برخی کلمات هستند که عبری مدرن آنها را پس زده است. آکادمی زبان عبری ممکن است به تدریج معادلی برای این کلمات بیابد، اما در نهایت سرنوشت زبان را مردم تعیین می‌کنند (و برای همین است که نام‌اش در عبری «هاآکادمیا» است).

«ترور» یکی از آن کلمات است. ما به کسانی که اقدام به ترور می‌کنند «مخابلیم» می‌گوییم اما خود «ترور»، استراتژی سیاسی/نظامی، قابل ترجمه نیست. عبارت טרור را گوگل کنید و دو میلیون پاسخ می‌یابید.

با اینحال، برای این معنا کلمه‌ای در عبری تورات هست، که ما در این شبات خواهیم خواند: «از هیچ کس هراس (تاگورو) نداشته باش». به عنوان اسم، این کلمه مگورا است. این‌ها کلمه‌هایی هستند که از سوی موسی هنگامی که به قضات دستور داد وظیفه‌ی مقدس خود را به جا آورند، گفته شد (دوترونومی ۱:۱۷) : «در قضاوت تبعیض قائل نشو؛ به بزرگ و کوچک به یکسان گوش بده. از هیچ کس هراس نداشته باش زیرا قضاوت از آن خداست. هر موردی که برای تو دشوار بود، پیش من بیاور، و من به آن گوش خواهم داد». «سیفر» توضیح می‌دهد که اشاره به چیست:

اگر بگویی: «از این فرد می‌ترسم، شاید بچه‌های من را بکشند، شاید خرمن من را به آتش بکشند، شاید درخت‌هایم را بشکنند»، آیه می‌گوید «از هیچ کس هراس نداشته باش».

پس شاه «یوشافات» می‌گوید (دوره‌ی ۱۹:۶) «به قضات گفت کردار خود را به دقت بسنج، زیرا فقط به انسان میرا قضاوت نمی‌کنی بلکه به خاطر خداوند، که هر زمان که به قضاوت حکم می‌کنی همراه توست». «زیرا قضاوت از آن خداست».

ترور یک امر تازه نیست. همیشه دشمن قضاوت بوده است. برای یک مقام رسمی طبیعی است که به هزینه‌های شخصی یک تصمیم فکر کند، به خطری که برای خانواده‌اش، خانه‌اش، ثروت‌اش بوجود می‌آید. بخصوص زمانی که یک حکم، جان و مال دیگران را تحت تأثیر قرار دهد.

اما دل به هراس/ترور ندادن، به چه معناست؟ یعنی با خشونت برخورد کنی تا نشان دهی که ترسو نیستی؟ این دقیقا همان چیزی است که تروریست می‌خواهد، که به آتش خشم تو باد بزند، خوشه‌ی هیزمی که تمام مزرعه را به آتش می‌کشد. یعنی با عطوفت برخورد کنی و نشان دهی که تو انسانیت خود را زیر پا نمی‌گذاری و انسانیت دیگران را از یاد نمی‌بری؟ به نظر تسلیمی از روی خامی و بی‌تجربگی می‌آید؛ آیا با این کار، انسانیت قربانیان را با از نظر انداختن دردی که می‌کشند، زیر پا نگذاشته‌ایم؟‌ اگر روش خود را عوض کنیم، تروریست‌ها برنده خواهند شد؛ اگر به زندگی روزمره‌ی خود ادامه دهیم انگار هیچ اتفاقی نیفتاده، به قربانیان اهانت کرده‌ایم.

از آنجایی که نمی‌توانیم قضاوت را نزد خدا ببریم، به این معناست که می‌بایست خدا را به قضاوت خود وارد کنیم:‌ این اولین بخش آیه است: «در قضاوت، تبعیض راه مده؛ به هر دو، از کوچک و بزرگ گوش بده». مسأله بر سر عدم تبعیض است؛ بر سر گوش دادن به هر دو جانب است. سیاست‌های تک‌موردی چاره‌ی مناقشات بومی نیست.

به خود می‌گوییم این نیز بگذرد. شرایط بحرانی امنیتی و اهانت‌های غیرقابل تحمل به ایمان نیز رنگ می‌بازد و فراموش می‌شود. اما اگر از برقراری مقررات منصفانه و عادلانه بر اساس حقیقت و صلح برای مقابله با مورد بعدی مناقشه کوتاهی کنیم، به طور مسلم تسلیم ترور خواهیم شد.