا همراهی میکرد با صدایی مخملی از عشق بی کرانش به همسرش آواز می خواند و گیتار می نواخت. برای همه مان می خواند از آنهمه عشقش به معشوقش در کنارش.
همین

https://www.manototv.com/videos/2018637/vid13605