من در سال های گذشته به انحاء مختلفی در دفاع از اسرائیل مبارزه کرده ام؛ از کارزار گلریزان من که به تعدیل سوگیری رسانه ای درباره حملات تروریستی در اسرائیل کمک کرده (و نیویورک تایمز نیز گزارشی یک-صفحه ای از آن ارائه داده) تا نوشته های وبلاگ شخصی ام در دفاع از اقدامات اسرائیل در عملیات سرب گداخته در غزه و «سدروت» که از منظری متفاوت به این جنگ نگاه می کند.

اگر فقط هویت افراد را معیار قرار دهیم، آنگاه کسی که به انحای مختلف برای اسرائیل مبارزه کرده را مخالف به قدرت رسیدن دمکرات ها خواهیم دانست. وقتی می شنوم که دوستان و آشنایان ام در فیسبوک (که یهودیان راستکیش هستند) می گویند هر گزینه دیگری به غیر از دمکرات ها بهترین گزینه برای ریاست-جمهوری است، با آنها همدری می کنم.

نگران-کننده است که شاهد باشیم اسرائیل هر روز در سطح بین-المللی منزوی-تر می شود. اینکه شاهد باشی جهان در پی حملات تروریستی در فرانسه و آلمان و ایالات متحده گریان است اما به رغم حملات تروریستی که هر روزه در اسرائیل روی می دهد، اشکی برای اسرائیل نمی ریزد. اینکه شاهد باشی یهودیان جوانی که در دانشگاه ها از اسرائیل دفاع می کنند، قربانی حملات روزافزون یهودستیزانه قرار می گیرند.

سکوت، یا سکوت نسبی چپ در این زمینه ها آنقدر بلند است که گوش همه کسانی را کر می کند که هر روز خبرهای اسرائیل را دنبال می کنند و شاهد قربانی-شدن مردم بیگناه هستند و باور دارند که ما خود را با غرب بیشتر در اشتراک می بینیم تا غرب با ما.

و برای همین غریب جلوه می کند که رهبر حزبی را تکذیب کنی که به نظر می رسد بزرگترین طرفدار اسرائیل می باشد.

اما من از دونالد ترامپ متنفرم. او مرا می ترساند. او عوام-فریب است، او چیزهایی گفته که تا همین چهار سال پیش باورکردنی نبود که بتوانی آنها را از دهان نامزد ریاست-جمهوری هر دو جناح بشنوی. من اخیرا چندان از اسرائیل نمی نویسم و نمی گویم چون سعی می کنم وقت ام را صرف مبارزه با این مرد خطرناک بکنم، و این برای من مثل یک وظیفه اخلاقی و شخصی بوده است.

به همین دلیل متوجه شده ام به-سختی می شود به طرفداران جهانی اسرائیل کمک کرد تا بفهمند که آنها نیز باید با این مرد مخالف باشند.

خیلی وقت است سعی کرده ام ثابت کنم دونالد ترامپ گزینه استراتژیک بدی برای اسرائیل است. وی در اوایل کارزارش گفت که در قبال مسأله اسرائیل «بی-تفاوت» خواهد ماند و گفت اسرائیلی ها باید «هزینه» کمک هایی که از ایالات متحده دریافت می کنند را بپردازند. او از یهودستیزی استقبال کرده است. و از همه مهمتر، خلق و خوی او – در یک کلام – کاملا غیر قابل پیش-بینی و خطرناک است. هر چیزی می تواند او را تحریک و به بچه کوچولویی تبدیل می کند که فقط به فکر تسویه-حساب است.
دیده ام افراد دیگری مانند یائر روزنبرگ (از مجله تبلت) که دغدغه اسرائیل دارند، بحث هایی از همین دست می کنند.

و بر اساس تجربه متوجه شده ام که چنین استدلالی کاملا بی-اثر است. هیچ کس متقاعد نمی شود. اغلب در پاسخ به استدلال می گویند «خب، درباره هیلاری چه؟ دمکراتها؟ تو واقعا فکر می کنی ترامپ بدتر از آنها خواهد بود؟».

