قرارداد هسته ای ایران امضا شد، مهر شد، و اجرا شد. ایالات متحده ۱۰۰ بیلیون دلار نقد دارایی جمهوری اسلامی را آزاد کرد. کمپانی های چندملیتی جمع شده اند که با تهران وارد معامله شوند. در کشورهای اروپایی با پرزیدنت روحانی مانند مشاهیر برخورد می شود. اما ایران هیچ حرکتی مبنی بر اعتدالی که به امید آن این قرارداد بسته شد، نشان نمی دهد.

نیروی دریایی ایران اخیرا موشکی به نزدیکی کشتی نیروی دریایی ایالات متحده شلیک کرد. در عملیاتی جداگانه یک قایق کوچک ایالات متحده را گرفت و خدمه دستگیر شده اش را علنا در معرض اهانت قرار داد. ایران همچنان نابودی اسرائیل را می خواهد، و آیت الله خامنه ویدئویی در انکار هولوکاست را در روز یادبود هولوکاست منتشر کرد. با این همه که تلاشی که برای قرارداد هسته ای صرف شد، دولت اوباما و اروپایی ها رویشان را آنطرف کرده اند، و ترجیح می دهند به جای برخورد قاطع با این مسائل، به مماشات بگذرانند. تمام این ها راه را برای یک پرسش نگران کننده و مهم باز می کند – چرا یهودیان آمریکا به اکثریت عظیم برادران اسرائیلی خود در مخالفت با قرارداد هسته ای نپیوستند؟

جواب، متاسفانه، این است که اسرائيل در عرصه سیاست آمریکا بدل به تحزب شده است. در دوران ریاست جمهوری اوباما دموکرات ها به شدت ضد اسرائیل شده اند. یهودیان آمریکا، که اکثریت شان دموکرات اند، به تبع حزب خود، از دولت یهود دور شده اند.

همه به یاد دارند که به دنبال سخنرانی های مهیج اوباما و ارزش های لیبرال و داستان زندگی اش، اکثریت عظیم یهودیان به وی رای دادند و میلیون ها برای کمپین وی جمع آوری کردند و موقعیت شغلی بالایی در دولت وی گرفتند. از زمان کندی تا کنون هیچ یک از روسای جمهور آمریکا از سوی یهودیان این کشور تا این اندازه مورد تمجید قرار نداشته است.

حمایت یهودیان از اوباما حتی در زمانی که روابط آمریکا و اسرائیل به شدت ضعیف شد، ادامه پیدا کرد. اوباما ناخشنودی خود از بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل را پنهان نمی کند، و وی نیز در مقابل بی اعتمادی خود به رئیس جمهوری که اسرائیل را به باور وی از متحد اصلی به مزاحم اصلی تبدیل کرده است، نشان می دهد. وزیر خارجه جان کری اسرائیل را بانی شکست مذاکرات صلح می داند، و هشدار داده است که اسرائیل مورد بایکوت های گسترده تری قرار خواهد داشت، و گفته است اسرائیل ممکن است در آتیه دولت آپارتاید باشد.

سفیر آمریکا در تل آویو، دان شاپیرو، اسرائیل را به شدت محکوم کرده است، و اظهار داشته است استانداردهای دوگانه در مقابل یهودیان و اعراب دارد. همچنین سیاست های این دولت در دیگر کشورهای منطقه، از جمله حمایت از اخوان المسلمین مصر، ناتوانی آن پس از عبور سوریه از «خط قرمز» و استفاده از سلاح شیمیایی علیه شهروندان خود، عدم موفقیت در برابر داعش نیز در میان بسیاری از اسرائيلی ها بی اعتمادی به دولت اوباما در تعهد به اتحاد آمریکا اسرائيل پراکنده است.

علاوه بر این ها همه، سال گذشته دولت اوباما، با امضای قرارداد هسته ای با ایران، بزرگترین ضربه در تاریخ ۶۸ ساله این کشور را به روابط ایالات متحده-اسرائيل وارد کرد.

با وجود مخالفت های یکپارچه دولت اسرائیل و جناح مخالف، با قرارداد ایران، از حمایت یهودیان اسرائیل از اوباما کاسته نشد. تقریبا تمامی نمایندگان سنا و مجلس از این قرارداد حمایت کردند. یهودیانی که با آن مخالفت کردند، نظیر سناتور چاک شومر، تلاشی برای ابراز حمایت از همفکران خود نکردند. شماری از سازمان های معتبر یهودی، نظیر آیپک، با قرارداد مخالفت کردند اما جی-استریت توجهی نکرد و تصمیم گرفت همراه دولت علیه اسرائيل باشد.

