چرا مردم ایران پرچم آمریکا و اسرائیل را لگدمال نمی کنند؟

مدتهاست که بیشتر مردم ایران عبور از روی پرچم آمریکا و اسرائیل را مورد تحریم قرار داده اند و به عبارتی از روی این پرچم ها که بر روی زمین طراحی می شود عبور نمی کنند.

اعتراضات دی ماه 98 جلوه های روشن تری از این تمایل را آشکار تر ساخت و در جالبترین اقدام تصویری ثبت شده رسمی، تلویزیون ایران در روز نمازجمعه علی خامنه ای در تهران نشان داد که حتی برخی پیروان رژیم هم دیگر تمایلی انجام به رفتارهای نخ نما شده حکومت یعنی لگد کردن پرچم آمریکا و اسرائیل ندارند.

همزمان با انتشار این گزارش ها در ایران و از جمله انتشار تصاویری از عدم عبور دانشجویان ایرانی از روی پرچم آمریکا و اسرائیل در دانشگاههای ایران و حتی مدارس ابتدایی و مراسم ترحیم مُردگان در مساجد، گزارش هایی منتشر شد که نشان می داد کارخانه های پرچم سازی آمریکا و اسرائیل در ایران به پشتوانه کمک های مالی حکومت، درآمد سرشاری از تولید پرچم برای سوزانده شدن یا نصب در زیر دست و پا به جیب می زنند.

این کارخانه های تولید پرچم در حالی مجوز فعالیت گرفته و به تولید پرچم آمریکا و اسرائیل مبادرت می کنند که بیشتر واحدهای تولیدی اقلام ضروری در ایران به خاطر عدم حمایت بانک های دولتی در آستانه ورشکستگی هستند و توان روی پا ایستادن ندارند.

با این حال حکومت جمهوری اسلامی، تسهیلات مالی را نصیب افرادی کرده که در خدمت توسعه ایدئولوژی ویرانگر سیاسی هستند. اما واقعیت های درون جامعه ایران موارد دیگری را نشان می دهد؛ از جمله اینکه بیشتر مردم ایران به غیر از اقلیتی محدود، دیگر تمایلی به همراهی با اینگونه ستیزه جویی های غیرعقلانی ندارند.

اکنون سوال این است که چرا مردم ایران تمایلی به لگد کردن پرچم آمریکا و اسرائیل ندارند؟

واقعیت این است که ایرانی ها با گسترش فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و به عبارتی زیر تیغ شدید سانسور و فیلتر، آگاهی بیشتری نسبت به حقایق موجود در جهان پیدا کرده اند. آنها به روشنی دریافته اند که تبلیغات منفی حکومت نسبت به کشورها، بر اثر تکرار مکرر، اصالت مصنوعی خود را از دست داده است.

از یک منظر دیگر، بیشتر ایرانی ها اسرائیل را دوست تاریخی خود بحساب می آورند و به گواه اسناد تاریخی، یهودیان درگذر تاریخ همزیستی مسالمت آمیز ی با ایرانیان داشتند و در هیچ کجای تاریخ کدورت و دشمنی میان دولت مشاهده نشده و از همین رو قراردادن پرچم اسرائیل بر روی سنگفرش خیابانها از سوی رژیم جمهوری اسلامی به این علت که دشمنی ذاتی میان دو ملت وجود نداشته با واکنش منفی بیشتر ایرانی ها روبرو شده است.

اصولا ایرانی ها وقتی از چیزی به میزان زیاد بدگفته شود، به اتهام زنی ها مشکوک می شوند و در نهایت خودشان به دنبال کشف حقیقت می روند. اشتباه حاکمیت جمهوری اسلامی در همین عدم شناخت از مردم خلاصه می شود البته این واقعیت را هم نمی توان منکر شد که قطعا افراد و گروههایی به صورت سازماندهی شده، نفع شان در این است که فراخوان های رژیم برای ستیزه جویی را اجابت کرده و به پرچم سوزی و لگد کردن پرچم ادامه دهند که این افراد پای ثابت پروپاگاندای حکومت در شوآف های مهندسی شده هستند.

به نظر نگارنده و بر اساس رویکرد به نظرات کاربران شبکه های اجتماعی، شاید یکی دیگر از دلایل رویگردانی مردم ایران از پرچم ستیزی، اعتقاد به رشد و پیشرفت کشورهای آمریکا و اسرائیل است. در ایران حتی اگر از یک فرد عادی در خصوص اسرائیل نظرخواهی شود کمتر کسی ممکن است درباره مساله فلسطینیان و ماجراهای آن حرف بزند.

بیشتر ایرانی ها از پیشرفت اسرائیل در صنعت طب و دارو حرف می زنند و حتی خیلی از جوان های ایرانی آرزو دارند برای یک بار هم که شده سفر توریستی به اسرائیل داشته باشند. برخی دیگر می گویند اسرائیلی ها مغز اقتصادی توانمندی دارند و در مسائل مالی به قدری توانمند هستند که مراکز مالی و صنایع مهم دنیا در اختیار آنهاست.

در خصوص آمریکا نیز، مردم ایران روایت حکومت از مفاهیم گُنگ و نامفهومی چون «استعمار» را قبول ندارند و می توان گفت نگاه ایرانی ها به مفاهیم واقعی همچون مفهوم «قدرت» واقعی تر شده است.

از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا، ایرانی ها متوجه حقایق زیادی شدند از جمله اینکه درآمدهای ارزی آنها به جای توسعه و عمران و آبادی در داخل ایران به سوریه، لبنان، یمن و فلسطینیان می رود. این موارد در اظهارات پمپئو، برایان هوک و ترامپ به دفعات بازتاب داشت بطوریکه در شعارهای اعتراضی ایرانی ها شعار «دشمن ما همینجاست، دروغ می گن آمریکاست» شنیده شد.

به نظر می رسد مردم ایران در آینده، بیشتر از هر زمان دیگر از رفتارهای بدخواهانه همچون لگد مال کردن یا سوزاندن پرچم آمریکا و اسرائیل بیزاری خواهند جست که این امر نشان می دهد حکومت و پیروان اندکش در ستیزه جویی های غیرعقلانی تنها و منزوی تر از همیشه خواهند بود.

عن الكاتب
نویسنده، پژوهشگر و روزنامه نگار مقیم لندن
تعليقات