اعتراف ناخواستۀ مقامات رژیم ایران به تلاش برای دستیابی سلاح هسته ای

(photo credit: AP/Ronald Zak)
(photo credit: AP/Ronald Zak)

یک واقعیت غیر قابل انکار در موضوع هسته ای شدن رژیم جمهوری اسلامی واضح و مبرز است و آن محرز بودن پنهانکاری، دروغگویی و فریبکاری این رژیم در پاسخگویی به نگرانی های جامعه جهانی است. این موضوع بی شک شانس موفقیت «مذاکره» برای دستیابی به توافق را به شدت کمرنگ می سازد، زیرا هیچگونه ابزار اطمینان بخشی برای راست آزمایی از ادعاهای این رژیم مبنی بر بی میلی برای رسیدن به سلاح هسته ای وجود ندارد.

رژیم تهران سالها پیش و پس از افشای ناگهانی فعالیت های پنهانی هسته ای خود، به نیرنگ شیادانه ای برای اقناع جامعه جهانی متوسل شد و با پیش کشیدن فتوای منتسب به علی خامنه ای رهبر رژیم و ادعای “حرام بودن ساخت سلاح هسته ای” از دیدگاه وی، تلاش کرد با درپیش گرفتن استراتزی «تقیه هسته ای» یعنی وانمود کردن به بی میلی، بخش زیادی از فشار جامعه جهانی بر روی خود را بی اثر کند.

هنگامیکه فریدون عباسی رییس سابق سازمان انرژی اتمی ایران اخیرا و در اظهاراتی تایید کرد که محسن فخری زاده به دنبال طراحی سیستم نظامی هسته ای برای جمهوری اسلامی بوده، برای چندمین بار متوالی محرز شد که فتوای خامنه ای یک تله برای فریب دادن غربی ها بوده است.

فتوای دروغ از کجا آمد؟

در سال 2012 علی اکبر صالحی وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی در مذاکرات استانبول ترکیه فتوای علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی را به دیپلمات های غربی نشان داد که بر اساس آن حرام بودن ساخت سلاح هسته ای مورد تاکید قرار گرفته بود. در آن زمان دیپلمات های زودباور غربی با دیدن این فتوا به شدت خوشحال شدند و آن را به عنوان سند رسمی بی میلی جمهوری اسلامی به داشتن سلاح هسته ای پذیرفتند و حتی جان کری وزیر خارجه دولت اوباما، ساده لوحانه گفت که تحت تاثیر آن قرار گرفته است!

همین فتوا که در واقع پوششی فریبنده برای پیشبرد برنامه هسته ای نظامی ایران بود موجب شد که در مذاکرات برجام، تیم ظریف – روحانی با شیوه ای دغلکارانه با مانور دادن بر روی آن موفق به امضای قراردادی نامطمئن شوند که از آن با عنوان برنامه جامع اقدام مشترک نام برده می شد. از رهگذر این توافق، میلیاردها دلار پول نقد راهی ایران شد، پول هایی که هیچ وقت برای عمران و آبادانی ایران هزینه نشد و رهبر ایران اختیار آن پول ها را به سپاه قدس و شخص قاسم سلیمانی داد که در نتیجه آن طی چند سال، صدها امریکایی با بمب های کنار جاده کشته یا معلول شدند، دهها گروه شبه نظامی تروریست مخوف در منطقه شکل گرفت و سران بسیاری از قبائل عراق با آن پول ها خریده شدند تا احزابی در عراق ایجاد کنند که در آینده سیاسی آن کشور زیر سلطه مستقیم ایران باشند. بخش زیادی از این پول ها همچنین برای توسعه، پیشرفت، تولید و ساخت سلاح هسته ای و تجهیزات نظامی از جمله موشک های بالستیک و پهباد هزینه شد بدون آنکه حتی یک دلار از این مبالغ آزاد شده ناشی از لغو تحریم ها در رفاه و بالابردن سطح زندگی مردم ایران هزینه شود.

