اعلام آمار کشته شدگان و زیر آوار ماندگان ساختمان پلاسکوی تهران، همچنان ادامه دارد. عمارتی تجاری، که تنها ساختمانی تجاری نبود، بلکه یادگاری بود از بیش از نیم قرن خاطره از قلب پایتخت ایران.

ساختمان 17 طبقۀ پلاسکو در تهران نخستین ساختمان بلندمرتبۀ ایران و نخستین آسمانخرانش خاورمیانه بود که با اراده مرحوم «حبیب الله القانیان» – تاجر یهودی ایرانی – و هنر مهندسان اسراییلی در قلب پایتخت ساخته شد. ساخت این بنا در چهارراه استانبول با زیربنایی به مساحت 29 هزار متر مربع، در سال 1339 کلید خورد و در سال 1341 به اتمام رسید. دهه چهل شمسی، مصادف با انقلاب سفید شاه و ملت و دهه طلایی توسعه در ایران بود. (تا جایی که حتی وزیر اقتصاد حکومت جمهوری اسلامی نیز از رشد اقتصادی آن دهه به نیکی یاد می کند.)

این ساختمان و بلندمرتبگی آن می توانست به عنوان یکی از نمادهای مدرنیزاسیون تهران مطرح شود. ارتفاعی متناسب با آرزوهای هیئت حاکمه و کارآفرینان ایرانی برای توسعه و پیشرفت ایران.

بماند که چنین اتفاقی موجب نارضایتی روحانیون شیعه همچون آیت الله «سیدمحمود طالقانی» شده بود که به احداث رفیع ترین ساختمان ایران توسط یهودیان معترض بودند! پلاسکو از معدود ساختمان های تهران در آن دوره بود که آسانسور نیز داشت و با وجود اینکه نخستین آسمانخراش خاورمیانه و نماد مدرنیزاسیون تهران بود سعی بر نشان دادن یک سری از اِلِمان های سنتی ایرانی نیز داشت. چنانکه طبقه اول این ساختمان هفت حوض داشت و هر سال در عید نوروز در آن هفت سین چیده می شد. اما حبیب الله القانیان، سازنده این برج افتخارآفرین که بود و چه شد؟

حبیب الله القانیان، صنعتگری برجسته و ایراندوست

حبیب الله القانیان در 1288 خورشیدی در تهران در یک خانواده یهودی و در محله یهودی نشین عودلاجان به دنیا آمد. پدرش خیاط بود. حبیب در مدرسه «آلیانس» تحصیل کرد اما خیلی زود و در 15 سالگی کار اقتصادی اش را آغاز کرد و مشغول کار در هتلی در خیابان فردوسی شد که متعلق به دایی اش بود. پس از آن همراه با برادرانش به تجارت و واردات اجناس مختلف به ایران پرداخت. در 1328 با دختردایی خود در تهران ازدواج کرد و از آن ازدواج سه پسر و یک دختر به یادگار ماند. حبیب القانیان با این که به مکه نرفته بود به «حاج حبیب» مشهور بود و این به دلیل سفرش به اورشلیم بود. کم کم کسب و کار حاج حبیب گرفت و او به عنوان یک تاجر خوشنام یهودی مشهور شد. ایران در اواخر دهه سی و اوائل دهه چهل برای صنعتی شدن خیز برداشته بود و صنعتگران و تجاری چون حبیب القانیان یاریگران وطندوست این راه صعب بودند.

در دهه سی شمسی «داوود القانیان» برادر حبیب سفری به آمریکا می کند و با صنعت پلاستیک سازی آشنا می شود و پس از برگشت به ایران، همراه با برادرش حبیب صنعت پلاستیک سازی را راه می اندازد و شرکت پلاسکو در سال 1336 تاسیس می شود و پس از مدتی تبدیل به «بزرگترین و پیشرفته ترین مرکز تولید قطعات پلاستیک در خاورمیانه» می شود. لوازم خانگی جنرال استیل، صنایع پروفیل آلومینیوم، یخچال جنرال الکترونیک و… از دیگر کارخانه ها و تولیدی های تحت نظارت این مرد بزرگ و خیررسان بودند که با وجود ریاست بر انجمن کلیمیان تهران، در امر خیررسانی هیچ تبعیضی قائل نمی شد و همه شهروندان ایرانی از نعمات او بهره مند بودند. حبیب القانیان که اعتبار زیادی به هم زده بود در مقام ریاست اتاق بازرگانی تهران آن اندازه مورد اعتنا بود که در دهه 50 شمسی او و بعضی دیگر از اعضای اتاق بازرگانی ایران به دعوت دولت چین به آن کشور رفتند تا زمینه گسترش روابط تجاری میان دو کشور را فراهم آورند.

