آیا مخاطب ترامپ، رژیم ایران بود یا مردم ایران
مقدمه ای بر اظهارات اخیر دونالد ترامپ در مورد ایران
۱ – دولت دونالد ترامپ از بدو روی کارآمدن در قبال جمهوری اسلامی ایران موضعی آشتی ناپذیر اتخاذ کرد. تحلیل گرانی بودند که ترامپ را غیرقابل پیش بینی می دانستند و حتی بعضی از تحلیلگران هوادار جمهوری اسلامی، وی را به هیلاری کلینتون ارجح می دانستند و بر این باور بودند که ترامپ در صورت کسب ریاست جمهوری، مزاحمت کمتری برای حکومت اسلامی تهران فراهم خواهد کرد. این تحلیل حتی در نزد رهبر جمهوری اسلامی نیز خریدار داشت و او در دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا، به صورت تلویحی از انتخاب ترامپ در مقابل هیلاری کلینتون حمایت می کرد.
خامنه ای با اشاره به مناظره های بین ترامپ و کلینتون، انتقادات ترامپ به سیاست های دولت اوباما را تاییدکننده مواضع ضدآمریکایی خود دانست و ترامپ را فردی دانست که صریح سخن می گوید و پوپولیستی نامیدن سخنان او را رد کرد. اما طولی نکشید که روشن شد اتفاقا ترامپ مواضعی بسیار سرسختانه تر از دولت های پیشین آمریکا در قبال ایران دارد. انتخاب های ترامپ برای پست های کلیدی نیز تاییدکننده همین مساله بود. کافی ست نگاهی به دو چهره اصلی تیم ترامپ بیاندازیم؛ “نیکی هیلی” و “جیمز متیس”.
نیکی هیلی که سفیر ایالات متحده در سازمان ملل متحد است در مواضع متعددی به سختی علیه رژیم ایران موضع گرفت و این در عین این بود که از مردم ایران و صداهای آزادی خواهانه در این کشور حمایت کرد. او از جمله در فروردین سال جاری در شورای روابط خارجی آمریکا حاضر شد و با انتقاد از سیاست دولت اوباما در قبال جمهوری اسلامی به یادآوری قتل «ندا آقاسلطان» در جریان اعتراضات سیاسی سال ۸۸ در ایران پرداخت و گفت: «ندای ۲۶ساله در حال صحبت کردن با تلفن همراهش بود که نیروهای دولتی ایران به سویش تیراندازی کردند. ویدئوی او در حال خونریزی در خیابان در آخرین لحظات زندگیاش به سرعت پخش شد. مردم یک بار دیگر واکنش نشان دادند و مرگ ندا به انقلاب سبز نیرو داد. اما نخبگان بینالمللی اولویتهای دیگری برای ایران داشتند. در نهایت، مرگ ندا نادیده گرفته شد و رویای مردم ایران برآورده نشد.»
ژنرال جیمز متیس، وزیر دفاع دولت ترامپ نیز از دیگر چهره های مهم دولت کنونی آمریکاست که در عین باور به تفکیک قاطع بین مردم ایران و حکومت جمهوری اسلامی، از لزوم سیاست های سرسختانه در مقابل حکومت اسلامی تهران حمایت می کند.
این فرمانده سابق تفنگداران دریایی آمریکا که خاطره بسیار تلخ حمله تروریستی حزب الله لبنان به تفنگداران دریایی آمریکا در سال ۱۹۸۳ را در یاد خود دارد و ایران را متهم اصلی این مساله می داند، طی یک گفتگو به درستی به این نکته اشاره کرد که انتخابات در ایران به هیچ وجه یک انتخابات واقعی و معنی دار نیست.
او گفت: «آنچه در ایران اتفاق میافتد یک انتخابات واقعی نیست. این رهبر است که تصمیم میگیرد چه کسی کاندیدای نهایی شود. مثل اینکه رییسجمهور کنونی آمریکا تصمیم بگیرد که چه کسی برای دور بعد کاندیدا شود و بعد هم خودش در کاخ سفید باقی بماند و بقیه به نوعی چرخشی تغییر کنند.»
این تاکید متیس بر غیرواقعی بودن انتخابات در ایران زمانی برجسته می شود که به یاد داشته باشیم، بسیاری از عوامل رژیم اسلامی در غرب و خصوصا آمریکا و نیز حامیان غربی آنان، سعی بسیار زیادی دارند تا انتخابات در ایران را انتخاباتی واقعی و معنادار نشان بدهند تا بتوانند از طریق آن مشروعیت رژیم حاکم بر ایران را به بقیه بقبولانند.
