تجاوز به حریم شیرِ نَر
“و من باید یک نصحیت به ارتش بکنم و یک تشکر از یکی از ارکان ارتش، یک قشرهائی از ارتش. اما آن نصحیتی که میکنم این است که ما میخواهیم که شما مستقل باشید… آقای ارتشبد! شما نمیخواهید مستقل باشید… آقای سرلشکر! شما نمیخواهید مستقل باشید، شما میخواهید نوکر باشید… ما باید مستقل باشیم… ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریکا و اجنبی باشد… و اما تشکر میکنم از این قشرهائی که متصل شدند به ملت… این درجهدارها، همافرها، افسرهای نیروی هوائی، اینها همه مورد تشکر و تمجید ما هستند و همین طور آنهائی که در اصفهان و در همدان و در سایر جاها…پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت را کردند ما از آنها تشکر می کنیم و به اینهائی که متصل نشدند میگوئیم که متصل بشوید به اینها، اسلام برای شما بهتر از کفر است، ملت برای شما بهتر از اجنبی است… رها بکنید این را، خیال نکنید که اگر رها کردید ما میآئیم شما را به دار می زنیم.”
اینها فرازهایی بود از “سخنرانی خاطرهانگیز و تاریخی حضرت امام خمینی (ره)” در ۱۲ بهمن ۵۷ در بهشت زهرا. تنها ده روز پس از آن، شمار زیادی از فرماندهان ارشد ارتش ایران در خانه و محل کار خود بازداشت شده و پس از بازجوییهای تحقیرآمیز اعدام میشوند. خمینی، خدعه، بیشرمی و بیاخلاقی را تابدانجا برد که برخی از فرماندهان ارتش ایران روی پشتبام محل اقامتگاهاش تیرباران شدند.
از آن روزگار و از آن “سخنرانی خاطرهانگیز و تاریخی” امام ره 37 سال میگذرد. ارتش ایران 37 سال است که تحقیر شده؛ نیروی هوایی ایران که روزگاری بلند آسمان جایگاه خلبانان دلیر آن بود، دیگر از تجهیزات لازم برای ایفای نقش خویش در پاسداری از آسمان ایران برخوردار نیست؛ و لاتهایِ قپهبهدوش و برادران قاچاقچی، نه تنها هیچ حدّومرزی در یاغیگری و اشاعه فساد نمیشناسند، که با همدستیِ ملایان، این کاستِ تبهکار، برای نخستین بار در تاریخ ایران و به صورت دوفاکتو، مهمترین و نمادینترین پایگاه شکاری ایران را در اختیار همسایهای قرار میدهند که از ترکمنچای تا امروز، همجواری با آن همواره آسیبهایِ جبرانناپذیری به تمامیتِ ارضی و حاکمیتِ ملی ما وارد کرده است.
استقرار ناوگانِ هواییِ استراتژیکِ روسی در پایگاه شاهرخی همدان، رویدادی است بس مهم که از چند زاویه قابل بررسی است:
از زاویهیِ طنزِ تلخِ تاریخی، استقرار روسها در پایگاه شاهرخی همزمان شد با شصتوسومین سالگرد 28 مرداد!! سکوت نسبتاً کامل مدعیان همیشگی استقلال دربرابر این رویداد تاریخی نیز بهنوبهخود تأملبرانگیز است. 63 سال است که جبهه ملی، نهضت آزادی، روشنفکران دینی و جریان ملی – مذهبی سنگ مصدق را به سینه میزنند، یعنی سنگ اشرافزادهای قاجار که به عنوان نماینده مجلس شورا از تهران، تمام پروژه سیاسی خود را بر پایه مخالفت با هر گونه امتیاز به دولتهای استعماری بنا ساخت! و برای تلختر کردن طنز قضیه، همین نکته کافی است که نقض صریح حاکمیّت ایران هنگامی رخ میدهد که حسین دهقان، وزیر دفاع و همسر مریم تاجزاده، نه تنها از احتمال گسترش این همکاری در “شرایط مقتضی” خبر میدهد، که میگوید مستقر کردن روسها در شاهرخی هیچ ربطی هم به مجلس شورا ندارد! در مقابل، هرمیداس باوند، عضو شورای مرکزی جبهه ملی (!)، به همین اکتفا میکند که ایران نباید همهیِ تخممرغهایِ خود را در سبد روسيه سرمايهگذاری کند!!!
