چرا ترامپ حضور پررنگی در خبرهای یهودیان دارد
روز دوشنبه، یک روز پیش از انتخابات، خوانندهای با من تماس گرفت. خودش را «یهودی مدرن» ۴۶ ساله از شیکاگو معرفی کرد. از روزنامهی آژانس تلگراف یهود تعریف کرد اما یک گله داشت: تأکید ما بر کارزار ترامپ، از جمله بحثهایی که روزهای آخر هفتهی گذشته دربارهی شباهت تبلیغات انتخاباتی وی با پروپاگاندای یهودستیزانه شکل گرفت، خوانندگانی مانند وی را به این باور سوق داده که ما کاملا به نفع هیلاری کلینتون عمل میکنیم.
با صداقت تمام به این خانم گفتم که چند لحظه قبل از تماس وی، کارمندان ما داشتند دربارهی همین موضوع بحث میکردند. امروز صبح روی صفحهی اول ما ۱۱ مطلب دربارهی کارزار انتخاباتی بود. چهار تا از این مطلبها را من «بیطرف» مینامم چون به هر دو نامزد پرداختهاند (یکی گزارش نظرسنجی در اسرائیل بود، دیگری دربارهی بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل که گفته بود دولت وی در انتخابات ایالات متحده مداخله نخواهد کرد).
شش مطلب دیگر یا به ترامپ پرداختهاند یا به کارزار وی. هیچکدام از مطالب امروز صبح ما منحصرا دربارهی کلینتون یا کارزار وی نیست.
این نشاندهندهی آن است که سوگیری سیاسی در کار نیست. ما تلاش میکنیم تا منبع بیطرف خبرهای یهودی باشیم، اما در درجهی اول منبع خبرهای یهودی هستیم. و نمونهای که از پوشش خبری امروز روزنامهمان ارائه دادم، همان چیزی را نشان میدهد که ما در طول کارزار انتخاباتی مطرح کردهایم: ترامپ و کارزار وی و افراد وی خبرهای یهودی گیراتری تولید کردهاند.
نه؟ ترامپ دختری یهودی دارد. داماد وی یهودی است و مشاور ارشد وی میباشد. سیاست خاورمیانهی ترامپ همواره در حال تکامل و تغییر است. اقلیتی از حامیان وی به بدترین نوع تحریکات یهودستیزانه دست زدهاند. در کارزار خود کارمندانی دارد که یا نمیفهمند این تحریکات چه پیامدهایی دارند یا صرفا اهمیتی برای آن قائل نیست. ترامپ روابط تیرهای با اهداکنندگان مالی یهودی جمهوریخواه و دیگر منتفذین دارد.
خبرهای یهودی کلینتون اما تعدادشان کم است و حیرتآور نیستند. سالهاست که از مواضع او در قبال اسرائیل (چپ نتانیاهو و راست باراک اوباما) و ایران (از توافق حمایت کرد و متعهد شد ایران را برای رعایت آن شدیدا تحت نظارت بگیرد) آشنا هستیم. او سهی عرفات [همسر یاسر عرفات] را در ۱۹۹۹ بوسید، اما کمی پس از آن سناتور نیویورک شد و دورهی خدمت نسبتا غیرجنجالی داشت. او با رئیس پیمان اوسلو ازدواج کرده که (بسته به نظرهای مختلف) یا بزرگترین دوست اسرائیل است یا بدترین دشمن آن. هیلاری کلینتون و جو بایدن نوههای یهودی دارند (که اسمشان را احتمالا تا به حال نشنیدهاید).
هیلاری کلینتون شاید در برخی موارد مناقشهبرانگیز باشد، اما وقتی پای مسائل یهودی در میان باشد، نظرات وی کاملا معلوم است. میتوان دربارهی مواضع بیانشدهی و سابقهی وی در قبال اسرائیل و ایران نوشت (که ما نوشتهایم) اما وقتی آن مطلب را نوشتی، کار اساسا تمام است. مشخصهی ترامپ، هرج و مرج است و مشخصهی هیلاری، کنترل. کارزار ترامپ مثل صدای شیپور است. هیلاری اما خزانهدار کنیسا است که هر هفته یکبار اعلامیهها را میخواند. که مجبور میشوی بهاش توجه کنی. دیگری اما کسی است که اگر نخوابیده باشی یا بیرون از خانه نباشی، مؤدبانه به حرفهاش گوش میدهی.