چرا فتوای خامنه ای فریب است؟

به نظر می رسد بی مبنا بودن فتوای رهبر جمهوری اسلامی و اقدامات بعدی رژیم حاکم در ایران که به سمت ساخت سلاح هسته ای رفته از جمله دلایل قابل قبول برای بی اعتباری این فتواست. محققان علوم اسلامی می گویند در آئین شیعه، راه برای خروج اضطراری از فتوای اولیه باز است، یعنی تنها یک ضرورت کافی است تا فتوای قبلی لغو شود و به این ترتیب راه برای عبور از یک فتوا باز است. وقتی آیت الله درباره فتوای خود توضیح کاملی ارائه نمی دهد و به اصطلاح آن را بسط و شرح نمی دهد یعنی یک جای کار می لنگد. بر همین اساس، در وب سایت رهبر جمهوری اسلامی که معمولا فتواهای وی و مبانی آن را درج می کند، حتی یک صفحه مطلب در این خصوص وجود ندارد در نتیجه به نظر می رسد اینگونه ادعاها در قالب فتوا، تلاش هایی گمراه کننده برای فریب جامعه جهانی است که جمهوری اسلامی آنها را دشمن می نامد.

اگر فریدون عباسی رئیس سابق سازمان انرژی اتمی رژیم در افشاگری اخیر خود به تلاش محسن فخری زاده برای تولید سلاح هسته ای اشاره نمی کرد، شاید لابیست های حکومت ایران در اروپا و غرب بازهم با استناد به همان فتوای پوشالی، برای موجه جلوه دادن فعالیت های اتمی ایران تلاش می کردند. گرچه اسرائیل سالهاست به افشای این حقایق پرداخته و هربار دست تزویر رژِیم ایران را رو کرده است اما اظهارات فریدون عباسی نشان داد که رژیم جمهوری اسلامی سالهاست تلاش می کند به سلاح هسته ای دست یابد و بعد از خروج ترامپ از برجام، تقریبا دیگر ابایی از پنهان کردن اهداف مخرب خود ندارد؛ کاربرد سانتریفیوژ های نسل جدید، غنی سازی 60 درصدی، فرار از پاسخگویی درباره منشا ذرات اورانیوم کشف شده از جمله مواردی است که هر انسانی عاقلی به خوبی می فهمد ربطی به فعالیت صلح آمیز هسته ای ندارد.

رسما می گویند هدف نابودی اسرائیل است

رهبران رژیم ایران طی سالهای اخیر، به وضوح از ضرورت “محو اسرائیل از نقشه جهان”، و “روزشمار نابودی اسرائیل” سخن به گزاف می برند.

و اینک فریدون عباسی گفته: فخری زاده تلاش ها برای طراحی سیستم هسته ای نظامی در حمایت ازآنچه او آن را جبهه مقاومت نامید، آغاز کرده بود. نکته بسیار خطرناک در اظهارات عباسی این است که رژیم جمهوری اسلامی قصد دارد سلاح هسته ای ساخت خود را در اختیار گروههای مقاومت (تروریست های نیابتی بی مغز که ابایی از هدف قرار دادن منزل نخست وزیر عراق، پایگاههای نفتی عربستان و مقرنیروهای امریکایی در منطقه ندارند) قرار دهد.

مساله غامض و پیچیده آنجاست که رژیم ملایان در ایران هدف رسمی خود را نابودی و محو اسرائیل اعلام کرده، و این چیزی نیست که از گفته های سران این رژیم به سختی استنباط شود. همین چند وقت قبل خبرگزاری بسیج به نقل از ابوالفضل شکارچی سخنگوی ارشد نیروهای مسلح این رژیم نوشت: «بارها گفته‌ام ما حتی یک میلیمتر هم از محو شدن رژیم اشغالگر قدس در جهان عقب‌نشینی نخواهیم کرد و نابودی رژیم اشغالگر قدس بزرگترین آرمان پیش روی ماست و بزرگترین هدفی است که دنبال می‌کنیم.»

غنی سازی 60 و 90 درصدی!

