من برای این که اتحاد شوروی را ترک کنم، دست به اعتصاب غذا زدم. حاضر بودم بمیرم اما از آنجا بیرون بیایم. اخیرا به کوبا رفتم تا به خودم یادآوری کنم که از چه فرار کرده ام.

چیزی که من یافتم، کشور تناقض ها بود. تحصیلات و مراقبت های بهداشتی در کوبا رایگان است. این کشور دارای هنر و رقص و موسیقی زیبایی است. نرخ جرایم خیابانی در این کشور بسیار پایین است.
اخیرا بخش محدود خصوصی اجازه فعالیت یافته است: رستوران های خانگی، استودیوهای هنرمندان، تاکسی ها. یک وکیل سابق که راهنمای گردشگری ما در این کشور بود، به من گفت که انعام یک گروه گردشگری معادل درآمد شش ماه وکالت است. حقوق متوسط یک شهروند، ۲۰ دلار در ماه است.

ما از یک استاد جامعه شناسی شنیدیم که شوهر یهودی اش، که کمونیست وفادار و عضو سابق دولت بوده، حقوق بازنشستگی اش ۱۸ دلار در ماه است. حقوق متوسط بازنشستگی، ۹.۵۰ دلار در ماه می باشد.

در کوبا پزشک های متبحر و فراوانی وجود دارد، اما بیماران در بیمارستان باید لوازم تختخواب و سرنگ و باند و داروها را خودشان تهیه کنند.

از بازدیدکنندگان خارجی درخواست می شود که مواد و ابزاری را به ساکنان ببخشند که برای داشتن اش برای ما بدیهی محسوب می شوند: صابون، خمیردندان، کاغذ توالت، جوراب، زیرپوش، کتانی های قدیمی، اسباب بازی. حتی شکر و قهوه، این فرآورده های سنتی کوبا، از بیرون وارد می شوند. در کوبا تقریبا همه مایحتاج زندگی، از طریق رشوه خواری به دست می آید.

و بالاخره، تناقض جامعه یهودی کوبا نیز وجود دارد. یهودیان در اتحاد شوروی مورد نفرت قرار داشتند و گرفتار شده بودند. کوبای کمونیستی به یهودیانی که قصد مهاجرت به اسرائیل را دارند، اجازه ترک این کشور را می دهد. من شب و روز با کیپا [کلاه سنتی یهودی ها] توی خیابان های هاوانا با خیالی آسوده قدم می زدم. در مسافرت هایی که اخیرا به لندن و اسکاندیناوی داشتم، خاخام ها به من توصیه کردند که کیپا را بردارم چون موقعیت مرا به خطر می اندازد.

کوبا، برخلاف اکثر کشورهای امریکای لاتین، کاتولیک نبوده و نیست. فقط ۲ تا ۳درصد کوبایی ها به خاطر نفوذ فرهنگی برده های افریقای غربی، مذهب کاتولیک رومی دارند. بنابراین در کوبا هیچ وقت تفتیش عقاید نبوده و هیچ سابقه ای از یهودستیزی در این کشور وجود نداشته است.

سده هاست که یهودیان در کوبا زندگی می کنند. نیای برخی از این یهودیان به «نوکیش های عیبری» که از تفتیش عقاید کاتولیک ها گریخته بودند، می رسد.

اکثر این یهودیان دیرزمانی است که در کل جامعه ادغام گشته و با آن یکی شده اند.

پس از سقوط امپراتوری عثمانی در پایان جنگ جهانی اول، مهاجرت های گسترده ای از ترکیه صورت گرفت. پس از آنکه ایالات متحده در ۱۹۲۴ درهای خود را به روی مهاجران اروپایی بست، بیش از ۲۴ هزار یهودی به امید رفتن به ایالات متحده، به کوبا آمدند.

دهه ۱۹۳۰ موج دیگری از مهاجرت یهودیان گریخته از اروپای نازی را شاهد بود. برآورده شده که در ۱۹۵۹، پیش از انقلاب کوبا، ۱۵ هزار یهودی در هاوانا و شمار اندکی در بیرون از پایتخت زندگی می کردند.

وقتی کاسترو به قدرت رسید، ۹۵درصد یهودیان کوبا، این کشور را به مقصد ایالات متحده ترک کردند. امروزه نزدیک به ۱۱۰۰ یهودی در کوبا زندگی می کند. یهودیان در کوبای امروزی می توانند علنا به یهودیت عمل کنند. کنیسه ها نیازی به مراقبت و حراست ندارند. در کوبا یک قصابی کوشر با مالکیت شخصی هست که کاسترو آن را تعطیل نکرد؛ و در حالی که همه برنامه های خارجی ممنوع است، «رادیو ییدیش» اما به فعالیت خود ادامه می دهد.

پرسشی که به کرات مطرح می شود این است که یهودیان باقی مانده چرا همراه هم میهنان خود کوبا را ترک نکردند؟

بسیاری از این یهودیان، بخشی از انقلاب کوبا بودند! چندین یهودی نقشی برجسته در رهبری انقلاب کوبا داشتند. در واقع، حزب کمونیست کوبا را مهاجرین یهودی لهستانی بنا کردند.

کوبا در ۱۹۴۹ به طرح سازمان ملل برای تقسیم فلسطین (و ایجاد کشور اسرائیل) رای منفی داد. پس از ۱۹۶۷ کاسترو نیروهایی علیه اسرائیل روانه کرد و روابط دیپلماتیک را قطع کرد.

دولت شدیدا اسرائیل-ستیز است و همواره علیه اسرائیل رای داده است. کوبای امروزی با ایران و ونزوئلا و فلسطینی ها متحد شده است.

کوبا از نظر نفتی، کاملا به ونزوئلا وابستگی دارد. در صورت سقوط دولت مادورو [در ونزوئلا]، اقتصاد کوبا به بن بست خواهد رسید و کشور از نبود برق در تاریکی فرو می رود و همه چیز را همراه خودش خواهد برد.
توی خیابان های هاوانا رانندگی می کردم و از دیدن ساختمان هایی که زمانی کاخ های زیبا و عمارت های باشکوه و هتل های رو به اقیانوس بودند و حالا مخروبه و رنگ و رو رفته و متروکه و چرک گرفته شده اند غصه می خوردم.

پس از پنج روز اقامت در کوبا، برای رفتن به خانه (امریکا) و دورشدن از این ویرانه های دردناک و آشنای کمونیسم بی صبری می کردم.