می‌خواهیم مسأله‌ای بدیهی را بیان کنم. یهودیان آمریکا، به خصوص آنها که در لایه‌های افراطی سیاسی حضور دارند، روی اسرائیل تعصب دارند. این را همه می‌دانیم. بارها و بارها دیده‌ایم که هر وقت تزلزل سیاسی ایجاد می‌شود، یکی بلافاصله می‌گوید «اما اسرائیل…».

«اما اسرائیل کشوری است معتقد به برتری نژاد سفید؛‌ وقتی به ترامپ حمله می‌کنیم به این کشور [اسرائیل] هم باید حمله کنیم».

«اما ترامپ پشتیبان اسرائیل است».

«اما اگر خوب است که چپ افراطی، سفیدهای نژادپرست که در تظاهرات صلیب شکسته حمل می‌کنند را مسخره کند، پس خوب است که آنهایی که تظاهرات ستاره‌ی داود حمل می‌کنند را هم مسخره کند. ستاره‌ی داود برای هزاران آمریکایی رنگین پوست، نماد برتری نژادی است. به نظر آنها، تحریک‌ کننده است».

«اما راست‌های افراطی هواخواه اسرائيل است، ما را اذیت نخواهد کرد».

«اما اسرائيل پلیس‌ آمریکا را آموزش می‌دهد و همدست کشتار سیاهان است. نمی‌شود که ضد ترامپ و حامی اسرائیل باشد، دورویی است».

«اما در خانواده‌ی خود ترامپ و در دولت‌اش یهودی هست. نمی‌شود یهودی‌ستیز باشد».

«اما بیشتر یهودیان آمریکا سفیدند. یهودی‌های سفید می‌بایست در تمام مسائل نژادی حق را به رنگین‌پوست‌ها بدهند، از جمله سرکوب فلسطینی‌ها».

«اما بی‌بی از هواداران ترامپ است، یادمان نرود».

و می‌خواهم باز هم امری بدیهی را بیان ‌کنم. در این کشور، مشکلی افزاینده داریم به نام فاشیسم. نئونازی‌هایی هستند که صلیب شکسته و ای‌ک۴۷ حمل می‌کنند و شعار می‌دهند «نمی‌گذاریم یهودی‌ّها جای ما را بگیرند». مردی در اتاق بیضی (پرزیدنت ترامپ) هست که به هیچ وجه مشکلی با این وضعیت ندارد. شاید این هنوز خطری برای موجودیت یهودیان نباشد، اما به این معنی نیست که در آینده هم چنین خطری را بوجود نیاورد. از جنگ دوم جهانی به این سو، یهودیان آمریکا زندگی به نسبت امن و ممتازی داشته‌اند، به این دلیل که پوست ما سفید است؛ به خاطر این که فجایع هولوکاست، مشروعیت یهودی‌ستیزی را در حلقه‌های محترم سیاسی از میان برداشت؛‌ به این خاطر که فاشیسم به حاشیه‌ی طیف سیاسی رانده شد؛ به این خاطر که غیرقابل تصور بود که رئیس جمهور آمریکا هرگز به فاشیست‌ها حمایت تلویحی بدهد. اما هر کسی که به تاریخ یهودیان آشنا باشد و هر کسی که با نگرانی گسترش یهودی‌ستیزی در سراسر اروپا و به ویژه در فرانسه را دنبال کرده باشد، می‌داند که امنیت یهودیان اکنون بسیار شکننده است. به زبان گفتمان نژاد‌ی آمریکا، سفیدی ما (و شمول ما) مشروط است. پوست سفید، تا جایی برای یهودی‌ها امتیاز به شمار می‌آید که هنوز مردی که تفنگ به دست دارد و مردی که قدرت را در دست دارد به دنبال یهودی‌ها نیفتاده باشد. قوانین نژادی که در بسیاری از کشورهای درگیر جنگ در اروپا – مانند آلمان نازی و نیز لهستان، مجارستان، رومانی – تصویب شد، چنین می‌نماید که شمول یهودیان را به آسانی می‌تواند ملغی کند. اگر آمریکا بیش از این تن به فاشیسم بدهد (می‌گویم اگر، نمی‌گویم زمانی‌ که، دست کم حالا)، آیا ممکن است کسی به نام کوهن، کسی به نام موسکویتز، کسی به نام روزنبلات، در طبقه‌ی نجبا جذب شود؟ اگر فاشیست‌ها به دنبال یهودی‌ها بیایند، آیا رئیس یکی از معابد اصلاح‌طلب، خواهند توانست آشنای یهود خود را پنهان کند، حتی اگر بلوند باشد و چشم آبی، و نام‌اش اسمیت باشد؟ اگر فاشیست‌ها به دنبال یهودی‌ها بیایند، آیا یهودیان ارتدکس نیویورک، اگر ریش‌شان را بتراشند و لبا‌س‌هاشان در سطل زباله‌ی هویت یهودی بیندازند، خواهند توانست خود را در میان مسیحیان پناه دهند؟‌ برای یهودیان اشکنازی، امتیاز سفید بودن فقط همین است: یک امتیاز. و امتیازها پس‌گرفتنی‌اند.