با رشد تورم در سال های پایانی حکومت محمدرضاشاه، سیاست مبارزه با گرانفروشی پر بسیاری از سرمایه داران و بازاریان را گرفت و از جمله به بهانه مبارزه با گرانفروشی، حبیب القانیان یک زندان دوماهه و یک تبعید سه ماهه به سنندج را در پرونده خود دید. اما پس از مدتی در دادگاه تبرئه شد. با بالاگرفتن آتش انقلاب اسلامی در ایران، حبیب القانیان مدام از سوی دوستان و نزدیکانش تشویق می شد که ایران را ترک کند. اما او با وجود اینکه به تازگی همسرش را از دست داده بود، این توصیه را رد می کرد و اصرار بر ماندن در ایران داشت. طبیعی بود که با پیروزی انقلابیون، حبیب القانیان یکی از اهداف آن ها باشد. او خیلی زود و 5 روز پس از پیروزی انقلاب، در 27 بهمن بازداشت شد. خلخالی قاضی دادگاه بود و حبیب القانیان در یک محاکمه 20 دقیقه ای به جرایمی چون «جاسوسی به نفع دولت غاصب صهیونیستی اسرائیل» و «معاونت در کشتار بی‌رحمانه هرروزه مردم مبارز فلسطینی» به «دوستی با دشمنان خدا و دشمنی با دوست خدا»، «فساد در زمین»، «محاربه با خدا و رسول خدا و نائب امام زمان و تمام مردم محروم» و «سد راه خدا و سد راه بهروزی تمام خلق‌های مستضعف جهان» به اعدام محکوم شد و در 19 اردیبهشت 1358 حکم اعدام او به اجرا در آمد.

حبیب القانیان که مانند دیگر متهمان دادگاه خلخالی، حق داشتن وکیل نداشت در دفاعیات خود گفته بود: «اینجانب حبیب القانیان، افتخار می‌کنم کلیمی ایرانی هستم… تا به حال هیچ گونه کمک و یا اعانه به نفع اسرائیل نداده و نخواهم داد. من موافق کشتار مردم فلسطین نیستم… افتخار می‌کنم دارای سهمی از کارخانجات پلاسکو ملامین، پلاستیک شمال، لوله شمال و کارخانه یخچال جنرال الکتریک و پروفیل آلومینیوم می‌باشم.» دادگاه انقلاب املاک او همچون ساختمان پلاسکو را به نفع «بنیاد مستضعفان» مصادره کرد. القانیان در وصیت نامه اش از بازماندگان خود خواسته بود که به حساب هایش رسیدگی کنند، و بدهکاری هایش را پرداخت کنند و حقوق عقب افتاده کارمندان را بدهند و یک سال برایش دعا کنند.

مسئولیت فاجعه با کیست؟

و حال پلاسکو سوخت و فرو ریخت، و نزدیک به چهل سال پس از اعدام حبیب القانیان، یادگار حبیب القانیان نیز زمین خورد و بر اثر فلاکت و ناکارآمدی از بین رفت. وقتی در 30 دی 1395 این ساختمان در پی یک آتش سوزی فرو ریخت، انگاری تاریخ مدرنیزاسیون در تهران نیز فرو ریخت و از هم گسست. در اینکه این اتفاق چگونه رخ داده است، در رسانه ها به اندازه کافی بحث شده است و می توان به آن ها رجوع کرد. حادثه بسیار تلخی که طبق اخبار تاکنون بیش از دویست مصدوم و دست کم بیست کشته قطعی داشته است. برخی از این جان باختگان، از آتش نشانانی بودند که سعی بر اطفاء حریق اولیه در ساختمان داشتند اما در پی فروریزی ناگهانی ساختمان، زیر آوار ماندند.

درباره این حادثه وابعاد مختلف آن از زوایای گوناگونی بحث و بررسی صورت گرفته است. اما پرسش اصلی که هنوز پاسخی قاطع و جامع دریافت نکرده است این است که مسئولیت این فاجعه در نهایت با کدام نهاد است؟ نهادهای مختلف درگیر در قضیه، توپ را مدام به زمین یکدیگر می اندازند. با این حال بجاست قبل از اشاره به مسئولیت نهادهای دیگر، به نقش بنیاد مستضعفان به عنوان مالک اصلی ساختمان نیز در این میان اشاره کنیم، چرا که به آن کمتر پرداخته شده است. چنانکه در بالا نیز آمد، این ساختمان از جمله اموال غیرمنقولی بود که پس از اعدام حبیب الله القانیان به بنیاد مستضعفان و جانبازان واگذار شد و تحت مالکیت آن قرار داشت. اما نکته آن است که در حالیکه این بنیاد بایستی به عنوان مالک اصلی پاسخگوی فاجعه فروریزی ساختمان بود، مدام از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی می کند. نابودی پلاسکو، حدود 3 هزار فرصت شغلی و نیز 600 واحد تولید و تجاری را از بین برده است و خسارت ناشی از فروریزی این ساختمان 1500 میلیارد تومان برآورد می شود. اما بنیاد ثروتمند مستضعفان که از بنیادهای زیرنظر خامنه ای است، و به بانکداری و اموری از این دست هم می پردازد، با این فاجعه با بی مبالاتی کامل برخورد می کند.