از جمله می توان به این مقاله اشاره کرد که اخیرا در نشریه بسیار معتبر فارین پالیسی منتشر شده است و سعی شده است در آن استدلال شود که در ایران شور انتخاباتی وجود دارد و جامعه مدنی زنده است. (پیدا نیست از زنده بودن جامعه مدنی چگونه می توان نتیجه گرفت انتخابات در ایران معنادار است؟!). در بخش دیگری از مقاله نیز، نویسنده صراحتا رد صلاحیت های شورای نگهبان که قاتل آزادی انتخابات در ایران است را چندان مهم نمی داند!
۲- پس از مروری بر مواضع دو چهره برجسته دولت ترامپ بایسته است به مواضع خود او نیز پرداخته شود.
همانطور که در بالا گفته شد برخی از تحلیل گران و هواداران حکومت جمهوری اسلامی گمان می بردند مرام تاجرمنشانه ترامپ که هیچ سابقه سیاسی در کارنامه خود نداشت، او را به سوی معامله و مماشات با جمهوری اسلامی سوق خواهد داد و از این رو به طور تلویحی از انتخاب او در برابر هیلاری کلینتون دفاع می کردند. اما ترامپ نشان داد که مواضعی بسیار سرسختانه تر از چهره هایی چون هیلاری کلینتون در قبال ایران دارد. او عملا ایران را یک «بازیگر بد» در صحنه بین الملل خواند.
از جمله نشانه هایی که می تواند موضع غیرمسالمت جویانه ترامپ در قبال ایران را نشان دهد، ردیابی سخنان او در قبال برجام است. توافقی هسته ای که میلیاردها دلار را نصیب ایران کرد.
ترامپ از همان ابتدا و از همان دوره تبلیغات انتخاباتی اصرار می ورزید که این توافق توافقی بسیار بد بوده است.
او در نقد مذاکره کنندگان دولت اوباما گفت که به جای چنین توافق بدی، اتاق مذاکره را ترک می کرد و تحریم ها را دو برابر می کرد و هرگز میلیاردها دلار ایران را که در موسسات مالی آمریکا بلوکه شده به ایران باز نمی گرداند. از جمله نقدهای اصلی او بر برجام این بود که ایران قادر خواهد پس از ۱۵ سال مجدداً فعالیت هسته ای خود را از سر بگیرد و به غنی سازی اورانیوم بپردازد.
دونالد ترامپ همچنین پس از روی کارآمدن ایران را به نقض «روح برجام» متهم کرده است. اشاره او – آنطور که در مصاحبهای آن را بیان کرد – فعالیتهای تنش زا و تخریبگرانه جمهوری اسلامی در خاورمیانه است.
ترامپ بیش از آنچه تصور میشد با دولت بشار اسد در سوریه مشکل دارد و حمایت ایران از دیکتاتور خونریز دمشق و حمایتش از گروههای تروریستی منطقه را نقض روح برجام می داند.
او همچنین در یک مصاحبه با اشاره آشکار با روابط ایران و کره شمالی گفت: «ایران به کره شمالی کمک مالی میکند و با این کشور مبادلات نامناسب دارد. هرچند ممکن است بگویید این موضوع ارتباطی با توافق هستهای ندارد، اما به نظر من کاملا با روح توافق (برجام) در تضاد است.»
نگرانی دیگر ترامپ، فعالیتهای موشکی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ست. فعالیتهایی که دولت اوباما و دیگر دول غربی آن را جدی نگرفتند اما ترامپ در بیان خطرناک بودن آن بسیار جدی ست. در واقع اینگونه به نظر میرسد که ترامپ براین باور است که ایران در سایه برجام و امنیت مالی و روانی که برجام برای این نظام فراهم کرده است، به توسعه فعالیتهای موشکی خود میپردازد که خصوصا نگرانی اسراییل را برانگیخته است؛ اگر به یاد بیاوریم روی این موشک ها آرزوی نابودی اسراییل نوشته و درج شده بود.
