برای بحث در مورد صبح روز بعد، زود نیست. یا هفته بعد، یا هر چه که بعد از آن که تلاش های مخالفان قادر به متوقف ساختن توافق نشود، پیش خواهد آمد. با تخمینی سرانگشتی جز معجزه یاوحی که در ثانیه آخر نازل شود عامل دیگری نیست که مخالفان را در کنگره قادر سازد در مقابل رای ریاست جمهوری بایستند. حتی ممکن است به اندازه کافی رای نیاورند که بحث توافق را از دور خارج کنند. این وضعیت برای سازمان های یهود که بر نیروی مخالفان تکیه می کردند سنگین می آید. نماینده جامعه یهود باشند یا نه به کاخ سفید و قانونگزاران و افکار عمومی پیام مخالفت یهودیان با توافق را منتقل کرده اند. حالا که نتوانسته اند توافق را متوقف کنند می بایست مسوولیت پذیری کنند و به رای دهندگان توضیح دهند که پس از آن چه اتفاقی خواهد افتاد، و آسیب های احتمالی کمپین علیه ریاست جمهوری وقت، و حزبی با اکثریت آرا، و شکست را به حداقل برسانند.

لیستی از چالش های در پیش، و فهرستی از خواندنی ها درباره و از سوی مردمی که از حالا به این موارد دارند می اندیشند.

تلاش برای رفع اشکالات قرارداد

حتی موافقان توافق در باره نارسایی های آن صادق بوده اند و بسیاری از حامیان و مخالفان همعقیده اند که اگر انرژی جمعی یهودیان صرف بهبود و رفع اشکالات قرارداد می شد بهتر از این بود که صرف درهم شکستن آن بشود. رابرت استالوف از انستیتوی سیاست خاورمیانه در واشنگتن نیز نظر خوشی نسبت به توافق نداشت اما جانبداری نکرد و عقیده اش شخصی نگاه داشت. در گفتگویی با جفری گلدبرگ از آنتلانتیک،‌ استاتلوف ۱۰ سوالی را که مایل است رییس جمهوری همزمان با پیشبرد قرارداد به پاسخ آن بیندیشد را مطرح می کند. از جمله این سوال ها، مجازات های احتمالی ایران در صورتی که از مواد قطعنامه سرپیچی بکند، و توضیح دقیق تحریم هایی که رییس جمهوری در صورتی که سازمان های اطلاعاتی ما مطلع شوند ایران منابع مالی حاصل از رفع تحریم ها را به متحدان و تروریست های دست نشانده خود منتقل می کند در نظر خواهد گرفت. در مقاله دیگری در آتلانتیک، استالوف راه هایی که دولت برای رفع اشکال های قرارداد، بدون بازگشت به مذاکرات می تواند به کار گیرد را شرح می دهد.

حتی موافقان توافق نیز دعوت به رفع اشکال های قرارداد کرده اند. سناتور جف مرکلی – اورگون – پیشنهاد کرده است «ایالات متحده آمریکا می تواند و می بایست برای تقویت چارچوب های قرارداد بکوشد. می بایست یک برنامه اطلاعاتی گسترده پشتیبانی در ۱۵ سال اولیه، و برای تقویت نظارتی آژانس بین المللی انرژی هسته ای در ۱۵ سال بعدی طراحی کند. می بایست جامعه جهانی را در سال های بعد از به سر رسیدن تاریخ مصرف خطوط درخشان غنی سازی اورانیوم به در تعیین اندازه و حدود غنی سازی منابع اورانیوم ایران و طرح جرایمی برای ایران در صورتی که از تعهدات خود سرپیچی کند، هدایت نماید. ایالات متحده می بایست تصریح کند که سرپیچی های احتمالی ایران مجازات های شدید خواهد داشت.

علاوه بر آن ایالات متحده می بایست در رابطه با استفاده هایی که ایران از نقدینه حاصل از رفع تحریم ها در حمایت از گروه های تروریستی خواهد کرد هشیار باشد و اقداماتی را برای مقابله با دخالت ایران در ناآرامی های منطقه در نظر بگیرد.

روابط ایالات متحده و اسرائیل

بنیامین نتانیاهو دست به ریسکی زد که روابط مبتنی بر پشتیبانی دوحزبی اسرائیل را در تلاش برای در هم شکستن توافق با ایران به خطر انداخت و خود را در کنار جمهوریخواهان قرار داد و رهبران یهودی آمریکا را به چالشی کشاند که معلوم شد هر چه سر راه بوده را ویران کرده. آری شاویت در ها-اریتز معتقد است واشنگتن به این خاطر به دلایل منطقی نتانیاهو علیه توافق با ایران گوش نمی کند که او «کوشید اسرائیل را تبدیل به یکی دیگر از مناطق نفوذ جمهوریخواهان بکند». بعد از آن اورشلیم به ارزش های لیبرال آمریکای دموکراتیک پشت کرد، آمریکای دموکراتیک به دغدغه های وجودی اسرائیل پشت کرد».

برای پارتیزان های جمهوریخواه – در واقع برای حزب شان – این خبر خوبی است و پیش بینی های معمول ترک حوزه هم شنیده شده اند. دنیس پراگر معتقد است که لیبرال های یهودی به این خاطر از توافق حمایت می کنند که «فقط به فکر آمریکا هستند» که در برابر اتهام حامیان اسرائیل به وفاداری دوگانه تعریف مبهمی است. اگر چه ممکن است تبدیل اسرائیل به دست راستی به محافظه کاران خوش بیاید اما برای اسرائیل که به حمایت یک آمریکای دو حزبی تکیه دارد فاجعه است. اگر توافق به تصویب برسد رهبران یهودی می بایست راهی برای ترمیم خرابی هایی که ایجاد کرده اند بیندیشند.

روابط یهودیان با یهودیان

نیویورک تایمز روز جمعه گزارش داد که بحث ایران میان یهودیان شکاف انداخته است. من فکر میکنم این نظر کمی اغراق آمیز باشد. به نظر من تلخی بیشتر از جانب مخالفان توافق دیده می شود تا از موافقان آن.

در خصوص جامعه سازمان یافته نیز اشتباه آنان این بود که خواهان یک وحدت عمومی بودند در حالی که آنچه ما به آن نیاز گفتگو و تبادل نظر بوده است.