ترامپ تلاش کرده تا نگرانیها و دغدغههای یهودیان را پررنگ کند، اما این کار باعث پررنگشدن خودش میشود.
در دو دور انتخاباتی گذشته، چنین نبود. وقتی اوباما در سال ۲۰۰۸ با جان مککین و در ۲۰۱۲ با رامنی رقابت میکرد، از هر دو طرف بحثها و خبرهای گیرایی دربارهی مسائل «یهودی» و بهویژه اسرائیل وجود داشت. جمهوریخواهان تلاش کردند تا، دستکم جلوی چشم نتانیاهو و گروهها و افرادی که در زمینهی مسائل امنیتی نگاه وی را دارند، خود را در طرفداری از اسرائیل «قابل اعتماد»تر سازند. دمکراتها بیشتر احتمال داشت که خود را با اقلیت اسرائیلی حامی روند راکد صلح همراه کنند. و همین نیز منجر به مطالب بسیاری دربارهی این شد که آیا یهودیان آمادهی تجدیدنظر سیاسی هستند یا نه.
اوباما در آمریکا مجبور شد با مانعی به نام کشیش رایت درگیر شود؛ مککین خودش را به سارا پیلین بست و دسترسی جمهوریخواهان به رأیدهندگان یهودی را دستکم برای چهارسال مسدود کرد. نتانیاهو تصریح کرد که او اصلا طرفدار اوباما نیست، و اوباما با او با مهربانی برخورد کرد، و رسانههای یهودی هم پیش و هم پس از پیروزی اوباما دربارهی این ماجرا گزارش میدادند.
مسائل مشخصی بودند که به طور عادی اتفاق افتادند. چه کسی برای اسرائیل بهتر است؟ این «بهتر» را چهطور تعریف کنیم؟ آیا لابی اسرائیلی باید تعهد دیرپای خود به نظام دوحزبی را کنار بگذارد؟ آیا اسرائیل تنها مسألهای است که رأیدهندگان یهودی به آن اهمیت میدهند یا باید به آن اهمیت دهند؟ آیا رأی پدربزرگها و مادربزرگهای یهودی، تعادل فلوریدا را تغییر خواهد داد؟
این دوره اما به نظر میرسد هیچکدام از این مسائل اهمیت ندارند. ترامپ، که کلا مفهوم سیاستمدار «نوعی» را بوسیده و گذاشته کنار، مقولهبندیهای قدیمی را تضعیف کرد؛ مقولهبندیهای خبرنگاری یهودی و همهچیز را. وقتی خود ترامپ اصلا سیاست خارجیاش را بیان نکرده و هیچ سابقهی معناداری در این مسأله ندارد و اغلب بهطور تناقضآمیزی دربارهی منطقهی خاورمیانه حرف میزند، چه کسی میتواند بگوید چه کسی برای اسرائیل «بهتر» است؟ در سه مباحثهی انتخاباتی، نام اسرائیل بهندرت برده شد و به نظر میرسید مسائل ایران نیز در دقیقهی آخر مطرح میشدند. دربارهی تجدید بزرگ آرایش سیاسی یهودی؛ امسال نه. ترامپ بهندرت با ائتلاف یهودیان جمهوریخواه، چه رسد با کل یهودیان آمریکا، رابطه گرفت.
اما ترامپ به هر حال سعی کرد تا اخبار «یهودی» را به سبکی تولید کند که کلینتون بخواهد هم احتمالا نمیتواند روی دست او بزند. ترامپ دستکم سه بار (در انتشار توئیت معروف ضد-هیلاری «ستارهی داوود»، در سخنرانی فلوریدا که «بانکدارهای بینالمللی» را مورد سرزنش قرار داد و در تبلیغات کارزاری این هفته نیز به نظریهی توطئهی جهانی متوسل شد) با تکرار عامدانه یا صرفا بیدقت استعارههای معروف یهودستیزانه، گروههای دیدهبان یهودی و خوانندگان هرروزه را نگران ساخت.