در تحریم اخیر سپاه پاسداران که پس از سخنرانی ترامپ و توسط وزارت دارایی آمریکا اعلام شد، اگرچه سپاه پاسداران در لیست گروههای تروریستی قرار نگرفت اما کلیت سپاه پاسداران تحریم شد که بر اساس آن، هرگونه معامله با نهادها و شرکت های اقتصادی زیر نظر سپاه پاسداران یا وابسته به آن مشمول مجازات آمریکا واقع خواهد شد.
در بیانیه دولت آمریکا برای تحریم کلیت سپاه پاسداران به حمایت ایران از تروریسم اشاره شد و این دلیل اصلی این اقدام اعلام شد. در واقع سپاه پاسداران در لیستی قرار گرفت که از سال ۲۰۰۱ براساس فرمان اجرایی «جرج بوش» به شماره ۱۳۲۲۴ تهیه شد و قبل از این مشخصاً سپاه قدس جمهوری اسلامی – که اکنون قاسم سلیمانی فرمانده آن است – در این لیست قرار گرفته بود.
با وجود این همه فشاری که ترامپ بر جمهوری اسلامی وارد می کند، او نیز مانند کارگزاران خود تفکیک روشنی بین مردم ایران و حکومت ایران ایجاد میکند و تلاش میکند که این تفکیک محترم شمرده شود و به رسمیت گرفته شود.
او در سخنرانی اخیر خود در سازمان ملل مردم ایران را «مردمان نیک»ی خواند که ثروت و سرمایه شان را حکومت ایران غصب کرده است.
او «قدرت مردم ایران» را قدرتی دانست که رهبران جمهوری اسلامی از آن هراس دارند و از این رو مردم ایران را «بزرگترین و قدیمی ترین قربانیان» این رژیم سفاک و ستمگر خواند. شاید برای مخاطب این همه تأکید بر روی تفکیک بین مردم ایران و حکومت ایران عجیب باشد؛ اما اگر تلاش لابی رژیم ایران و هواداران نظام اسلامی در آمریکا را به یاد بیاوریم که تلاش وافری دارند حکومت ایران را دارای مشروعیت مردمی جلوه دهند، اهمیت این تفکیک روشن می شود. در ادامه مطلب به تلاشهایی که در این زمینه انجام شد و میشود و حتی در معتبرترین نشریات آمریکایی نیز تجلی پیدا می کند اشاره خواهد شد. افرادی که سعی میکنند با «رقابتی» خواندن انتخابات در ایران، حکومت جمهوری اسلامی را رژیمی «عادی» جلوه بدهند که مانند دیگر حکومت های دنیا رفتاری نرمال دارد.
۳ – اما علیرغم فشار سیاسی و روانی که دولت ترامپ به حکومت ایران وارد می کند، در این میان آنچه موجب اعتراض برخی ایرانیان شده است دستور اجرایی دونالد ترامپ مبنی بر تعلیق صدور ویزا و نیز سختگیری برای ورود ایرانیان به آمریکاست. این تصمیم، تصمیم نامطلوبی ست و روی زندگی بخشی از ایرانیان تأثیر منفی میگذارد اما نکته اصلی در اینجاست که پیکان اعتراض ما باید به کدام سمت و سو باشد؟ طبعا سیبل اصلی انتقادات بر خلاف آنچه پروپاگاندای جمهوری اسلامی و هواداران او تبلیغ می کنند، «تمایلات ضدایران» دولت آمریکا نیست. مگر در پیش از انقلاب اسلامی، چنین بساطی بر رفت و آمد ایرانیان به آمریکا حاکم بود؟ ایرانیان در پیش از روی کارآمدن جمهوری اسلامی ایران به راحتی می توانستند به کشورهای غربی از جمله آمریکا سفر کنند و پاسپورت ایرانی در نزد دول غربی از اعتبار بسیاری برخوردار بود.
به هرترتیب آنچه باید در این میان مورد نقد جدی قرار بگیرد رفتار ضدتمدن و تخریبگرانه رژیمی ست که از زمان روی کارآمدن موجب شد سفر ایرانیان به کشورهای غربی سخت تر و سخت تر شود. از یاد نبریم سختگیری برای سفر ایرانیان به آمریکا مختص دولت ترامپ نیست و پیش از آن نیز دول آمریکایی برای صدور ویزا برای شهروندان ایرانی سختگیری میکردند و مردم ایران قربانی سیاستهای ضدآمریکایی جمهوری اسلامی شده بودند. وزارت خارجه آمریکا ایران را به عنوان «بزرگترین دولت حامی تروریسم» در جهان معرفی کرده است و طبیعی ست که صدور ویزا برای اتباع چنین دولتی سخت باشد و در این میان شرم اصلی باید از آن کسانی باشد که خود را ایرانی می نامند اما در یک گفتار به شدت ضدایرانی و ضد منافع مردم ایران، سعی میکنند به غربیها بقبولانند که هیچ شکافی بین مردم ایران و حکومت ایران وجود ندارد و صرفاً یک سری مشکلات معمول داخلی وجود دارد مانند باقی کشورها!
