چند سال پیش، مثل همه‌ی نوجوان‌ها، عاشق همه‌ی خواننده‌ها و گروه‌های موزیک محبوب بودم. با علاقه آنها را دنبال می‌کردم و زمان زیادی را به ورق زدن مجله‌ها به جستجوی عکس‌ها و پوسترها و مصاحبه‌های آنها می‌گذراندم و ساعت‌ها در یوتیوب به دنبال ویدئوهای تازه می‌گشتم و لیستی طولانی داشتم از اجراهایی که بی‌صبرانه منتظر بودم در کنسرت‌ها ببینم. عاشق این هنرمندان مشهور بودم و هر وقت خبر یک تور را می‌شنیدم، با عجله‌ تاریخ کنسرت‌ها را چک می‌کردم و خودم (و پدرومادرم) را راضی می‌کردم پول صرف بلیط و دیگر هزینه‌ها را بکنم.

سپس به اسرائیل مهاجرت کردم. همراه با همه‌ی چالش‌هایی که یک تازه‌وارد با آن مواجه است، رویاهای من در هم شکستند – اکنون دیگر هرگز این کنسرت‌ها را نمی‌توانستم ببینم. خواننده‌های محبوب من چرا می‌بایست به اسرائیل بیایند؟ هرگز نشنیده بودم که حتی یکی از گروه‌های محبوب من به اسرائیل سفر کند، چه برسد به این که اجرا داشته باشد. تا جایی که خود چهارده‌ساله‌ی من می‌دانست، محکوم به زندگی بی‌-کنسرت شده بودم.

وقتی درباره‌ی جنبش بایکوت، که در سال‌های اخیر شدت گرفته، شنیدم، ترس‌هایم به واقعیت پیوست. همه‌ی گروه‌های موزیک و خواننده‌های محبوب من اکنون از آمدن به اسرائیل حذر می‌کردند زیرا جنبش بایکوت فعالانه هنرمندها را از سفر به اسرائیل پشیمان می‌کرد. برخی از هنرپیشه‌ها مایل نیستند هواداران خود را برنجانند، برخی نمی‌خواهند محکوم به یک موضع‌گیری سیاسی و تعلق به یک جناح سیاسی بشوند. برخی نیز آنقدر به موضوع اهمیت نمی‌دهند که به خاطرش خود را درگیر مشکلاتی کنند که متأسفانه همیشه با اسم اسرائیل همراه است. بعضی‌ هم ضداسرائیل‌اند، و وقتی فهمیدم شوک شدم. خیال می‌کنند ما فلسطینی‌ها را سرکوب می‌کنیم و به خاطر همین آدم‌های بدی هستیم. شوک شدم وقتی فهمیدم چهره‌های محبوب من از من بدشان می‌آید.

همه‌ی اینها هفته‌ی گذشته که بریتنی اسپیرز را در کنسرت دیدم، تمام شد. حتی اگر درخشش و دودهای صحنه نبود، باز این تجربه برای من بیمانند بود، زیرا معنایی عمیق داشت. همانطور که با جمعیت بالا پایین می‌پریدم، خود چهارده‌ی ساله‌ی من همراه من می‌پرید و می‌خواند و امید به چشم‌های من باز می‌گشت.

می‌خواهم از هنرمندانی که آن شب در کنسرت اجرا داشتند تشکر کنم. می‌خواستم بگویم با این کار، شما پیامی را رسانده‌اید. آمدن به اینجا، اگرچه من در آرزوی روزی نفس می‌کشم که دیگر اینگونه نباشد، تصمیمی آگاهانه است که شما گرفته‌اید و می‌دانید که به خاطرش ممکن است با چه مخالفت‌هایی روبرو شوید زیرا این سفر، به همان آسانی نیست که یک مدیر برنامه، همانطور که برای دیگر جاهای جهان، تاریخ اجراها را تنظیم کند. من این را می‌فهمم و مردم کشورم این را می‌فهمند، و به خاطر این پیامی که فرستادید، برای شما کف می‌زنیم.

