ماهی از سر گنده گردد نی زِ دُم
چندی پیش، طی دیداری از اسرائیل، اِریک اشمیت، رئیس هیأت مدیره الفابت، هُلدینگی که گوگل یکی از زیرمجموعههای آن است، در توصیف این کشور و نقش آن در عرصه فنآوری گفت که از دیدگاه نوآوری و ابتکار در بخش تکنولوژی، اسرائیل را تنها با سیلیکن ولی آمریکا میتوان مقایسه کرد. اشمیت با اشاره به اسرائیل در این زمینه افزود: “من جای دیگری را در دنیا سراغ ندارم که چنین مجموعه متکثری از [ابتکار و نوآوری تکنولوژیک] را بتوان در آن یافت، مگر سیلیکن وَلی در کالیفرنیا. و این ادعایی است بسیار قوی.”
سیلیکن وَلیِ اسرائیل را سیلیکن وآدی مینامند که به عبری همان “درّه سیلیکن” است. بخش فنآوری نوین اسرائیل در دهه 60 میلادی پایهگذاری شد. از جنگ استقلال تنها یک دهه گذشته بود و این کشور میرفت تا در 1967 بار دیگر درگیر جنگی تمامعیار با ائتلافی بزرگ از ارتشهای عرب به سرکردگیِ مصرِ جمال عبدالناصر قرار گیرد. در آن زمان، یعنی در دهه چهل خورشیدی، به عنوان مقایسه و به اعتراف علی طیّبنیا، وزیر اقتصاد و دارایی روحانی، “اقتصاد ایران رشد 17 تا 18 درصدی را تجربه میکرد”!
در سالهای دهه 70 میلادی بود که پژوهش و توسعه در صنعت نظامی اسرائیل به نوآوریهایِ تجاری انجامیده و رفتهرفته راه خود را به بازار پیدا میکند. این دهه مصادف است با دهه 50 خورشیدی در ایران و دو کشور همکاریهای نزدیکی در عرصه نظامی و تسلیحاتی با یکدیگر دارند، بطوری که پیش از انقلاب و با انعقاد قراردادی به ارزش یک میلیارد دلار، دو ارتش ایران و اسرائیل برای طراحی و تولید انواع سامانههایِ پیشرفته آفندی و پدآفندی با یکدیگر به همکاری مینشینند. “انقلاب شکوهمند” امّا در ایران، نقطه پایان این همکاریها بود…
در اسرائیل دهه 80 میلادی دهه پیشرفت جهشگونه نرمافزاری است و این کشور حجم صادرات نرمافزاری خود را در کمتر از شش سال به بیست برابر افزایش میدهد… در ایران امّا، دهه 60 خورشیدی دهه “صورة، صورة، حتیالنصر” یا جنگ، جنگ، تا پیروزی است.
دهه 90 میلادی را دهه خیزش بخش فنآوری نوین در اسرائیل نامیدهاند. همزمان با نظریهپردازی زیستبوم اقتصادی (business ecosystem) در چارچوب برنامهریزی راهبردی توسط جیمز مور آمریکایی در دانشگاه هاروارد، در سالهای دهه 90 است که هم موجی از افراد دانشآموخته از اتحاد شوروی و اقمار آن به اسرائیل مهاجرت کرده و هم توجه رسانههای بزرگ بینالمللی و شرکتهای چندملیتی به این کشور و تکنولوژی آن جلب میشود. در این دهه است که سرمایهگذاری خطرپذیر کارآفرینی (Venture Capital) در این کشور شصت برابر افزایش پیدا کرده، با تأمین سرمایه لازم برای استارت آپها تعداد آنها را هشت برابر افزایش داده، گردشکار بخش آی تی را ده برابر میکند… در ایران امّا دهه 90 میلادی مصادف است با گسلهای ژرف طبقاتی و تورم 40 درصدی و “بزرگترین اختلاص مالی تاریخ ایران” تا آن زمان در بنیاد مستضعفان (پرونده فساد مالی برادران رفیقدوست و شرکا) و قیامهای حاشیهنشینی اسلامشهرها و قتلهای زنجیرهای نویسندگان و روشنفکران و مترجمان و صعود و سقوط “اصلاحات” و آغاز موج دوّم و تابهامروز پیوسته و بلاانقطاع فرار مغزها از “ایران اسلامی”…
