اختهکردن روزنامهنگاری اسرائیل
در این مرحله هنوز نمیدانیم آیا بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، برای پیشبرد توافقی که شایع است با «آرنون موزس» (مسؤول روزنامهی اسرائیلی «یدیعوت اخرونوت») بسته، اقدام کرده یا نه؛ طبق این توافق قرار بود روزنامهی یدیعوت اخرونوت میزان پوشش گستردهی خصمانهی خبری خود از نتانیاهو را به این شرط کاهش دهد که نخستوزیر قانونی را پیش ببرد که در واقع نیش روزنامهی «اسرائیل هیوم» (رقیب یدیعوت اخرونوت و طرفدار نتانیاهو) را میکشید.
ما در این مرحله هنوز نمیدانیم آیا تمایل احتمالی نتانیاهو به چنین توافقی، اقدام جنایی و معاملهی غیرقانونی محسوب میشود یا نه.
ما نمیدانیم نقلقولهایی که در چند روز اخیر از متن مکالمات این دو مرد دستچین و منتشر شده آیا صحت دارد یا نه، یا در صورت رؤیت متن کامل مکالمه آیا تفسیر متفاوتی از آن به وجود خواهد آمد یا نه.
ما نمیدانیم آیا این نخستوزیری که پس از دیوید بنگوریون طولانیترین دورهی نخستوزیری تاریخ اسرائیل را داشته، بالاخره بابت این مکالمات ضبطشدهای که خودش به سبک ریچارد نیکسونی سفارش آن را داده، مجبور به ترک دفتر نخستوزیری خواهد شد یا نه.
با توجه به اتهامهای متعدد مبنی بر دریافت هدیه از افرادی نظیر آرنون میلچن (تهیهکنندهی اسرائیلی مقیم هالیوود)، نمیدانیم آیا انواع دیگر جنجالهای حقوقی و قانونی نتانیاهو قرار است وی را به پایین بکشد یا نه. مگر وی و همسرش (سارا) نزدیک به یک دهه از ذخیرهی بیپایان سیگارها و شرابهایی که صدها هزار شکل قیمت دارند منتفع نشدهاند؟ یا اینکه آن هدایا چندان هم زیاد و پرهزینه نبوده و جنبهی دوطرفه داشته و صرفا مبادلهی هدیه بین دو دوست بوده؟
ما نمیدانیم اتهام مداخلهی نتانیاهو به نفع میلچن در وزارت خارجهی جان کری جهت تضمین ویزای درازمدت میلچن، جنبهی دیگری از آن توافق غیرقانونی بوده و نتانیاهو یک طرف این معامله بوده، یا این کار وی صرفا لطفی در حق یک دوست بوده است.
ما نمیدانیم نتانیاهو بهرغم وجود این همه مسألههای حقوقی در اطراف وی، چند مدت دیگر در دفتر نخستوزیری خواهد ماند. سیاستمداران مخالف، وی را نخستین نخستوزیر مافیایی اسرائیل میخوانند و میگویند وی به «آخر خط» رسیده است. اما همکاران وی در ائتلاف رسما در کنار او ماندهاند. ما نمیدانیم اگر نظرسنجیها نشان دهند که احتمال دارد کرسیهای کنست و قدرت را از دست بدهند، در چه لحظهای عقبگرد خواهند کرد و به کدام سمت متمایل خواهند شد. نخستوزیر ایهود اولمرت، کمتر از یک دههی گذشته، نه به خاطر یک محکومیت یا اتهام، که به خاطر رویگردانی شرکای ائتلافیاش از وی مجبور به ترک دفتر نخستوزیری شد؛ آنها میگفتند اولمرت نمیتواند همزمان با افزایش اتهامات فساد مبارزه کند و کشور کوچک و در حال جنگ اسرائیل را در خاورمیانهای عمدتا دشمن اداره کند.