یگانِ نظامیِ روسی همراه با افسران اطلاعاتی آن در پایگاهی مستقر شدهاند که زمانی پیشرفتهترین پایگاه شکاری نیروی هوایی ارتش ایران بود و در تاریخِ نظامی به مرکز عملیات اِچ-3 شهرت دارد و در تاریخِ سیاسیِ ایرانِ معاصر نیز به مرکز عملیات نقاب (مخفف “نجات قیام ایران بزرگ”) شناخته شده است. شادروان سرهنگ محمدباقر بنیعامری، طراح و فرمانده “عملیات نقاب” یا “عملیات شاهرخی”، عملیاتی که در ادبیاتِ رسمیِ جمهوری اسلامی از آن تحت عنوان “کودتای نوژه” یاد میشود، به همراه تعدادی دیگر از اعضای نیروی هوایی، دریایی و زمینی ارتش، گروهی پنهانی به نام “جفا” (مخفف “جانبازان فدایی ایران”)، تشکیل داده بودند. در پی لو رفتن این عملیات، تعداد نامعلومی از خلبانان، افسران، تکاوران، چتربازان و درجهداران ارتش ایران دستگیر و در پی محاکماتی صحرایی اعدام شدند. آنچه در اینجا و با توجه به پیشینهی این پایگاه و نیز استقرار یگان نظامی و اطلاعاتی روسی در آن در روزهای اخیر شایان توجه است این است که بهگفته محمدعلی عمویی، از رهبران حزب توده، این حزب و شخص او اطلاعات مربوط به عملیات را از طریق خامنهای در اختیار خمینی گذاشته بودند.
ناوگان استراتژیک روسی به همراه پرسنل نظامی و اطلاعاتیاش زمانی در مهمترین پایگاه شکاری نیروی هوایی ایران، با آن پیشینهی نمادیناش در عملیات “نجات قیام ایران بزرگ”، مستقر میگردد که یک ماهی بیش از کودتای نافرجام ارتش ترکیه بر علیه حکومت اسلامی اردوغان نمیگذرد. کودتایی نافرجام که خواب را “تا صبح” از چشمان محمدجواد ظریف و سران نظام ربوده بود، چراکه پیروزی آن مترادف میگشت با نخستین سرنگونی یک حکومت اسلامی در منطقه: بهگفته یک دیپلمات هندی که سالها در ترکیه مستقر بوده است، “تهران احتمالاً اطلاعات باارزشی را مبنی بر قریبالوقوع بودن یک کودتای نظامی در 15 جولای در اختیار مقامات آنکارا قرار داده بود.” حال، چهار هفته پس از کودتای نافرجام علیه حکومت اسلامی در ترکیه، مقامات تهران از همانهایی که 36 سال پیش عملیات نقاب را لو داده بودند میخواهد تا در مرکز عملیاتی آن طرح مستقر گردند!
از سلاطین متشرع و مرتجع و فاسد قاجار تا امثال حاج کاظم خان ملکالتجار و شیخ فضلالله نوری، این نخستین بار در تاریخ ایران نیست که مرتجعین و متشرعین و مفسدین دستبهدامان قزاقان روسی میشوند تا از آنها در سرکوب خیزش احتمالی (یا محتمل) مردم و یا در بهتوپبستن مجلس نمایندگان آزاد ملت در روز مبادآ استفاده کنند. [یکی از بدنامترین و فاسدترین رجال ایران، حاج کاظم ملکالتجار نه تنها سرسپردهیِ سفارت روسیه بود، که بخشی از وجوه بانک تازهتأسیس ملی و تمام سرمایهیِ شرکت راه آستارا و اردبیل را به جیب زد و به سفارت روسیه پناه برد. شیخ فضلالله نوری هم در ازایِ دریافت 700 تومان رشوه از بانک استقراضی روس، انتقال مالکیّت گورستان سیّد ولی به آن بانک را تأیید کرد! (ن. ک. به “تشیّع و قدرت در ایران”، بقلم بهزاد کشاورزی، جلد دوّم)]
استقرار نیروهای روسی در ایران نه تنها بار دیگر نشانگر این مهم است که برجام، بهگفته ری تکیه، مشاور پیشین ایرانیتبار اوباما (!)، “یکی از ناقصترین معاهدههایِ کنترل تسلیحاتی در تاریخ است”، که بهگفته عبدالرحمان الراشد، مدیر پیشین شبکه العربیه، نمونه دیگری است از فرصتطلبی روسیه از ضعف ایالات متحده آمریکا برای بسط نفوذ راهبردی خود در خاورمیانه با هزینه ایران.
بهگفته یکی از کارشناسانِ برجستهیِ ایرانیِ مسائلِ راهبردی، ماندگار شدن نیروهای روسی در ایران، در ابعاد حقوقی، مستلزم قراردادهایی از نوع “موافقتنامه وضعیت نیروها”، یا سوفا (Status of Force Agreement)، و یا از نوع Visiting Forces Agreement میباشد. استقرار نیروی دریایی روسیه در سوریه و نیروی هوایی آن در این کشور، تابع دو قرارداد از نوع سوفا و وی اف ای میباشد. قراردادهایی که باید در قالب حقوق بینالملل به صورت شفاف اعلام گردند.
درست است که ایرانی ضعیف به نفع روسیه است ولی ناگفته پیدا ست که روسیه، همان گونه که بارها در دویست سال گذشته ثابت کرده است، منافع راهبردی خود با اروپا و آمریکا را فدایِ فرصتطلبیهایِ هرچند پرسود خود در ایران نخواهد کرد.
یکصد سال پیش، روسها، بنا به دلایل داخلی و اروپایی، نیروی قزاق را در ایران گذاشتند و رفتند. چندی بعد، مردی از جنس مردان نقاب، فرماندهی آن نیرو را به دست گرفت…
