یک پدر و مادر با هجوم سربازها به داخل خانه‌، بیرون کشیدن بچه‌ی نوجوان‌شان از رختخواب، دستبند و چشم‌بند زدن به او، دستگیری و بردن او با خود، دچار شوک می‌شوند. آنها مانده‌اند بی‌هیچ اطلاعاتی از این که بچه را به کجا برده‌اند، جرم‌اش چیست، و کی دوباره او را خواهند دید. سربازها او را ساعت‌ها بی‌آنکه دسترسی به وکیل داشته باشد یا پدر و مادرش حضور داشته باشند، بازجویی می‌کنند. هیچ اطلاعی از حقوق خود ندارد، و برگه‌ی اعترافاتی را به زبانی که به آن آشنا نیست، امضا می‌کند. برای این که او را به خانه برگردانند، هر کاری می‌کند.

بدترین کابوس هر پدر و مادری این است، اما این کابوس برای صدها پدر و مادر فلسطینی که بچه‌هاشان، گاهی حتی بچه‌ی ۱۲ ساله‌شان، به دست سربازان اسرائیلی در فلسطین اشغالی دستگیر و بازجویی شود، واقعیت موجود است.

وقتی این خبرها را می‌خوانم دلم به درد می‌آید. هیچ پدر و مادری – و هیچ کودکی – نمی‌بایست با چنین فاجعه‌ای روبرو باشد. من مسؤولیت ویژه‌ای احساس می‌کنم تا نه تنها به عنوان یک شهروند آمریکایی که مالیات‌اش صرف زیرساخت‌های سرزمین اشغالی می‌شود، بلکه همچنین به عنوان یک خاخام که به حرمت و ارزش تمامی انسان‌ها باور دارد، سخن بگویم. به عنوان رهبری از درون جماعت آمریکایی یهودی که منابع عظیم کمک‌های خود را به سمت اسرائیل سرازیر می‌کند، ما می‌بایست اولین کسانی باشیم که بپا ‌خیزیم و شیوه‌های ناعادلانه‌ی برخورد اسرائیل با کودکان را محکوم کنیم و اطمینان حاصل کنیم که این منابع مالی صرف حمایت از نقض حقوق بشر نمی‌شود.

برای همین است که از نماینده‌ی پارلمان، بتی مک‌کالوم برای طرح لاحیه‌ی ۱۴ نوامبر که خواهان است ضمانت شود کمک‌های سالانه‌ی ایالات متحده به اسرائیل صرف بازداشت بچه های فلسطینی نمی‌شود، تقدیر می‌کنم. این لایحه که در حمایت از حقوق بشر با حکم پایان بخشیدن به بازداشت‌های نظامی بچه های فلسطینی است، از صرف مبالغ مالیاتی در پرداخت هزینه‌های بازداشت نظامی، بازجویی، و بدرفتاری با بچه های فلسطینی که در تخلف از قوانین بین‌المللی انجام می‌شود، جلوگیری می‌کند.

من چندین بار به روستاهای فلسطینی کرانه‌ی باختری سفر کرده‌ام و زمان درازی با بچه های و نوجوانان فلسطینی گذرانده‌ام. دلم می‌لرزد وقتی فکر می‌کنم ممکن است آنها جزو هزاران فلسطینی جوانی باشند که قربانی این تجاوز سیستماتیک شده‌اند. این بچه‌ها مثل همه‌ی بچه‌های دیگرند؛ یاد می‌گیرند جهان خود را هدایت کنند، پیامد عمل خود را کشف کنند، و پیوندی با دیگر همسالان خود بسازند. ممکن است رفتاری تحریک‌گر داشته باشند، حواس‌پرت باشند، در لحظه‌ای بی‌اعتنا به دیگران به نظر آیند، و لحظه‌ای بعد دلرحم و با ملاحظه و شاد باشند.

