آنچه دربارهی تظاهرات جمعهی غزه میدانیم، و آنچه نمیدانیم
از پس تظاهرات عظیم و خشونتهایی که طی آن نیروی دفاعی ۱۶ تن را کشت، جنگ به میدان عقاید عمومی منتقل شد: آیا آنها تظاهرکنندگان غیرمسلح بودند، تروریستهای خطرناک؟
سه روز پس از مرگبارترین روزی که از جنگ ۲۰۱۴ میان اسرائیل و حماس به اینسو، در نوار غزه گذشت، پرسشهای مهم بسیاری- واقعیتمحور، حقوقی، و اخلاقی- در خصوص آنچه در دو سوی حصار امنیتی اتفاق افتاد، مطرح شده است.
آن ۱۶ فلسطینی که کشته شدند- و آن تعداد زیادی که زخمی شدند- روز جمعه، هنگامی که از سوی نیروهای دفاعی به آنها شلیک شد، دقیقا چه میکردند؟ آیا کاری میکردند که ضرورت استفاده از سلاح مرگبار را ایجاب کند؟ نیروی دفاعی چه گزینهی دیگری در مقابل تظاهرات داشت؟
هزاران تن از فلسطینیان در تظاهراتی که در امتداد حصار غزه برپا شد، شرکت کردند و «روز سرزمین»، در یادبود روز سلب مالکیت از مالکان عرب زمینهای جلیله از سوی دولت اسرائیل در تاریخ ۳۰ مارس ۱۹۷۶، که به تظاهراتی انجامید که طی آن ۶ عرب اسرائیلی کشته شدند، را گرامی داشتند.
این شروع شش هفته «رژهی بازگشت» خواهد بود، که در نیمهی ماه مه، با هر دو «روز نکبت» به پایان میرسد، روزی که با تأسیس اسرائیل، عربها کوچانده شدند، و روزی که سفارت ایالات متحده از تل آویو به اورشلیم منتقل میشود، طرحی که رهبران فلسطینی را به شدت آزرده است.
رژهی بازگشت، مراسمی سالانه است، اما امسال تظاهرات غزه از حمایت چشمگیر گروه تروریستی حماس که حکومت بر نوار را در دست دارد، برخوردار شد. علاوه بر غیرنظامیهایی که تظاهرات را برنامهریزی میکردند و اظهار میداشتند مراسم صلحآمیز خواهد بود، چهرههایی نظیر خالد البطش، از چهرههای معتبر گروه تروریستی جهاد اسلامی تحت حمایت ایران، به پیچیدگی بافت بغرنج این تظاهرات، که بخشی مشروع و بخشی دیگر خلافکارانه بود، میافزود.
اما نیروی دفاعی میگوید که کل تظاهرات تنها و تنها «در ظاهر صلحآمیز» بود و در واقعیت از سوی حماس هماهنگی و هدایت میشده که از رزمندهها و اعضا دعوت کرده بوده با خانوادههای خود بیایند و دستهجمعی به سوی حصار حمله ببرند. ژنرال رونن مانلیس سخنگوی نیروی دفاعی روز دوشنبه به خبرنگاران گفت «بیاد بیاورید که چگونه به این نقطه رسیدیم».
