پرزیدنت ترامپ، از همین حالا میتوانید شروع کنید به برقراری صلح. اینجوری
آقای رئیس جمهور، دو هفته پیش، در کاخ سفید ایستادید و مهمانتان محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی، کنار شما ایستاد و تصریح نمود، در حضور شما و مقابل چشمان جهانیان، «از همینجا اعلام میکنم که ما جوانانمان، کودکانمان، و نوههامان را در دامن فرهنگی از صلح پرورش میدهیم».
این حق شما بود، آقای رئیس جمهور، که همانجا و همانوقت بپرسید: «واقعا؟ این معادله را از کجای سیستم آموزشی فلسطینی، که اسرائیل را اهریمننمایی میکند، موجودیت اسرائیل را انکار میکند، و برای آزادسازی فلسطین، «شهید و شهادت» را تشویق و ترویج میکند، در آوردید؟ میتوانستید بگویید «یک ثانیه اجازه بدهید. شمایی که نام خیابانها و میدانهای شهر را به نام تروریستهایی میکنید که مردم بیگناه اسرائیل را میکشند، و به تروریستهای زندانی و خانوادههای تروریستها حقوق و مقرری میدهید، در واقع در حال ساختن یک فرهنگ صلح نیستید، هستید؟».
بسیاری از اسرائیلیها، در این صورت، برای شما کف میزدند، برای شما که دورویی نهادینهشده در گفتمان بینالمللی رهبری فلسطینی. اما بسیاری نیز در اسرائیل میتوانستند درک کنند که افشای رئیس زاهدنمای فلسطینی هیچ تأثیر مثبتی به سود راهی که به آن پا گذاشتهاید، نمیداشت – سود اسرائيلیها، و سود فلسطینیهایی که چشم به آیندهای بهتر دوختهاند: برقراری صلح.
در عوض، اجازه دادید عباس به بیانات دروغ خود ادامه دهد، و شما با سخاوت و خوشبینی پاسخ دادید که با شمار زیادی از رهبران «بزرگ» هر دو جانب، همکلام شدهاید و بنا دارید که «روندی را شروع کنید که به احتمال زیاد منجر به صلح خواهد شد» و مصمم هستید به کسانی که به امکان این توافق تردید دارند ثابت کنید که اشتباه میکنند.
و حالا دارید به اسرائیل میآیید، و به قلمرو فلسطینیان میروید، تا در راستای آنچه که به گفتهی شما همیشه گفته شده است «دشوارترین قرارداد است» تلاش کنید.
چگونه میتوانید به آنها که تردید دارند ثابت کنید که اشتباه می کنند؟ چگونه میتوانید میانجیگر روندی باشید که در نهایت به یک توافق منجر شود؟ آقای رئیس جمهور، این مهم با واداشتن عباس به عمل به گفتههای خودش انجامپذیر است، و واداشتن وی به عمل کردن به ادعایی که در سوم ماه مه در اتاق روزولت مقابل شما گذاشت.
از بیست و پنج سال پیش، از زمانی که ایتسحاک رابین و یاسر عرفات در چمن کاخ سفید دست هم را فشردند، دولتهای بعدی ایالات متحده کوشیدهاند دو جانب را با اِعمال فشار وادار به عقد یک قرارداد کنند، میان دو جانب در رفت و آمد بودهاند، تلاش کردهاند بر فشار بیفزایند، مهلت زمانی تعیین کردهاند. موفقیتی حاصل نشده است.
ریشهی شکستهای ایشان در یک ناهماهنگی بوده است: اتفاق نظر در اسرائيل – نه وحدت یکپارچه، بلکه یک اجماع گسترده، به باور من – این بوده که به سود ماست که از درهمتابیدن با فلسطینیها اجتناب کنیم. تأکید ما آن است که کشور رستاخیزیافتهی اسرائیل را به عنوان کشور یهود و با اکثریت عظیم یهودیان حفظ کنیم؛ بر حفظ دموکراسی این کشور تأکید داریم؛ و اگرچه حق مالکیت تاریخی خود بر یهودا و سامره را به رسمیت میشناسیم، حاضریم بر سر این حق تاریخی خود مصالحه کنیم البته در صورتی که کسی بتواند دستیابی به قراردادی معتبر و قابل اتکا که ما را از اعزام پسرها و دخترهامان با جانی بر سر دست، در جنگهای بیشمار برای حفظ موجودیت کشورمان معاف دارد. چنین قراردادی، بر این پایه، تنها در صورتی معتبر و قابل اتکا خواهد بود که در محیطی بسیار متفاوت از آنچه امروز حاکم است، بسته شود – یعنی اگر در تغییر بنیادین رفتار فلسطنیان، هم در لایهی رهبری و هم در میان مردم، ریشه میداشت.
اما فلسطینیان چنین ضرورتی را احساس نکردهاند، و به نظر نمیآید متقاعد باشند که زمان میگذرد و دیر میشود. برعکس. در طول دههها، جامعهی جهانی باوری را به خورد فلسطینیان داده بر این مبنا که اگر بر مواضع خود محکم بایستند، و عقب ننشینند، به استقلال، و در چارچوب شروط خود، بدون نیاز به مصالحه با اسرائیل بر سر روشهای ایشان و اطمینان از این که آن روشها تهدیدی برای استقلال ما به شمار نمیرود، دستیابند. فلسطینیها که با چهرهی زیردست، و بیچاره در مقابل اسرائیل قدرتمند ترسیم شدهاند، حتی در میانهی انتفاضهی دوم و کشتارهای استراتژیک بمبگذاریهای انتحاری علیه ما، از پوشش همدلانهی رسانهها برخوردار شدند. سازمان ملل موقعیت ایشان را پشت سر هم ارتقاء داد و به مقام ناظر رساند، درست مانند واتیکان، و پرچم آنها را در کنار دیگر ملل در مقر سازمان ملل در ایستریور نیویورک به اهتزار درآورد.
و اکنون که شما که در پی ورود به قدرت، سوگند تعهدی بی قید و شرط به اسرائيل خوردهاید، و مصمم هستید که تبعیض بینالمللی، بخصوص در سازمان ملل متحد، علیه اسرائیل را از میان بردارید، از جایگاهی یگانه برخوردارید تا به فلسطینیان بفهمانید که نه، آن استقلالی که ایشان به دنبالاش هستند، یکجانبه به دست نخواهد آمد. که قرار نیست موجودیت رسمی کشوری را توی طبق جلوشان بگذارند. که مسیر خودمختاری شامل به رسمیت شناختن واقعی اسرائیل خواهد بود – و این به رسمیت شناختن واقعی، با آموزش آغاز میشود.
و این به نوبهی خود ما را به ادعایی که عباس با جدیت در روز سوم مه به زبان آورد، برمیگرداند، که همان تعهد به پروش نسل آینده در «فرهنگ صلح».
رؤسای جمهور پیش از شما نیز توجه اندکی به ضرورت ایجاد فضای اعتدال و آشتی بذل کرده بودند. اما، متأسفانه، این ضرورت را اساس تلاشهای خود قرار ندادند. حدود یک دههی پیش، ضمن یکی از تلاشهای متعدد ناموفق در ایجاد صلح، سندی تهیه شد از سوی دو جانب، که عناصر مؤثر «جامعهی منی و فرهنگ صلح» را معین میکرد.
متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید
http://www.timesofisrael.com/president-trump-you-can-start-making-peace-heres-how/