«محمد سعیدی کیا» – رییس بنیاد مستضعفان – این توجیه را به میان می آورد که سازمان جز اصل مالکیت ساختمان، کاره دیگری نبوده است و سرقفلی واحدها به مردم و مغازه داران واگذار شده بود. اما اگرچه این مساله پیچیدگی های حقوقی فراوانی دارد، ولی کسبه ضرردیده این ساختمان اصرار دارند که آن ها از لحاظ حقوقی اجازه بازسازی ساختمان را نداشتند. یکی از کسبه می گوید: «ما مالک ساختمان پلاسکو نبودیم، وقتی مالک نیستیم چطور می توانیم ساختمان را تخریب یا بازسازی کنیم. مالک اصلی ساختمان بنیاد مستضعفان است تمام اسناد این ساختمان مصادره ای هم گواه ادعای کسبه این پاساژ است. کسبه پاساژ پلاسکو یا با واسطه یا بدون واسطه تعدادی از واحدها و مغازه های داخل پاساژ را خریداری کرده بودند اما مالک کل ساختمان بنیاد مستضعفان بود. بسیاری از واحدها هم قولنامه ایی بودند بنابراین فقط عوارض تجاری می دادیم.»

اعضای شورای شهر تهران بر اینکه این ساختمان باید توسط مالک اصلی یعنی بنیاد مستضعفان بیمه می شد، اصرار دارند. «محسن سرخو» – عضو شورای شهر تهران – شهرداری تهران را متهم می کند که در حالیکه باید مکاتباتش درباره ایمنی ساختمان را با بنیاد مستضعفان انجام می داده است، این کار را نکرده است. «علیرضا دبیر» – دیگر عضو شورای شهر تهران – نیز درباره چرایی امنیت ضعیف ساختمان به نقش اصلی بنیاد مستضعفان در تامین امنیت پلاسکو اشاره می کند و می گوید: «با توجه به اینکه مالکیت ساختمان پلاسکو متعلق به بنیاد مستضعفان است، شهرداری می بایست مکاتبات را با این نهاد انجام می داد چرا که مستاجران قادر به انجام تعمیرات اساسی در ساختمان نبوده اند.»

براین اساس به نظر می رسد، این بنیاد ثروتمند نیز باید حداقل پاسخگوی بخشی از فاجعه ای باشد که در قلب تهران رخ داد، اما نه تنها دیرتر از دیگر نهادها و مسئولین در صحنه فاجعه حاضر شده است، بلکه طی یک اطلاعیه، قبول مسئولیت و عذرخواهی ریاست این بنیاد را تکذیب نیز کرده است. عین اطلاعیه چنین است: «روابط عمومی بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی ضمن تکذیب اظهارات منتسب به ریاست این بنیاد مبنی بر عذرخواهی و قبول مسئولیت در حادثه ساختمان پلاسکو در جلسه کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی در مورخ 4 بهمن ماه 1395، اعلام می دارد آنچه همواره مورد تاکید ریاست بنیاد بوده است مسئولیت دستگاه‌های مختلف و مسئولیت بنیاد در راستای کمک و مساعدت به خسارت دیدگان، ساخت مجدد و منطبق با استاندارد ساختمان پلاسکو و واگذاری منطبق بر ضوابط خاص می‌باشد.»

«شادی صدر» – حقوقدان ساکن لندن – درباره واگذاری ساختمان پلاسکو به بنیاد مستضعفان و نوع واکنش این بنیاد به فاجعه فروریزی پلاسکو، به این نکته اشاره می کند که تمامی اموال القانیان از جمله ساختمان پلاسکو به حکم دادگاه ضبط شد و مشخصا ساختمان پلاسکو به بنیاد مستضعفان سپرده شد. به گفته خانم صدر، این بنیاد اکنون یکی از بزرگترین بنگاه های سرمایه داری در ایران است که ساختمان پلاسکو «پول خرد ته جیبش» هم محسوب نمی شود. شادی صدر درباره مسئولیت این بنیاد در قبال فاجعه پلاسکو می گوید: « در کنار طرح خواسته به حق استعفای قالیباف، که بی‌کفایتی شهرداری‌اش در به‌بار‌آوردن فاجعه انسانی آتش‌سوزی و فروریختن ساختمان پلاسکو نقش موثری داشته، ندیدم کسی از مسئولیت بنیاد مستضعفان، مالک این ساختمان و صاحب عوایدی که از اجاره وجب به وجب‌اش در تمام این سی و هفت سال به دست آورده، صحبت کند. هیچکس خواستار استعفای سعیدی کیا که انگار نه انگار ساختمان پلاسکو یکی از بیشمار اموال تحت مدیریتش بوده نشده است.»

