چند روز پیش، «آیپک» (کمیته امور عمومی آمریکایی اسرائیلی) ایمیل هایی به حدود ۱۸ هزار نفر از اعضای خود ارسال کرد که اطلاع بدهد در نشست هفته آینده در واشنگتن، چه کسانی در میان سخنرانان خواهند بود. من که سال هاست در کنفرانس های سیاسی آیپک شرکت کرده ام، طبیعتا نباید تعجب می کردم که نام کاندید حزب جمهوریخواه، دونالد ترامپ را در میان سخنرانان ببینم. هر چه نباشد، رسم این است که رهبران کنگره، نمایندگان ارشد و عالیرتبه دولتی ایالات متحده و اسرائیل، و بله، رقبای اصلی هر حزب در انتخابات پیش رو، دعوت بشوند. هیلاری کلینتون می آید. نباید از آمدن ترامپ تعجب می کردم. اما کردم. تعجب کردم، بیشتر به این خاطر که هیچ دلیلی نیافتم و به هیچ زبانی نتوانستم به خود بفهمانم که چرا، بعد از کندوکاوهای روحی سازمانی خود، آیپک تصمیم گرفته است که امسال نیز کنفرانس را به شیوه هر سال برگزار کند. زیرا اوضاع به شیوه سابق نیست. چرخ این انتخابات به هیچ عنوان به شیوه سابق نمی چرخد.

شک نیست که آیپک دلایل خوبی برای دعوت نامزدهای رقیب دارد. می خواهد دوحزبی باشد، و می خواهد نامزدهای طیف گسترده را، با تاکید بر سیاست دوحزبی خود، دعوت کند. بنابرین، دعوت از همه، در کل سیاست درستی بوده است، و اگر منصفانه بگوییم، ترامپ در خصوص اسرائيل به یک نظر قطعی نرسیده بوده، آنطور که در بقیه مسائل و موارد رسیده است. اما، سوال این است که در چه شرایطی سیاست فراگیر بودن و یا همه-گیر بودن آنقدر گسترده می شود که از معنا بیفتد؟ آیا یک سازمان می تواند بدون به رسمیت شناختن نقش آفرینان یک ملت و یا رهبران آن ملت ها، روابطی را میان ملت ها تقویت کند؟ و تکلیف ارزش های زیربنایی این روابط چه می شود؟

گفتمان ترامپ در خصوص اسرائيل، چیزی بسیار بیشتر از موذیانه است. در همان حالی که می کوشد از فرصت های مناسب برای انکار برتری نژادی سفیدها و محکومیت خشونت اجتناب کند (و در واقع خشونت را ترویج می کند)، به تعصبات کور، تبعیض نژادی، و غریبه ستیزی دامن زده است. ترامپ خواهان قدرت است. و هر کسی که به قدرت، بیش از اصول، عشق داشته باشد، کسی که هر چه به دهنش می رسد می گوید تا انتخاب شود، اهمیتی نمی دهد که اظهارات رسمی اش با نکات اصولی مباحث همخوانی دارد یا خیر، و هوادارانش نیز به نظر می رسد اهمیتی نمی دهند.

بنابرین، البته که تعجب کردم وقتی عکس چهره خندان آقای ترامپ را در ایمیل دیدم. و اگر امسال هم در کنفرانس شرکت خواهم کرد، موقع سخنرانی او در سالن نخواهم بود. می روم بیرون با دوستی قهوه می خورم و یا در مرکز خرید چرخی می زنم. شاید در مقابل مجسمه واشنگتن و بنای یادبود لینکلن لحظه ای درنگ کنم و در میراثی که از چنین رهبران بزرگی به این کشور رسیده است، تامل کنم. به نقش خودم به عنوان یک خاخام خواهم اندیشید و به این که چگونه به بهترین شکل، به دو کشور محبوب خودم خدمت کنم. هر سال برای شرکت در کنفرانس سیاسی به واشنگتن می روم تا انگیزه بگیرم، از سیاستمداران ارشد و رهبران فکری انگیزه بگیرم، و در گسترش پیوندهای میان ایالات متحده و اسرائيل شرکت کنم. حضور در محضر دونالد ترامپ، در برنامه من نیست. و آیا آیپک واقعا تصور می کند جای ترامپ اینجاست؟