جنجالی که بر سر رفراندم استقلال کاتالان در گرفته پرسشی در خصوص ارتباط تاریخی میان منطقه‌ی کاتالان و دیگر بخش‌های شبه‌ جزیره‌ی ایبری پیش می‌کشد.

آموزه‌های «آریزال»

«یشعیا هورویتز» («شلاه حا کادوش»؛ پراگ، د ۱۶۳۰) از «آریزال» نقل می‌کند (آر. ایتسخاک لوریا؛ سافد، د. ۱۵۷۲) که همانطور که ملت یهود به چهار قوم تقسیم شد – «ارباعا دگالیم» – چهار سنت «هالاخا» اصلی نیز داریم: سفاردی، اشکنازی، کاتالونیا، و ایتالی. هر سنتی، به نوشته‌ی آریزال، می‌بایست مشورای ویژه‌ی خود را حفظ کند زیرا این‌ها «کلام خداوند حاضر ناظر است».

از سخنان آریزال چنین می‌فهمیم که کاتالونیا سنت هالاخ خود را داشت که متمایز از اسپانیا و دیگر بخش‌های اروپا بوده است.

تورات اسپانیا از دوره‌ی «ریشونیم»

در دوره‌ی ریشونیم، کاتالونیا نقشی مهم در ترویج تورات ایفا کرد. در سال‌های اول ریشونیم، علمای تورات فرهنگ تورات سفاردی را پیش بردند که در آفریقای شمالی و اسپانیای تحت سلطه‌ی مسلمانان مرکزیت یافته بود. رابننو خانانل (آفریقای شمالی، د. قرن یازدهم)، ریف (آر. ایتسخاک آلفاسی؛ افریقای شمالی، د. ۱۱۰۳)، ری میقاش (آر. ایتسخاک ابن میگاش؛ اسپانیا، د. ۱۱۴۱)، و رامبام (ابن میمون) اسپانیا – مصر، د. ۱۲۰۵) برخی از تلمودی‌های شناخته شده‌اند که در این منطق رشد یافتند. با این حال، فرهنگی توراتی آنها در آغاز قرن دوازدهم هنگامی قبیله‌ای از مسلمانان به آفریقای شمالی و اسپانیا حمله کرد، با پایانی فاجعه‌بار مواجه شد و سپس به تدریج قوانین خود را در اسپانیای مرکزی پراکند. به دنبال آن، بسیاری از یهودیان به سمت شمال گریختند، به سوی اسپانیای شمالی، کاتالونیا و جنوب فرانسه.

در نیمه‌های قرن ۱۲، مسیحیان شمال اسپانیا طی شماری از کارزارهای نظامی به نام ریکانکیستا، آغاز کردند به باز پس گرفتن شبه‌ جزیره‌ی ایبری. با پیروزی عملیات باز‌پس‌گیری اسپانیا از سوی نیروهای مسیحی، تورات به شبه‌جزیره‌ی ایبری بازگشت.

از این زمان تا چند نسل بعد، تورات در اسپانیا شکوفا شد. با این حال، بر خلاف تلمودی‌های اسپانیایی از دوره‌های قبل از ریشونیم که تحت حکومت مسلمانان زیستند، تلمودی‌های اسپانیا پس از عملیات باز‌پس‌گیری تحت حکومت مسیحیان زندگی کردند. نتیجه آن شد که تلمودی‌های بعدی بیشتر تحت تأثیر فرهنگی توراتی اشکنازی‌های مسیحی فرانسه و آلمان بودند تا تلمودی‌های اسپانیایی که تحت حاکمیت مسلمانان رشد کردند. برخی از آن ها همچنان خود را پیروان تلمودی‌های نخستین سفاردی می‌دانستند – ریف، ری میگاش، رام‌بام – و وارث سنت‌های اصیل و خالص سفاردی بودند. با این حال، همزمان تورات اشکنازی می‌خواندند و از تلمودی‌های اشکنازی و شیوه‌های یادگیری ایشان در رهنمود و انگیزه، پیروی می‌کردند. این واقعه بیشتر در مورد علمایی صدق می‌کرد که در منطقه‌ی کاتالونیا در شمال شرق فرانسه و پراونس فعال بودند.

کاتالونیا

ایالت قرون وسطایی کاتالونیا در شمالی غربی اسپانیا واقع بود. این ایالات و به ویژه پایتخت آن بارسلونا منطقه‌ای مهم در شاهنشاهی آراگون، و از مراکز عمده‌ی تورات در اسپانیای مسیحی دوره‌ی ریشونیم‌ مؤخر بود.

برخی از شهرهای اصلی یهودی شاهنشاهی آراگون (شامل کاتالونیا) از این جمله‌اند: گیرونا، بارسلونا، و زاراگوزا. رابننو یوناح (د. ۱۲۶۴) و رامبان (ناخمنیدس، د. ۱۲۷۰) از گیرون، رآح (د. ۱۳۰۳) و راشبا (د.۱۳۱۰) از بارسلونا، و ریتوا (د. ۱۳۳۰) از زاراگوزا. اینها شماری از مشهورترین تلمودی‌های کاتالونیای بیت میدراش در دوره‌ی ریشونیم هستند. اگرچه برخی بیت میدراش را «خاخمی سفاراد» می‌خوانند، اما دقیق‌تر آن خواهد بود که آنها را «خاخمی کاتالونیا» بنامیم زیرا سنت‌های آنها از سنت‌های خالص سفاردی متمایز است.

مطالعات رابننو یوناح و رامبان تحت تلمودی‌های فرانسه و آموزه‌های ایشان – هم از نظر متن و هم شیوه – بسیار تحت تأثیر توسافیست‌های شمال فرانسه و آلمان و آموزه‌های تلمودی پراونس جنوب شرقی فرانسه بوده است. از همه گویاتر معرفی رامبان به دینا دی-گرامی اوست، هنگامی که از خاخام‌های فرانسه می‌نویسد «آنها آموزگاران‌اند، آنها آموزشگران‌اند، آنها هستند که نهان را آشکار می‌کنند» و در سخنان خود در خولین ۹۴ ا، رامبان توسافیست‌ها را بسیار می‌ستاید و می‌نویسد «تورات خود را از آنها داریم».

در حالی که برخی از تلمودی‌های این دوره، مانند آر. میر ابولافیا (رماح؛ تولدو، اسپانیا، د. ۱۲۴۴) ظاهرا بیشتر به سنت‌های اصیل سفاردی تمایل داشت، بسیاری فرهنگ تازه‌ی خود را از سنت‌های سفاردی متمایز می‌دیدند. جالب اینجاست که رامبان در نوشته‌های تلمودی خود به رامبام به عنوان «خاخام موشه، اهل اسپانیا (ها-سفاردی)» ارجاع می‌دهد. ظاهرا از نقطه‌‌نظر رامبان – نه شخص خودش – سفاردی اصیل بوده است.

متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید
http://blogs.timesofisrael.com/catalonia-a-distinct-torah-culture/