نقد اصلی باید متوجه سازمان هایی باشد که در نقش لابی جمهوری اسلامی در آمریکا ظاهر میشوند و اگرچه ادعای حمایت از منافع مردم ایران را دارند، ولی برجای اینکه از منافع مردم ایران در مقابل منافع جمهوری اسلامی حمایت کند، سعی میکنند این دو منافع را در پیوند هم نشان دهند. این پیاده نظامان نظام اسلامی در آمریکا خبر ندارند وقتی چنین کاری میکنند در نزد افکار عمومی آمریکا عملاً تصمیم دولت آمریکا در محدودیت صدور ویزا برای مردم ایران را تصمیمی درست و صحیح جلوه می دهند.
نقد اصلی در میان باید متوجه بخشی از خبرنگاران سرشناسی باشد که از نام و جایگاه خود بهره میبرند تا سیاه روترین و جنایتکارترین عوامل رژیم ایران را در نزد افکار عمومی، شستشو دهند. وقتی تروریست بینالمللی چون «قاسم سلیمانی» در رسانههای فارسی زبان خارج از کشور مورد تجلیل قرار میگیرد و یا نیروهای وابسته به ایران در عراق مورد ستایش تلویحی قرار می گیرند، انتظار داریم دول غربی چه برخوردی پیشه کنند؟
نه مگر این است که رفتارهای تروریستی سپاه قدس و افرادی چون قاسم سلیمانی از عوامل اصلی به وجود آمدن چنین وضعیت ناخوشایندی بودند؟
بماند که دول مختلف آمریکا نیز سعی کردهاند حساب مردم را از حساب حکومت جدا کنند. اگرچه در عالم سیاستگذاری های بینالمللی تفکیک بین ملت و دولت متبوع آن سخت است و نمیتوان به راحتی خط فاصلی بین این دو کشید اما حتی وقتی قبل از برجام سرسخت ترین تحریم ها علیه ایران به رهبری آمریکا اعمال می شد، مواد دارویی هیچ وقت تحریم نشد و بلکه این بیکفایتی و بدجنسی حکومت ایران علیه مردم بود که به گفته بازرس ویژه دولت حسن روحانی، داروها را در گمرک انبار میکردند و یا به گفته دکتر “مرضیه وحید دستجردی” (وزیر وقت بهداشت) ارز دارو را به هر چیز غیرلازمی تخصیص میدادند، مگر دارو، که حیات و ممات مردم به آن وابسته بود. این عین سخن مرضیه وحید دستجردی است که از ارز تخصیصی برای دارو که در سال ۹۱ بیش از دو میلیارد دلار بود تنها کمی بیش از ۴۰ میلیون دلار به وزارت بهداشت رسیده بود و باقی آن صرف تأمین ارز برای واردات پورشه و زین اسب و لوازم آرایشی شده بود!
به راستی دشمن مردم ایران کدام است؟
اگر وابستگان غرب نشین جمهوری اسلامی باور دارند که اعتماد مردم ایران به نظام جمهوری اسلامی بسیار بالاست، و مردم موافق سیاستهای خارجی نظام در منطقه هستند و از جنگ افروزی جمهوری اسلامی در سوریه حمایت می کنند، چرا از تریبون های مختلفی که در اختیار دارند، خواستار برگزاری یک انتخابات آزاد یا رفراندم ملی در ایران نمیشوند تا مسائل مهم کشوری به رأی عمومی گذاشته شوند و یا همه کاندیداها با گرایش های مختلف شرکت کنند، تا ادعای آنها نیز بیش از پیش ثابت شود؟ این گوی و این میدان! یک انتخابات آزاد و منصفانه در ایران برگزار شود، گرایش های متفاوت سیاسی شرکت کنند، تا ببینیم چه کاندیدایی و با چه شعار و اهدافی رأی اکثریت را کسب خواهد کرد؛ به قول حافظ شیرازی: «خوش بود گر محک تجربه آید به میان، تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.»