اما با این حال و با وجود اینکه مالکیت اصلی ساختمان برعهده بنیاد مستضعفان بوده است، نباید نقش شهرداری تهران و شخص «محمدباقر قالیباف» به عنوان شهردار تهران را نیز از یاد برد. مسئولیت شهرداری تهران هم شامل قبل از این اتفاق می شود هم شامل خود حادثه آتش سوزی و فروریزی ساختمان. در باب بخش دوم، «وحید قاسمی عهد» حقوقدان ساکن تهران که استاد دانشگاه نیز هست در یادداشتی که در روزنامه «قانون» نوشت، بر این نکته تاکید کرد که اگر گسترش آتش و فروریختن ساختمان «ناشی از نقص وسایل و تجهیزات شهرداری» باشد، بدون تردید تمام خسارت ها برعهده شهرداری است، جز اینکه روشن شود آتش سوزی ناشی از فعل یکی از مالکان بوده باشد. اما اگر علت توسعه آتش سوزی و فروریزی ساختمان ناشی از عدم ایمن سازی مالکان و عدم انجام وظیفه شهرداری باشد، این نهاد تنها باید بخشی از خسارت را بپردازد. با این وجود برخی دیگر از حقوقدانان، وظیفه سنگین تری برای شهرداری در این میان قائل هستند و پای مسئولیت شهرداری در قبل از خود این اتفاق را به میان می آورند.

به عنوان مثال «کامبیز نوروزی» – حقوقدان ساکن ایران – نیز درباره وظایف شهرداری تهران و کوتاهی آن در قبال پلاسکو به بند 14 ماده 55 قانون شهرداری ها اشاره می کند که براساس آن شهرداری می تواند برای اجرای ضوابط ایمنی و رفع خطر، اقدام عملی به عمل آورد. اما این کار را نکرده است. این حقوقدان در توضیح بیشتر می گوید: «با وقوع فاجعه پلاسکو، عوامل شهرداری تهران و رئیس شورای شهر تهران، برای اثبات عدم مسئولیت و تقصیر شهردار و شهرداری تهران مرتباً تبلیغ می‌کنند که شهرداری در چندسال اخیر، مثلاً ۱۴ بار به این ساختمان اخطار ایمنی داده است. فرضاً که این ادعا درست باشد، اما مشکلی را از شهرداری تهران حل نمی‌کند… وقتی می‌گویند عدم ایمنی ساختمان پلاسکو را اخطار دادیم، یعنی از آنها کاملاً آگاهی داشتند. وقتی آگاهی داشتند یعنی باید اقدام عملی برای پیشگیری می‌کردند، وقتی نکرده اند یعنی کوتاهی کرده و به وظایف خود عمل نکرده‌اند. این یعنی مسئولیت در بروز فاجعه و از نظر حقوقی یعنی تقصیر.»

نهاد دیگری که پای آن نیز در فاجعه پلاسکو به میان کشیده شده است، وزارت کار است. 70 درصد واحدهای موجود در پلاسکو، کارگاه های تولیدی بودند و از این رو به گفته برخی مسئولان وزارت کار نیز در این میان باید پاسخگو باشد.

«اقبال شاکری» – رییس کمیسیون عمران شورای شهر تهران – در توضیح مسئولیت وزارت کار در قبال این اتفاق می گوید: «وزارت کار بر اساس ماده 105 قانون این وزارتخانه بازرسی از پایگاه های تولیدی را انجام می دهد و اگر مواردی را مشاهده کرد که باید اقداماتی در آن انجام شود به مسئول آن در وزارتخانه و مالک باید اعلام کند… و اگر مالک در موعد مقرر تخلفات را برطرف نکرد راسا به دادستانی برای پلمب آن کارگاه می تواند اقدام کند…اینکه چرا مالک و وزارت کار نسبت به آن اقدامی نکرده اند باید ابعاد آن بررسی شود.»

به هر روی، ساختمان پلاسکوی تهران، عمارت به خاطر ماندنی مرکز تهران و مرکز خرید مصادره شده توسط انقلابیون 57، در نهایت به خاطره ها پیوست.