باز شروع کردند. وزیر خارجه فرانسه، لوران فابیوس، از نو پیشقدم شده است که کنفرانسی جهانی برای حل مساله اسرائیلی-فلسطینی برگزار کند.

تاریخچه چنین گردهمایی های جهانی، به استثنای «کنفرانس صلح مادرید» بلافاصله پس از جنگ خلیج، تجربه ای مثبت به شمار نمی آید. در بسیاری موارد، به جای آن که در راه پیشبرد موفقیت آمیز بغرنج ترین مسائلی که همچنان باعث تفرقه میان اسرائیلی ها و فلسطینی ها است تلاش کنند، تبدیل به تجمعی برای حمله به اسرائيل می شوند.

این تاریخچه بد اکنون اضافه شده به بیانات آقای فابیوس که هشدار داده است در صورت به بن بست رسیدن مذاکرات صلح این کنفراس، فرانسه کشور فلسطین را به رسمیت خواهد شناخت. با این حساب، انگیزه ای برای فلسطینی ها می ماند که پا پیش بگذارند؟‌

همین به تنهایی کافی است که کنفرانس را به بن بست بکشاند. کشاندن فلسطینی ها به پای میز مذاکره با اسرائیل همیشه یک چالش بوده است. اگر مطمئن باشند که در صورت عدم همکاری، جایزه هم خواهند گرفت، احتمال پیشرفت مذاکرات بیش از پیش کم خواهد بود.

موضع فرانسه نشان از اشتباه اساسی شمار زیادی از جامعه جهانی در برخورد با این معضل دارد. به این خاطر که اسرائیل را به چشم اشغالگر، و طرف قدرتمندتر می بینند، تصور می کنند که با اعمال فشار بر اسرائیل می توانند مذاکرات را به جلو ببرند. و از این زاویه، هیچگونه چشمداشتی از فلسطینی ها ندارند.

اشتباه نکنید، هر گونه امیدی به صلح نیاز به تلاش و مصالحه از هر دو جانب دارد. اسرائیل می بایست پا پیش بگذارد، و همینطور فلسطینی ها.

اما سوابق نشان از آن دارد که اسرائیل با نیت خیر پا پیش می گذارد و راه حل هایی که به سود هر دو جانب است را مطرح می کند.

در «کمپ دیوید» در سال ۲۰۰۰ نیز به همین منوال، نخست وزیر اسحاق رابین به فلسطینیان پیشنهاد کرد فلسطینیان حکومت بیش از ۹۰ درصد قلمرو را به دست بگیرند. در ۲۰۰۵ نیز به همین منوال، جانشین وی آریئل شارون نیروهای اسرائیل را از غزه بیرون کشید. در ۲۰۰۸ نیز به همین منوال، نخست وزیر ایهود اولمرت به فلسطینیان امتیازاتی پیشنهاد کرد حتی بیشتر از آنچه ایهود باراک برای ساختن کشور صرف کرده بود. به همین منوال، تلاش های اخیر وزیر خارجه جان کری در تنظیم یک مصالحه است.

در همان حال که دولت نتانیاهو تمایل چندانی به پیشقدم شدن برای صلح نداشته، می توان اطمینان داشت که بنا به تاریخچه جناح های چپ و راست اسرائیل، اگر فلسطینیان نشان بدهند که واقعا برای مذاکرات مستقیم صلح و مصالحه های مهم برای دسترسی به صلح اند، اسرائیل نیز مطمئنا پا پیش خواهد گذاشت.

آنها که اسم خود را دوستان فلسطینی ها گذاشته اند، و اسرائیل را برای همه جوانب این زدوخورد محکوم می کنند، با نداشتن هیچ توقعی از فلسطینی ها در طول این روند، کمکی به آن نمی کنند.