بسیاری از ناظران از این که جی-استریت به خود اجازه می دهد تصور کند بهتر از ارتش و نیروی امنیتی اسرائيل به منافع امنیتی ایشان وارد است، تعجب کردند. و زمانی که این رسانه اعلام کرد تلاش می کند سناتورهای جمهوریخواه که با قرارداد ایران مخالفت کرده اند کرسی خود را از دست بدهند، تعجب بیشتری را برانگیخت.

چطور به اینجا رسیدیم؟

پیش از این، تصور عدم حمایت یهودیان آمریکایی از اسرائيل در مواردی مانند قرارداد هسته ایران، قابل تصور نبود. تا همین اواخر، یهودیان آمریکا از اسرائيل پشتیبان می کردند و از دور حمایت های سیاسی، مالی، و اخلاقی به اسرائيل می نمودند. اما اکنون در دوران ریاست جمهوری اوباما شوق یهودیان آمریکا برای حمایت از اسرائیل کاهش یافته است. یهودیان آمریکا نتانیاهو را بیش از رئیس جمهوری منتخب مردم اسرائیل بدانند، او را در چهره یک یهودی جمهوریخواه جناح راستی می بینند، و مورد انتقاد قرار می دهند و شمار اندکی هم این انتقاد را به افراط کشانده اند.

شماری از استادان دانشگاه و دانشجویان یهود از جمله انجمن مطالعات آمریکایی، اعلام حمایت از جنبش بایکوت، سلب (مشروعیت)، تحریم کرده اند. بدتر از این، شمار زیادی از کنست های آمریکا، دعا برای اسرائيل و ارتش اسرائيل را ممنوع کرده اند.

این وضعیت یک شبه اتفاق نیفتاده است. پیش از ریاست جمهوری اوباما، اسرائیل ستیزی به طور پنهان وجود داشت و کم کم وارد فضای اصلی سیاسی می شد. چندی از سیاستمداران و دولتمردان آمریکا، از جمله پرزیدنت جیمی کارتر، در انتقاد از اسرائيل نوشتند.

اسرائیل ستیزی در دوران ریاست جمهوری اوباما تشدید شده است و کم کم تبدیل به جهان بینی حزب دموکرات می شود. به گزارش همه پرسی فرانک لونتز، تقریبا نیمی از دموکرات ها اسرائيل کشوری «نژادپرست» به شمار می آورند، و کمتر از نیمی باور دارند که اسرائیل به صلح با همسایگان خود تمایل دارد، و بیشتر آنان در مناقشات فعلی، از فلسطینی ها حمایت می کنند.

قرارداد ایران در لحظه ای حساس مطرح می شود. با نزدیک شدن به انتخابات ۲۰۱۶ ریاست جمهوری، دموکرات های یهودی اسرائیل می بایست دوباره حزب خود را به سوی اسرائیل بکشند، و جمهوریخواهان یهودی، می بایست به حمایت شدید خود از اسرائيل ادامه دهند. اجرایی شدن قرارداد ایران، کمپانی های جهانی برای کسب سود به جانب ایران می شتابند، در حالی که حمایت ایران از تروریسم کاهش نیافته است و علاقه اش به حذف اسرائیل از نقشه جهان همچنان پابرجاست.

با گذشت زمان، اسرائیل همچنان سد عظیم حمایت از منافع یهودیان در جهان است، و نیز سدی در مقابل منافع آمریکا در خاورمیانه. ادامه حیات اسرائیل اما بسته به سیاست دوحزبی این کشور در ایالات متحده است. ما می بایست از نامزدهای هر دو حزب بخواهیم که با اسرائیل برخورد حزبی و جناحی نداشته باشند. به منافع مشترک ایالات متحده و اسرائیل و متحدان عرب در جلوگیری از ایران هسته ای و حامی تروریسم تمرکز کنند.

اما مهم تر از همه، یهودیان آمریکا می بایست در آینه نگاه کنند و بپرسند آیا اسرائیل می تواند همچنان به آنان تکیه کند یا نه. زیرا اگر نتواند، زمانی که ایران در همین چند سال آینده تسلیحات هسته ای خود را آزمایش کند، گناهش به گردن همه ما خواهد بود .