مسیر از همان اول اشتباه بود: چرا جان کری در پیشبرد صلح اسرائیلی-فلسطینی ناکام ماند
حین تماشای قرائت ادعانامهی شهرکسازیهای اسرائیل توسط جان کری در انجمن سابان در واشینگتن دیسی در روز یکشنبه، بزرگترین احساسی که داشتم، غصه بود؛ غصه برای او، و غصهی بیشتر برای خودمان، غصه از این همه زمان تلفشده و رویکرد اشتباهی که رویکرد برقراری صلح وزیر خارجهی خستگیناپذیر و خوشنیت ایالات متحده را محکوم به شکست کرد.
کری برآورد کرد که وی در طول تقریبا چهار سال سرپرستی وزارت خارجه، ۱۳۰ ساعت جلسهی رسمی با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل داشته و بیش از ۴۰ بار از اسرائیل دیدار کرده است.
اما بهرغم این همه ساعت و تلاش، وی همانطور که در سوگنامهی تودیع خویش پیدا بود، هرگز سر درنیاورد که چرا نتوانست موانع سر راه صلح بین اسرائیلیها و فلسطینیان را از میان بردارد. و در سخنرانی روز جمعهی او میشد دید که گرچه بالاخره به اشتباه خود در این حوزهی کلیدی پی برده، اما این شفافسازی دیرزمانی پس از وقوع آسیب انجام شد.
نخستین و اساسیترین اشتباه وی این بود که مانند دیگر همتایان جهانی پیش از خودش، باور داشت که او بر خلاف دیگران میتواند هر دو طرف اسرائیلی و فلسطینی را ظرف زمان کوتاهی مجبور به امضای توافق صلح کند، در حالی که بهطور غمبار و انکارناپذیری مسلم بود که رویکرد تعیین فرجهی زمانی نمیتواند کارگر باشد.
بسیاری از اسرائیلیها یا شاید اکثر آنها تصدیق میکنند که برای حفظ و تداوم کشوری که هم یهودی است و هم دمکراتیک، جدایی از فلسطینیان امری است ضروری. اما با توجه به وضعیت امروزهی خاورمیانهی خیانتپیشه، اسرائیلیها بیش از پیش نیاز دارند که قانع شوند واگذاری اراضی بهجای اینکه موجب افزایش تروریسم و اقداماتی شود در راستای فلجکردن و نهایتا نابودی کشور، آرامش منطقه را تضمین خواهد شد.
در حالی که کری و پرزیدنت باراک اوباما به اسرائیلیها اطمینان دادند که آنها میتوانند از پس هزینههای خطر مصالحهی اراضی برآیند، شاهد این هستیم که کشورهای همسایهی اسرائیل غرق در آشوب شده، و در همسایگی ما انواع و اقسام گروههای تروریستی صاحب پایگاه شدهاند؛ از سوریه گرفته تا اردن و کرانهی باختری و غزه و مصر. ما شاهد آن بودهایم که ایران، به لطف توافق مزخرفی که نتوانست برنامهی خشن هستهای آن کشور را کاملا برچیدند، جسورتر و ثروتمندتر شده است. حزبالله را میبینیم که پس از عقبنشینی ما از جنوب لبنان، قدرت گرفته است. حماس را میبینیم که پس از عقبنشینی ما از غزه، این منطقه را در دست خود گرفته و پاداش عقبنشینی ما را با راکتپرانی و درگیریهای متناوب جواب داده و هر بار که اسرائیل به این حملات پاسخ داده از سوی جامعهی بینالملل مورد سرزنش قرار گرفته است. شاهد آن بودهایم که تشکیلات خودگردان محمود عباس در کرانهی باختری، خصومت با اسرائیل را تشویق میکند و دربارهی برنامههای ما در تپهی معبد مقدس دروغ میگوید و روایت پیشین مسلمانان را که تصدیقکنندهی یهودیبودن معابد اورشلیم بود، بازنویسی کرده و تمام پیوندهای یهودیان با این شهر مقدس را انکار و بنابراین موجودیت اسرائیل را از مشروعیت انداخته است.