برخورد مثبت تر جامعه جهانی، اگرچه به نظر متناقض بیاید، تمرکز توجه بر فلسطینی هاست. این تمرکز می بایست بر تغییرات ضروری در آن دسته از برخوردهای فلسطینی ها است که می تواند تشکیل یک دولت مستقل را تسریع بکند. البته این بدان معنا نیست که از اسرائیل توقع نمی رود اقداماتی جدی و زماندار برای دستیابی به صلح نکند. با این وجود، جهانیان می بایست از فلسطینی ها نیز توقع سازش داشته باشند.

سازشی که می بایست از فلسطینی ها توقع داشت، از جمله،‌ به رسمیت شناختن اسرائيل به عنوان دولت یهود است؛ به رسمیت شناختن این امر که پناهندگان فلسطینی در یک کشور با دولت فلسطینی باز-اسکان خواهند شد، همانگونه که پناهندگان اسرائيلی در یک کشور با دولت یهودی باز-اسکان یافتند؛ به رسمیت شناختن این امر که قرارداد صلح میان دو طرف به معنای پایان زدوخوردها و مطالبات آتی است؛ و آتش بس در کمپین های علیه اسرائیل و یهودیان، و دست برداشتن از تقدیس آنانی که دست به حمله های تروریستی می زنند.

می گویید این همه را نمی توان از فلسطینی ها توقع داشت، بخصوص که آنها مردمان سرزمینی اشغال شده هستند.

شاید، اما تا کنون چنین آزمونی انجام نشده. و فلسطینی ها همچنان در موقعیتی دشوار به سر می برند. در همین حال، گام هایی که اسرائیل پیش گذاشته است نه تنها راه به جایی نبرده اند، بلکه اغلب با خشونت از سوی فلسطینیان روبرو شده اند.

با وجود این، مساله تنها این نیست که چنین شیوه ای تا کنون آزموده نشده است. بلکه مساله این است که مشکل اصلی در واقع در همین جاست، و می توان بدبینی اسرائیل را از همینجا دریافت که هدف فلسطینی ها از ۱۹۴۷، که به صراحت، نابودی اسرائیل بود، تا کنون هیچ تغییری نکرده است.

هر چقدر هم کسی بخواهد اسرائیل را بانی وضعیت فعلی فلسطینی ها بداند، با برخوردی متفاوت، ما قادر خواهیم بود تغییری اساسی در وضعیت موجود ایجاد کنیم. برخورد اسرائيل با یک برخورد تازه از سوی فلسطینی ها طبیعتا با احتیاط خواهد بود، اما برخوردی خواهد بود که امور را به سوی یک راه حل «دو کشور برای دو ملت» براند.

پس از همه این حرفها، اسرائیل نیاز دارد درباره آنچه پیشقدم می شود دقت و فکر کند، نه تنها به این خاطر که چنین قدمی امکان صلح را قطعی خواهد کرد – که تنها در صورتی اتفاق خواهد افتاد که فلسطینی ها در مورد مسائل بالا، بازنگری کنند – اما به این خاطر که به تمام جهان بنمایاند که به صلح متعهد است.

در داخل، بی عملی خلائی ایجاد کرده است که از سوی کسانی که با راه حل «دو کشور برای دو ملت» مخالف اند، و مایلند ارزش های دموکراتیک اسرائیل را زیر پا بگذارند.

در خارج، کمپین های بایکوت و تحریم و سلب مشروعیت علیه اسرائيل همچنان بالاگرفته است و ایده «یک دولتی» هواداران بیشتری می یابد.

پیشقدمی اسرائيل – یا به صورت توقف شهرک سازی، احترام بیشتر به حقوق فلسطینی ها، و یا ارائه یک طرح – باعث توقف فعالیت های ضد اسرائیل نخواهد شد اما می تواند به طور چشمگیری از آن بکاهد. می تواند مردم خوش نیتی که در دهه اخیر از وضع موجود و شرایط جاری خسته شده اند را از آن کمپین ها جدا کند.

بازنگری فلسطینی ها می تواند شرایط را از اساس تغییر دهد و تغییرات مثبت بیافریند.