وقتی یک مقام ارشد نظامی به این وضوح از اهداف جمهوری اسلامی پرده بر می دارد، دیگر نیازی به فلسفه بافی برای کشف نیت سران جمهوری اسلامی از تلاش برای رسیدن به سلاح هسته ای باقی نمی ماند. آنها برای همین منظور بارها پنهانی به سمت تحقیق و تولید سلاح های مخرب رفته اند، حتی در مواقعی که وانمود می کردند به یک معاهده پایبند هستند. آنها اکنون به اورانیوم غنی شده 60 درصدی دسترسی دارند که فاصله آنها تا 90 درصدی فقط چند روز است همان طور که حسن روحانی آوریل گذشته اذعان کرد «غنی سازی 60 درصد را ما قبلا هم می توانستیم انجام دهیم الان اراده کنیم غنی سازی 90 درصدی را هم می توانیم انجام دهیم.»

اکنون این سوال مطرح می شود که کدام عقلانیت جمعی در جامعه جهانی قبول می کند که رژیمی با این پیشینه و رزومه مملو از جعل و فریب، در یک مذاکره تازه قبول می کند که ازفعالیت های مخرب خود دست بکشد؟ این رژیم تا وقتی که تاسیسات نطنز، فردو و اراک افشا نشده بود هیچ اشاره ای به آغاز فعالیت های مخرب خود نکرده بود و تنها پس از افشای این تاسیسات لب به اعتراف گشود و آن هم به شکلی گمراه کننده سعی کرد این تاسیسات را به فعالیت های صلح آمیز مرتبط کند یا با یک فتوای دروغ خیال جامعه جهانی را از هر لحاظ آسوده کند.

دروغ بزرگی که همچون دم خروس بیرون زد *

یک سند واضح دیگر از دروغگویی شرم آور این رژیم که در عمل همچون دم خروس بیرون زده ادعای فعالیت صلح آمیز هسته ای برای تولید برق و مقابله با بیماری سرطان است. با گذشت نزدیک به دودهه از فعالیت هسته ای و غنی سازی های غیر مجاز، آنچه در عمل مشاهده می شود این است که آنها در تابستان حتی توان تامین برق مصرفی مردم را ندارند و تابستان ها جدول جیره بندی برق تهیه می کنند و خانه ها و کارخانه ها ساعتها در خاموشی به سر می برند در حالیکه پیشتر فعالیت در حوزه هسته ای را به تامین برق برای مردم مرتبط دانسته بودند!

از سوی دیگر آنها در ادعایی مضحک تر می گویند اورانیوم را برای درمان سرطان نیاز دارند و تولید رادیو داروها را برای راه های تشخیص و درمان انواع سرطان نیاز دارند اما با این حال به اذعان رییس اداره سرطان وزارت بهداشت رژیم، این بیماری رتبه نخست را در ایران داشته و سال گذشته یعنی 2020 سامانه های پزشکی مرتبط با مبتلایان به سرطان در ایران اعلام کرد تهیه داروهای کمیاب شیمی درمانی برای بیماران سرطانی هنوز یک چالش بزرگ است و متاسفانه بدلیل عدم تولید بسیاری از داروها در ایران بیماران سرطانی با مشکلات زیادی روبرو هستند.

این نشان می دهد که رژیم جمهوری اسلامی حتی از صنعت هسته ای استفاده مجاز به نفع مردم ایران نداشته است و در نتیجه مشخص است که فعالیت هسته ای به کدام بخش فعالیت های این رژیم سوق یافته است. آنها در تلاش برای نزدیک شدن به کیک زرد هستند که تلاشی فراتر از امورات صلح آمیز است در مجموع و با توجه به موارد مطرح شده در بالا می توان نکات زیر را به عنوان چکیده فعالیت های مخرب رژیم جمهوری اسلامی و فریبکاری آنها مطرح کرد:

۱_ استناد به فتوای خامنه ای درباره حرام بودن سلاح هسته ای مدتهاست رنگ باخته چون پیشرفت برنامه هسته ای ایران به سمت اهداف نظامی، مستقیم با دستور شخص رهبر نظام صورت می گیرد و ارکان نظام جمهوری اسلامی در چنین موضوع مهمی بدون اجازه او قدم از قدم بر نمی دارند.