و یک مورد بدیهی دیگر را هم می‌خواهم بیان کنم. بیشتر یهودیان آمریکایی ساکن آمریکا نیستند. و طبیعتا نگرانی‌های عمده‌ی آنها می‌بایست متوجه امنیت یهودیان آمریکا (و دیگر اقلیت‌ها) باشد، بی هیچ ربطی به رابطه‌ای که با اسرائیل برای خود قائل‌اند. سازمان صیونیسم آمریکا، یهودیان آمریکا را فدا کرده است زیرا تصور کرده است که حمایت ترامپ از اسرائیل، بسیار مهم‌تر از تأثیرات دولت وی بر یهودیان آمریکا است. سازمان صدای صلح یهود، یهودیان آمریکا را فدا کرده است زیرا تصور کرده است که هر یهودی حامی اسرائیل همدست استعمار و نژادپرستی است. از هر دو سوی طیف سیاسی، سازمان‌های یهودی آمریکا، حمایت از اسرائیل را ابراز توجیه اهداف درون‌کشوری خود نموده‌اند. و این شمار غالب یهودیان آمریکایی با وقوف سیاسی را در بن‌بست قرار داده است زیرا به هر طرف که می‌نگرند، برای کنشگری و همکاری، ناچارند موضع خود در خصوص اسرائیل را توجیه کنند.

و دست آخر، مایلم موردی را بیان کنم که می‌بایست بدیهی باشد اما ظاهرا نیست. مناقشات میان عرب‌ها و یهودیان در خاورمیانه، تحت نام‌ّهای گوناگون و با تحولات روابط قدرت، یک قرن ادامه داشته است. و در مسیر کنونی‌اش،‌ دست کم، اگر نه از جنگ شش روزه‌ی ۱۹۶۷، از زمان پیمان اسلو موجود بوده است. این مناقشه‌ای چند لایه، که متأسفانه، به تجربه ثابت شده که قابل حل نیست. به این خاطر که اسرائیل خود را به عنوان کشور یهود تعریف می‌کند، بیشتر یهودیان آمریکا در دوره‌ای از زندگی خود با اسرائیل همذات‌پنداری خواهند کرد و در همین راستا، در مقابل مناقشات دامنه‌ٔدار با فلسطینیان، رویکردی خواهند داشت. برداشت آنها، همگون نیست. و نمی‌بایست باشد. اما رابطه‌ی فرد با اسرائیل هرگز نمی‌بایست محک و یا مانع و یا کلید ورود به کنشگری سیاسی فرد در کشور خود بشود. هر یهودی آمریکایی حق دارد در جامعه، بدون ترس، هویت یهودی خود را آشکار کند. و امروز، این شامل برپا خاستن در مقابل احیای یهودی‌ستیزی می‌شود بی‌آنکه وادار بشود از اسرائیل نیز نام و نشان بیاورد.