همچنین، آنها بسیار متفاوت‌اند با بچه هائی که در محیطی به نسبت امن بزرگ می‌شوند. آنها ناچارند زیر بار اشغال نظامی اسرائيل، مهارت‌هایی برای حفظ بقای خود بیاموزند – مهارت‌هایی که خوشبختانه بچه‌های من هرگز نیاز به آموختن‌اش نخواهند داشت. مهارت‌هایی نظیر رد شدن از ایست بازرسی برای رسیدن به مدرسه، اجتناب از شهرک‌نشینانی که آنها را دست می‌اندازند، تحمل مقرراتی که باعث می‌شود روزها و روها حق خروج از خانه نداشته باشند. مهارت‌هایی نظیر این که هر روز پس از روز دیگر، از خواب برخیزی و ببینی خودت یا عزیزانت با اعمال زور بازداشت شده باشد، شکنجه و زندانی می‌شوند.

مواردی که سازمان‌های حقوق بشری اسرائیلی مستند نموده‌اند، همراه انجمن بین‌المللی دفاع از حقوق کودک، یونیسف و سازمان دیدبان حقوق بشر، حکایت چند سرباز خشن نیست. بلکه، با استناد به گزارش ۲۰۱۳ یونیسف در مورد بچه های فلسطینی که در زندان‌های اسرائیل در سرزمین اشغالی بازداشت‌اند، «به نظر می‌آید که بدرفتاری با بچه هائی که در بازداشتگاه‌‌های نظامی به سر برده‌اند، متداول، سیستماتیک، و نهادینه شده است». بنا به این گزارش، هر سال نزدک به ۷۰۰ بچه فلسطینی ۱۲ تا ۱۷ ساله به دست ارتش، پلیس، و مأموران امنیتی اسرائیل دستگیر، بازجویی، و زندانی می‌شود. تا گمان نبریم که این سیستم بیشتر شامل ۱۷ ساله‌هاست، در گزارش سال ۲۰۱۶ انجمن بین‌المللی دفاع از بچه ها افزایش شدید شمار بچه های ۱۲ تا ۱۵ که در بازداشتگاه‌های نظامی نگهداری می‌شوند، دیده می‌شود.

در اورشلیم شرقی هم که ساکنان فلسطینی تحت قوانین غیرنظامی زیست می‌کنند، وضع به همین منوال است. بنا به گزارش اخیر سازمان‌های حقوق بشری اسرائیل، ب‌تسلم و هاموکد، بازداشت بچه ها در اورشلیم امری متداول است.

این امر که طبق قوانین بین‌المللی افراد زیر سن قانونی، گناهکار یا بیگناه، حق برخورداری از مراقبت ویژه را دارند، بی‌دلیل نیست. بچه ها و نوجوانان آسیب‌پذیرتر از بزرگسالان‌اند. همچنین، در حال رشد به سر می‌برند و هنوز دارای ظرفیت‌های روحی و ذهنی مسؤولیت‌پذیری کامل عملکرد خود نیستند.

اسرائيل با امضای معاهده‌ی ۱۹۹۱ حقوق کودک سازمان ملل متحد خود را به رعایت استانداردهای بین‌المللی عدالت برای بچه ها و نوجوانان متعهد کرده است. تعهد نموده است که به قوانینی که تصریح می‌کنند بازداشت بچه ها تنها به عنوان آخرین چاره صورت گیرد، وفادار بماند. نمی‌بایست به شکل غیرقانونی و خودسرانه بازداشت، و مورد شکنجه و دیگر رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی، و اهانت‌آمیز قرار گیرند.

با وجود درخواست‌های مکرر از اسرائیل برای پایان بخشیدن به برخورد خشونت‌آمیز با بچه ها و نوجوانان در بازداشتگاه‌های نظامی، مقامات اسرائیل مصرانه سر باز زده‌اند. برعکس، به جای توقف خشونت‌های جسمی و روانی، روش‌های اصلاحی برای روپوشانی و بزک این اقدامات بکار گرفته‌اند.

به نام جامعه‌ی یهودی، وقت آن رسیده که علیه این تخلفات بپا خیزیم. وقت آن رسیده که این بچه ها را همانگونه که هستند، ببینیم: بچه. اینها دشمنان ما نیستند. قربانیان سیستم اشغال سیستماتیک اسرائیل‌اند.