و همین چرخه ادامه پیدا می کند، هیچ کس متقاعد نمی شود، و بیشتر از پیش تفرقه و شکاف ایجاد می کند.

در این باره زیاد تأمل کرده ام. چه اتفاقی دارد می افتد؟ مردمی که معمولا با هم موافق هستند چه طور می شود که ناگهان بر سر چنین موضوع بسیار مهمی دچار دودستگی می شوند؟ و از همه مهمتر، آنها چه طور می توانند دست از اهریمن-سازی یکدیگر بردارند و یکدیگر را عامل شر ندانند؟

هر چه بیشتر می بینم که مردم له یا علیه ترامپ بحث می کنند، بیشتر متوجه می شوم که چیزی را از قلم انداخته ام. تمرکز روی یک حوزه: چه چیزی به «نفع» اسرائیل است. همه حمایت ها و حمله ها، له یا علیه ترامپ، بر منفعت اسرائیل بنا شده اند. چه کسی در دادگاه جهانی از اسرائیل دفاع خواهد کرد، چه کسی وضعیت بغرنج اسرائیل را خواهد فهمید، چه کسی حاضر نیست به جهانی بپیوندد که گویی چنان غرق در محکوم کردن ملت اسرائیل است که متوجه نیست اکثر مشکلات تروریستی جهان مستقیما بر سر همین ملت هوار می شود؟

اما اگر این پرسش ها پرسش هایی اشتباه باشند چه؟

به-ناچار یاد خضر خان می افتم؛ پدر سرباز مسلمانی که در راه نجات یگان خویش کشته شد. مردی که به نظر می رسد کاملا و واقعا از هر لحاظ محافظه-کار است. اما همو بود که شجاعانه در برابر دونالد ترامپ ایستاد.

در این قضیه، دو چیز بسیار جالب بوده است: اولی، اصرار بر این ایده که سیاست و رهبری و رأی-دهی همه مهمتر از استراتژی هستند. آنها تصمیم هایی اخلاقی هستند که بر روح ما تأثیر می گذارند.

خضر خان با اشاره به رهبران محافظه-کاری که از ترامپ حمایت می کنند، گفت «فقدان شهامت اخلاقی، باری بر [دوش] روح آنها خواهد ماند».

مورد دومی که در سخنان خان متوجه شده ام، اصرار او بر این نکته بود که رهبران جمهوری-خواه می دانند که کار آنها فقط بردن [انتخابات] نیست. وی گرچه آنها را میهن-پرست خواند اما اشاره کرد آنها باید دونالد ترامپ را «انکار کنند» حتی اگر به قیمت از دست دادن شغل و جایگاه و باخت انتخابات ریاست جمهوری تمام شود. آنها باید چنین کنند، نه چون چنین کاری برای همه خوب است، بل چون کار درستی است.

تحت همین شرایط بسیار دشوار، تحت همین احساسات بسیار خام است که وجدانم بیدار می شود. … امر خطیری است و من روی سخنم به هر دوی این رهبران است. زمان اش رسیده: زمان اش رسیده که صرف نظر از هزینه های سیاسی، به موضع-گیری بپردازیم.

به باور من، یکی از نکاتی که در پیام سخنرانی خان کمتر بدان پرداخته شده، این است که مفهوم فداکاری فقط محدود به پسر او یا خود او یا همسرش نیست، بل درسی است که پسر او و دیگران به جهان آموزانده اند: چیزهایی وجود دارد که از برد و باخت های کوتاه-مدت و حتی از صیانت نفس نیز مهمتر هستند.

دهه هاست که اسرائیل درگیر «هاسبارا» [خنثی-سازی پروپاگانداهای ضد-اسرائیلی از طریق روابط عمومی] است تا درک مثبتی از اسرائیل نشان دهد. تا جنبه های مثبت اسرائیل را همرسانی کند و از اخلاقیات این کشور بگوید.

ادامه این وبلاگ به انگلیسی:
http://blogs.timesofisrael.com/why-being-pro-trump-is-anti-israel/