شما برای ما امید به ارمغان می‌آورید، برای همه‌ی ما، زیرا مردم در سنی از موزیک لذت می‌برند. هم پدرومادرم وقتی به استیون تایلور از آيرواسمیت گوش می‌دادند که به شوخی می‌گفت بازگشت خواهد کرد، احساس امیدواری کرده‌اند، هم من که با صدای بریتنی اسپیرز کلمات عبری می‌شنیدم، و احساس امیدواری کردم. شنیدن صدای او که کلمه‌های ناآشنا را به زبان می‌آورد و یا حتی در کنسرت بگوید «تل‌آویو»، من را واداشت که بلندتر از بار دیگر در آن‌شب، هورا بکشم، زیرا با به زبان آوردن کلماتی به عبری، پا به دنیای من می‌گذاشت، دنیایی که همیشه فکر می‌کردم از دنیای موسیقی پاپ، جدا است. پاره‌ی یهودی من هر بار که می‌ دیدم کنسرتی در نزدیکی‌های من شب جمعه یا شب شنبه اجرا می‌شود، با پاره‌ی عشق کنسرت من، به جنگ برمی‌خاست. نه تنها به این معنی بود که نمی‌توانستم به آن کنسرت بروم، بلکه به این معنی نیز هست که چهره‌های محبوب من آنقدر که من به آنها اهمیت می‌دهم، به من اهمیت نمی‌دهند. و با وجود این، اکنون، این بازیگر بی‌نظیر که من ترانه‌هایش را در ام‌پی۳ پلیر دست‌دوم‌ام از ۲۰۰۷ تا حالا نگه داشته‌ام، اینجا بود، و از من حمایت می‌کرد و من از او حمایت می‌کردم.

مادونا، لئونارد کوهن، لیدی گاگا، جاستین بی‌بر، پال مک‌کارتنی، تنها شماری از نام‌های مشهوری هستند که در سال‌های اخیر در اسرائیل کنسرت داشته‌اند. حتی اگر همه‌ی آنها آگاهانه با این کار یک موضع سیاسی اتخاذ نکرده باشند، همانطور که گفتم، باز هم این یک تصمیم آگاهانه بوده که با آنکه می‌دانسته‌اند با اعتراض روبرو خواهند شد، به اینجا بیایند. اجراهای بیشتری هم قرار است در اسرائیل روی صحنه برود، و من از آنها همه می‌خواهم که به فشارهایی که به آنها وارد خواهد شد، سر خم نکنند. رادیوهد اعلام کرد که قرار است بیایند، و از آن زمان تا کنون در کنسرت‌هاشان با معترضین و پرچم‌های فلسطین مواجه شده‌اند، اما همچنان قرار به آمدن دارند.

و پیام من به هموطنان اسرائیلی‌ام این است که ما به این کنسرت‌ها برویم و در اجراهایی که در اسرائيل دارند، از آنها استقبال کنیم و حمایت خود را نشان دهیم. و، پیام من به تمام گروه‌های موزیک و خواننده‌ها این است: به اسرائیل بیایید، به خاطر من، دخترک چهارده‌ساله‌ی دلشکسته، که دیگر امید نداشت به هیچ کنسرتی برود. برای خاطر همه‌ی بچه‌هایی که اینجا بزرگ می‌شوند و رویاشان این است که مثل بچه‌های همه جای دیگر دنیا، شما را در کنسرت‌هاتان ببینند. برای خاطر هواخواهان‌تان که اینجا هستند و از ته دل آرزوی دیدن چهره‌های محبوب‌شان را دارند، و دعا می‌کنند که چهره‌های محبوب‌شان مثل دیگران از آنها نفرت نداشته باشند. از من حمایت کنید؛ من در تمام این سال‌ها از شما حمایت کرده‌ام.