در 1999 میلادی، در حالیکه اسرائیل بر پایه شاخصهای سهم سرمایهگذاری خصوصی (invested private-equity) در تولید ناخالص ملی و سهم فنآوری در رشد اقتصادی (70درصد)، به ترتیب رتبههای دوّم و اوّل را در دنیا به خود اختصاص داده است… در ایران 18 تیر 1378 رقم میخورد و کوی دانشگاه به خاک و خون کشیده میشود و برای نخستین بار “ایران اسلامی” صدرنشین جدول جهانی فرار مغزها میشود…
در کنار عامل مهم آزادی و دموکراسی، پیشرفت اسرائیل در زمینه فنآوریهای نوین را باید مدیون رشد زیستبوم اقتصادی این کشور دانست. بر طبق نظریه جیمز مور، چنین زیستبومی حاصل تعامل متقابل و همافزونی سهامداران، تولیدکنندگان، عرضهکنندگان، و مصرفکنندگان است. فقدان قوانین دستوپاگیر از یک سو و سرمایهگذاری داخلی و خارجی از سوی دیگر، دو عامل مهم در رشد و پویایی این زیستبوم محسوب میشوند… در ایرانِ اسلامیِ آقازادهها و رانتخوارانِ اصولگرا و اصلاحطلب و اعتدالگرایِ آن امّا، به اعتراف علی طیّبنیا، “182 هزار فقره قانون به معنای محیط نامناسب کسب و کار” حاصل نزدیک به چهار دهه قانونگزاری اسلامی در ایران است. ایرانی که اگر در سال جاری به بیش از 8درصد رشد با سرمایهگذاری مستقیم 200 میلیارد دلاری دست پیدا نکند، در سراشیبی فروپاشی تمامعیار اقتصادی قرار خواهد گرفت…
در چنین وانفسایی است که در پی “گزارش تکاندهنده وزیر کشور از آسیبهای اجتماعی در صحن علنی مجلس” در 17 خرداد 1395، نعمت احمدی، حقوقدان، در یومیه شرق، شماره 2609 پنجشنبه 27 خرداد، درّه افیونی ایران اسلامی را چنین به تصویر میکشد: “نخست اینکه آمار اعتیاد از مواد سنتی به مواد صنعتی پرخطر سوق پیدا کرده است. آمار کشفیات مواد صنعتی روانگردان گویای این مهم است که با مخلوطکردن چند ماده شیمیایی در گوشه فلان گاوداری یا آشپزخانه، میتوان مادهای تولید کرد و از نوجوانی ١٧ساله، قاتلی خشن و وحشی ساخت که دختر ششسالهای را کشته و جنازهاش را در اسید غرق کند… روند رو به گسترش اعتیاد در کشور عوامل مختلفی دارد؛ یکی از این عوامل همسایگی با کشور افغانستان است که سالانه بیش از شش میلیون تن تریاک تولید میکند و بخش عمدهای از این تریاک از طریق ایران صادر میشود. ابعاد گسترده اعتیاد و گستره توزیع و پخش آن در کشور را باید با در نظرگرفتن تولید شش هزارتنی و کشف بخش اندک ٥٦٠ تنی آن در کشور رصد کرد…”
در چنین وانفسایی است که روزنامههایِ فرانسوی و آمریکایی و اسرائیلی و یومیههایِ ایرانی – اسلامی را ورق میزنم و به یومیه شرق، شماره 2611 مورّخ 30 خرداد میرسم. فکر میکنید نیمی از صفحه نخست آن همراه با عکس بزرگ رنگی و سه ردیف تیتر و کامنت و توصیف و ارجاع به صفحه “اندیشه” به چه چیزی اختصاص داشت؟ به فقر و به چشمانداز قابلرؤیت فروپاشی اقتصادی؟ به فسادِ سیستمیکِ سرتاپایِ نظامِ اسلامی؟ به حاشیهنشینی و افق بلوای نان؟… نه! نیمی از صفحه نخست یومیه شرق، همراه با عکس بزرگ رنگی و سه ردیف تیتر و کامنت و توصیف و ارجاع به صفحه “اندیشه”، اختصاص داشت به نقد “اندیشه شریعتی” و بازخوانی آن در “دوران ما”!!!
از قدیم گفتهاند ماهی از سر گنده گردد نی ز دُم…