ما نمیدانیم آویخای مندلبلیت (دادستان کل)، که از هر نظر انسان خوب و صادقی است و از هر لحاظ دوست خوب نتانیاهو است،–چهطور میخواهد بر این معمای دردناک غلبه یابد و به اتهامها رسیدگی کند: مندلبلیت میبایست دلیل محکمی داشته باشد که باور کند اتهامهای علیه نتانیاهو ظرفیت تبدیل به ادعانامهی جنایی دارند وگرنه دستور پیگرد جنایی صادر نمیکرد. اما او میداند که واردکردن اتهام علیه نتانیاهو تقریبا بهطور قطع میتواند منجر به اخراج وی از دفتر نخستوزیری شود. تصور کنید برکناری رهبر انتخابشده با آرای مردمی به خاطر اتهامهایی که نهایتا منجر به محکومیت نمیشوند، چه عواقبی میتواند داشته باشد. در مقابل، تصور کنید ناکامی در ایراد اتهام به پروندههای فساد و بنابراین ایجاد خطر مشروعیتبخشی به اشتباهات عالیرتبهترین مناصب چه عواقبی میتواند داشته باشد. وخامت آن دستکمی از وخامت عواقب قبلی نخواهد داشت. اگر فقط به خاطر سلامت عقل مندلبلیت هم که شده، باید امید داشت که نتایج این تحقیقات به هر حال در تصمیمات وی تأثیری قطعی و تعیینکننده خواهند گذاشت.
و سرانجام چون ما فقط به بخشی از این مکالمات دسترسی داریم، قطعا نمیدانیم موزس تا چه اندازهای حاضر است پوشش خبری روزنامهی خود از نتانیاهو را در ازای منافع تجاریاش تغییر دهد. شمارگان روزنامهی آزاداندیش «اسرائیل هیوم» شلدن ادلسن پایین آمده و منابع درآمدی آن کاهش یافته است. وی کار و کسب دیگری دارد، و محدودشدن «اسرائیل هیوم» به وی اجازه خواهد داد تا آن را با سودآوری بیشتری اداره کند. آیا خبرنگاران روزنامهی وی برای تضمین پوشش موافقتری که وعدهاش را او به نخستوزیر داده، برکنار و اخراج میشوند؟ گزارش شده که نتانیاهو میخواست بهرهی دشمنی را «از ۹.۵ به ۷.۵» کاهش دهد. این بهرهی دشمنی چهطور حساب میشود؟ آدم میماند.
چیزهای زیادی هست که ما قطعا نمیدانیم، و شاید خیلی زود برای ما معلوم شوند.
اما چیزهایی که تاکنون میدانیم، بودار هستند. این بوی بد بهخصوص از جانب خبرنگاران و دیدهبانهای رسانهای میآید تا از سمت قدرت سیاسی.
معلوم است که سیاستمداران میخواهند در قدرت بمانند. برای همین است که سیاستمدار هستند.
نخستوزیرها نیز بدتر از دیگران.
قرار این است که خبرنگاران سیاستمداران را صادقانه زیر ذرهبین داشته باشند.
سیاستمداران توسط شهروندان یک کشور انتخاب میشوند تا کشور را از جانب آنها اداره کنند.
خبرنگارها باید اطمینان حاصل کنند که سیاستمداران کارشان را خوب انجام میدهند.
بر عکس، وقتی سیاستمداران قادر باشند خبرنگارها را آلت دست خویش قرار داده و پشت سپر روزنامهها قرار بگیرند، ظرفیت خبرنگاری برای نظارت صادقانه از رهبری سیاسی نیز تخریب میشود. وقتی ناشرین آمادهاند برای بالابردن سود، خبرنگارها و ستوننویسهای خود، و استقلال و راستگویی کار خبرنگاری را قربانی کنند، پس گزارشدهی صادقانه و مردمی غیرممکن میشود. و بدون خبرنگاری زنده و شجاع و افشاگر فساد، بدون خبرنگاری فارغ از منافع و دغدغهها، دمکراسی تهدید میشود. سیاستمداران دیگر به مردم پاسخگویی نخواهند داشت، دیگر به نحو مناسبی مورد نظارت و مداقه قرار نخواهند گرفت، دیگر مسؤولانه عمل نخواهند کرد. خبرنگاران نیز در معرض خطر قرار گرفته و از اعتبار خواهند افتاد. و مردم گمراه خواهند شد.
یک تاریخدان و اخلاقگرای خردمند بریتانیایی در نامهای که ۱۳۰ سال پیش به یک کشیش نوشته بود، گفته است «هر قدرتی میل به فساد دارد و قدرت مطلق بهطور مطلق فساد میکند».
متن کامل را در لینک زیر مشاهده کنید:
http://www.timesofisrael.com/the-neutering-of-israeli-journalism/
