چشمانداز نگران اسرائیل دربارهی مبارزهی بینزاکت انتخابات ریاستجمهوری آمریکا
نیوآرک، نیوجرسی – عادت کردهام که از زاویهی ملتی صوری و درمانده با دمکراسی آسیبپذیر و به چالش کشیدنهای بیپایان و غیرمسوولانهی نظام حقوقی و سیاسی ما از سوی عوامگراها و رسانههای جیغ و سطحیبین و غیر قابل اعتماد، به آمریکای باثبات و قابلاعتماد نگاه کنم.
اما ببین ورق چگونه برگشت.
رئیسجمهور شما پس از آخرین انتخابات ما در کمتر از دو سال گذشته، نخستوزیر ما را به خاطر نژادپرستی صوری مورد انتقاد قرار داد چون وی در روز انتخابات هشدار داد که عربهای اسرائیل به سوی صندوقهای رأی سرازیر شدهاند. رهبری ایالات متحدهی آمریکا این سخن نتانیاهو را (که پس از بردن انتخابات، حسبالوظیفه بابتاش معذرتخواهی کرد) ناشایستترین رفتار تلقی کردند. این رفتار در مقایسه با وضعیت کنونی ایالات متحده، امر بیاهمیتی است؛ آمریکا حالا نامزد ریاستجمهوریای دارد که بیامان از گروههای اقلیتی و خارجیها و کل مؤمنان یک دین شکایت میکند و گاهی هم علیه آنها تهییج میکند.
در دهههای اخیر در اسرائیل، حرفهای زیاد (و ثابتنشدهای) دربارهی نازپروردن برخی نامزدهای سیاسی توسط مقامات تحت پیگرد قانونی کشور بیان شده است؛ منتقدین راستگرا میگویند این بهاصطلاح لیبرالها مخصوصا در مورد نخستوزیر آریئل شارون آسان گرفتهاند. شارون، از نگاه این منتقدین، میبایست بهخاطر انواع و اقسام جنایات بزرگ و کوچکی که انجام داده تحت پیگرد قانونی قرار گیرد، اما چون تشکیلات چپگرا میخواست وی با مواضع صلحطلبانه و مذاکرهگر اواخر زندگیاش در قدرت بماند، شارون نیز از این پیگرد قانونی در امان ماند. این نیز در مقایسه با کارزار کنونی ریاستجمهوری ایالات متحده امر بیاهمیتی است؛ جیمز کومی، جمهوریخواه مادامالعمر و مدیر افبیآی، ظاهرا مصمم است در این روزهای پایانی و حساس پیش از انتخابات، هیلاری کلینتون را حسابی بدنام کند.
ما یک روزنامهنگار برجستهی اسرائیلی داشتیم به نام آری شاویت، که پس از دو اتهام تجاوز و آزار جنسی، از روزنامه و دیگر مشاغل روزنامهنگاری و رسانهایاش استعفا داد. آمریکا یک نامزد ریاستجمهوری دارد که بهرغم دهها مورد از چنین اتهاماتی، بی هیچ واهمهای به پیش میتازد.
بیش از یکچهارم ۱۲۰ عضو کنونی کنست، زن هستند. ما مجموعهای از زنانی را داریم که رهبران حزب هستند. ما نخستوزیر زن داشتیم، به نام گلدا مئیر که از ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۴ خدمت کرد. البته چندان موفق نبود، ولی موضوع این نیست. این همه عناد با اولین رئیسجمهور زن احتمالی، هیلاری کلینتون برای چیست؟ نه، وی نامزد قانعکنندهای نیست؛ پنهانکار است و دستنشاندهی تشکیلات منفور، و آلوده به اتهامات عدم صداقت. اما حیرتآور است که میشنوی وی به خاطر زنبودن مورد خصومت قرار میگیرد.
نتانیاهو اخیرا در حالت جنگ کامل رسانهای است؛ میکوشد تا مانع از تأسیس یک تلویزیون عمومی جدیدی شود که میترسد به اندازهی که شلدن ادلسن او را دوست دارد، دوستاش نداشته باشد. ما از هر گرایش سیاسی در اسرائیل روزنامه داریم، چون حق دمکراتیک آنها است. اما اگر اخبار شبانهی کانالهای ۱ و ۱۰ و ۲۲ اسرائیل را تماشا کنید، درک معقولی از ماجرا پیدا خواهید کرد. شما نیازی ندارید که برای یافتن خبر موثق از لابهلای اخبار تحریفشده، ده منبع خبری را مرور کنید. اما قضیهی تلویزیون ایالات متحده چنین نیست؛ در ایالات متحده کانالهای حزبیای وجود دارد که انگار از دیرباز یادشان رفته که پیش از انتشار عقاید حزبی، باید اول به ببیندگان بگویند که واقعیت امر چه بوده.
دمکراسی آسیبدیده
نگران آمریکا هستم، و چون اسرائیل به آمریکا وابسته است، و آمریکایی معتبر و باثبات و معتمدی را پشت سر خود نیاز دارد، نگران اسرائیل هم هستم.
نگرانام که با چشم خود شاهد از میان رفتن و آسیب دیدن یک دمکراسی عظیم هستیم؛ شاهد رقابت ریاستجمهوریای هستیم که بدون رحم، و حفظ حرمت، به راه افتاده و هنجارها و محدودیتها به مسخره گرفته و نزاکت و اخلاقمداری را پایمال کرده.
و، دوباره با نگاه به تجربهی اسرائیل، نسبت به حملات و اهریمننماییهایی که روزافزون در مبارزهی انتخاباتی شاهدش هستیم، نگرانی عمیقی وجود دارد. جناح مخالف به رهبری نتانیاهو، در مبارزه با ایستخاک رابین در میانهی دههی ۱۹۹۰ میخواست نخستوزیر را بیاعتبار سازد و افراطگران راستگرا نیز اشاره را گرفته و تا قتل وی پیش رفتند.
اگر دونالد ترامپ انتخابات هفتهی بعد را ببرد، که احتمالا خواهد برد، آمریکا یک عوامبرانگیز زنستیز و خودپسندی را به رهبری انتخاب خواهد کرد که رجزخوانی کثیفاش میبایست از همان ابتدای اعلام نامزدیاش محکوم به فنا میبود. آمریکا مهارتهای لازم برای موفقیت در برنامههای واقعنمای تلویزیونی را با مهارتهای لازم برای موفقیت در واقعیت اشتباه خواهد گرفت.
اگر ترامپ ببازد، از آنجا که باور دارد در کل نظام تقلب شده و اعلام کرده که رقیباش باید زندانی شود و گفته توطئهی مالی جهانی قصد انحطاط آمریکا را دارد، تلخی و نومیدیای که وی به پا خواهد کرد به این سادگیها از بین نخواهد رفت. اکثر حامیان وی تصدیق خواهند کرد که اینها همه فعالیت انتخاباتی است؛ فعالیتی نفرتانگیز، اما انتخاباتی. اقلیت اما حرف او را جدی میگیرد و آمریکا باید نگران این قضیه باشد.
دونالد ترامپ در طی این چند ماه که زیر نظر بوده، دانش و خلق و خو و خرد لازم برای رهبری تنها ابرقدرت جهان را از خود نشان نداده است. ترامپ رئیسجمهور آسیب وحشتناکی به چیدمان شکنندهی روابط داخلی وارد خواهد کرد، و در صحنهی جهانی نیز رهبر قابل اتکایی نمیتواند باشد. ترامپ شکستخورده نیز ممکن است همانقدر آسیب وارد کند.