۲_ برنامه هسته ای ایران برخلاف ادعای مسئولان جمهوری اسلامی با وجود پیشرفت برق آسا، هیچ امنیت خاطری برای مردم ایران از جمله در تامین برق و انرژی و درمان بیماری ها نداشته است. همچنین، توسعه سانتریفیوژ ها و آب سنگین هیچ گونه کاربردی در علوم پزشکی و درمان بیماری ها در ایران نداشته و مشکلات بیماران سرطانی طی چند سال اخیر وخیم تر هم شده و رژیم جمهوری اسلامی کوچکترین قدمی برای بهبود وضعیت بیماران برخلاف ادعای موهوم مقامات مبنی بر ارتباط توسعه هسته ای و درمان بیماران نداشته است.

۳_ تلاش های فخری زاده و اظهارات بستگان و افراد نزدیک به وی نشان می دهد وی در حال تلاش برای تولید سلاح هسته ای زیر نظر مقامات ارشد نظام بوده است.

۴_ جمهوری اسلامی هم اکنون فاصله بسیار کمی تا رسیدن به سلاح هسته ای دارد و توقف فوری آنها با مذاکره و دادن امتیاز امکان پذیر نیست، چون آنها قبلا هم در خلال وانمود کردن به اجرای برجام، مخفیانه در تلاش برای توسعه برنامه هسته ای نظامی خود بودند و توافق جدید مانع از رسیدن آنها به سلاح هسته ای نخواهد بود همچنانکه اکنون نیز با ممانعت از ورود بازرسان آژانس به تاسیسات هسته‌ای و توسعه فعالیت موشکی بالستیک هیچ قصد و انگیزه ای برای کنار گذاشتن فعالیت های مخرب خود ندارد.

پینوشت:

* ضرب المثل فارسیِ دم خروس و قسم حضرت عباس، در مورد افرادی گفته می‌شود که حقیقتی آشکار را انکار کنند و برای تبرئه خود قسم دینی بخورند.

شرح ماجرا: روزی روزگاری، دزدی وارد دهی شد، حوالی ظهر بود و کوچه‌ها خلوت، هرچه گشت چیزی پیدا نکرد. کم کم داشت ناامید می‌شد که صدای خروسی را از خانه‌ای شنید. خانه‌ای بسیار بزرگ که ساختمانی وسط آن قرار داشت. دزد با خود فکر کرد کوچه خلوت است و خانه بزرگی است تا کسی بخواهد بفهمد من وارد خانه شدم، من مرغ را برمی‌دارم و فرار می‌کنم. لب دیوار را گرفت، بالا رفت و پرید در خانه. دید چند مرغ و خروس از لانه‌ی خود خارج شده‌اند و هرکدام گوشه‌ای در حال چرت زدن هستند. چاق‌ترین خروس را انتخاب کرد، به سرعت به طرف آن رفت. خروس را برداشت در زیر پیراهنش پنهان کرد و به سرعت خواست، بالای دیوار بپرد و از خانه فرار کند که ناگهان صاحب خانه صدایی شنید به ایوان خانه آمد و مردی را دید که از روی دیوار به کوچه پرید. به سرعت خود را به کوچه رساند، در حالی که فریاد می‌زد دزد، دزد چند نفر از همسایه‌ها به کمکش شتافتند و توانستند درنهایت چند نفری دزد را گیر بیندازند. دزد که دید راه فراری ندارد شروع کرد قسم خوردن و گریه و زاری که من کاری نکردم، من چیزی ندزدیدم. دزد بی‌خبر بود که دُم خروس از زیر پیراهنش بیرون زده. مرد صاحب خانه گفت: نمی‌دانم قسم حضرت عباست را باور کنم یا دُم خروست را. دزد به دکمه‌های باز خود نگاه کرد و دید که دم خروس از پایین پیراهن او بیرون است.

عن الكاتب
نویسنده، پژوهشگر و روزنامه نگار مقیم لندن
تعليقات