درسی که کری نخواست یاد بگیرد، اما جانشیناناش آن را در ذهن خواهند داشت، این است که وقتی مردم یکی از طرفهای میز مذاکرهی پیمان صلح، حق مردم طرف دیگر را به رسمیت نمیشناسند، تو نمیتوانی پیمان صلح برقرار کنی. یا به بیان سازندهتری، اگر شما میخواهید فضایی ایجاد کند تا مقدمات سازش را فراهم کند، باید هم از پایین به بالا کار کنید و هم از بالا به پایین، و از طریق رسانههای اجتماعی و رهبری معنوی و مدارس و رهبری سیاسی آموزشی را ترویج کنید که روایتی صادقانه به دست دهد و میانهروی را تشویق کند و افراطگری را به حاشیه راند. گرچه هنوز در اول راه هستند اما مدارس فلسطینی شروع کردهاند به تدریس تاریخ سرزمین مقدس یهودیان و همچنین تاریخ سرزمین مقدس خودشان، و شما ممکن است بهحق احساس کنید که این ابتدای خوشبینی دربارهی برقراری صلح میباشد.
کری، و رئیسجمهور وی، با پیوسته دستکمگرفتن دغدغههای امنیتی اسرائیل، مرتکب اشتباهی اساسی شدند. باریکترین موقعیت جغرافیایی اسرائیل، فقط ۹ مایل پهنا دارد. که البته به لطف کمکهای دولت اوباما، اسرائیل در آن ناحیه فوقالعاده قدرتمند حاضر شده و برتری کیفی نظامی خود را حفظ کرده است. اما فقط این کافی نیست که به اسرائیلیها تضمین داده شود که میتوانند بخشهای اصلی کرانهی باختری را واگذار کرده و در عوض حصار دقیقتری در درهی اردن بکشند یا اینکه نیروهای اسرائیلی میتوانند بههنگام ایجاد بحران در مناطق دردسرخیز کرانهی باختری، سریعا وارد این مناطق شوند. در طول چند دههی گذشته، جنگهای عادی و یورش استراتژیک بمبگذارهای انتحاری و خودروکوبی و چاقوزنی و راکتپرانی بر ما تحمیل شد. و تنها دلیل اینکه چرا ما الان متحمل حملات تروریستی فلجکنندهتری قرار نداریم این است که نیروهای امنیتی اسرائیل همچنان در کرانهی باختری از آزادی حرکت برخوردارند. به همین خاطر توانستهاند مانع از بازسازی شبکهی تروریسم شوند؛ کارخانههای بمبساز و تشکیلات آموزش تروریسمی که حماس و فتح را قادر ساخته تا در طول این یک دهه و نیم گذشته که ما تحت پیمان اوسلو مجبور به عقبنشینی از شهرهای اصلی کرانهی باختری شدهایم، بهطور روزانه اسرائیل را هدف ترور خود قرار دهند.
این بدان معنی نیست که اسرائیل هرگز نمیتواند آزادی دسترسی نظامی خود [به کرانهی باختری] را مورد مصالحه قرار دهد. بل مادام که فلسطینیان رویکرد همزیستی واقعی را در پیش نگیرند، اسرائیل قطعا نمیتواند چنین مصالحهای کند و نخواهد کرد.
کری که ماموریت ناممکن خود را همچنان بغرنجتر و بغرنجتر میسازد، در دولتی خدمت کرد که آن شدت و هدفی را نشان نداد که اسرائیل در راستای دادن امتیازات ارضی [به فلسطینیان] از متحد اصلی خود انتظار داشت.
دولت اوباما اجازه داد که حسنی مبارک در مصر سقوط کند، و از تلاشهای رئیسجمهور فعلی مصر (عبدالفتاح السیسی) برای کاهش افراطگری اسلامی و تشویق مقامات روحانی اسلام برای مخالفت با این فرقههای مرگ نیز قویا حمایت نکرد. دولت ایالات متحده به هنگام تلاش نافرجام معترضین ایرانی برای برکنارساختن آیتاللهها عقب نشست و با توافق هستهای موجب تثبیت این رژیم سرکوبگر شد. دولت اوباما نتوانست در امور سوریه مداخلهی موثری داشته باشد، حتی پس از آنکه پرزیدنت بشار اسد از خط قرمز خود اوباما گذشت و شروع کرد به حملهی شیمیایی به مردم سوریه؛ و بنابراین به مردم ترحمبرانگیز سوریه نشان داد که هیچکسی برای نجات آنها نخواهد آمد، و میلیونها نفر از سوریها را مجبور به فرار کرد و بحران پناهندگان اروپا را تشدید کرد و راست خشمگین اروپایی را تقویت.
برای خواندن ادامهی این مقاله به آدرس زیر بروید:
http://www.timesofisrael.com/wrong-from-the-start-why-john-kerry-failed-to-advance-israeli-palestinian-peace/
