از سرزمین دشمن
صدایی در «راما» شنیده میشود. مناجات، گریهای تلخ. راخل برای فرزنداناش میگرید. برای فرزنداناش دلداری نمیپذیرد، زیرا که نیستند. پس خداوند گفت «صدایت را از گریه باز دار و چشمهایت از اشکباریدن. زیرا که تو پاداش خواهی یافت… کودکان تو از سرزمین دشمن بازخواهند گشت». ارمیا، ۳۱:۱۴۰۱۵، از هفتاراه برای روز دوم روش هشانا.
همین اواخر حماس اعلام کرد که با مصر بر سر برگرداندن پیکر سربازان ما، هدر گلدین و اورون شائول، توافق کرده است. در واقع، عبارات حماس چنین است: «شما هر چه ما میخواهیم به ما بدهید، از جمله آزادی اعضای قاتل ما را، سپس ما با شما در این خصوص که آیا سربازان کشتهشدهی شما را پس میدهیم یا نه مذاکره خواهیم کرد». این پیشنهاد را «اهانتآمیز» بنامیم حق مطلب در بیان خودبینی شدید آن، ادا نشده است. در واقع، این پیشنهاد چنان خشمی برمیانگیزد که نه حماس و نه مصر میبایست به طور جدی توقع پاسخ مثبت، و یا حتی پاسخی از جانب ما داشته باشند. این پیشنهاد، یک بیانیهی سیاسی است، یک پیشنهاد منطقی نیست.
پس میبایست از خود بپرسیم آیا واقعا هیچ راهی برای بازگرداندن سربازهای ما و نیز شهروندان زندهی ما که در طول جنگ ۲۰۱۴ از غزه سر در آوردند، هست؟ سر باز زدن حماس از پس دادن پیکر جنگجویان، همانطور که در اولین معاهدهی ژنو در ۱۹۴۹ و حکم ۱۱۴ قوانین بشردوستانهی بینالمللی عرفی صلیب سرخ مطرح شده، قطعا جنایت جنگی است. اما اگرچه واقعیت این است، چه کسی مسؤول اجرای آن است؟ دادگاه بینالمللی جنایات جنگی لاهه؟ آیسیسی از ۲۰۰۲ که شروع به فعالیت کرده با صرف ۱.۵ بیلیون دلار، ۱۰ پرونده را به پایان رسانده است. آیسیسی حق انتخاب قبول یا رد پروندهها را دارد و تا کنون، به درستی، تمرکز خود را بر پروندههای نسلکشی و کشتار جمعی معطوف کردهاند. آیا ممکن است پروندهی سربازهای کشته شدهی ما را بپذیرند؟ و اگر بپذیرند، آیا ما برای حکم دادگاه، پنج تا هفت سال صبر خواهیم کرد؟ و اگر صبر کنیم، رأی دادگاه را چه کسی اجرا خواهد کرد؟
همین منطق بر دیگر جنایات حماس نیز حاکم است. بچههای ما، هدر و اورون، هنگامی که ربوده شدند، یا مرده بودند یا در حال مرگ بودند. اسیر جنگی به شمار نمیرفتند. وقتی سربازی کشته میشود یا دچار چنان جراحات عمیقی میشود که امکان بازگشتاش به جبهه نباشد، دیگر سرباز نیست، از کار افتاده است، از میدان جنگ خارج شده است و دستگیری او یک اقدام جنگی نیست، حتی جنایت جنگی هم نیست، این عمل به سادگی، یک آدم ربایی است. همین جنایت در مورد شهروندان ما نیز که ظاهرا به دلیل عدم تعادل روانی به غزه سرازیر شدند، اتفاق افتاد. سر باز زدن از برگرداندن افراد غیر جنگی، آدم ربایی به شمار میرود. اما چه کسی مجری قانون خواهد شد؟ واقعیت این است که هیچ راه حل قانونی برای بازگرداندن سربازها و شهروندان غیرنظامی موجود نیست.
همهی ما در اسرائیل، واقفیم که در نهایت یک راهحل سیاسی، یک معامله، برای بازگرداندن سربازهای ما پیدا خواهد شد. بهایی را خواهیم پرداخت که به احتمال زیاد نمیبایست بپردازیم، شروطی را خواهیم پذیرفت که به احتمال زیاد نمیبایست بپذیریم، کسانی را آزاد خواهیم کرد که به احتمال زیاد نمیبایست آزاد کنیم. تقریبا میتوان مطمئن بود که بهایی که میپردازیم به اندازهی بهایی که برای گیلعاد شالیت پرداختیم هنگفت نخواهد بود زیرا مسلما میان زندگان و مردگان تفاوتی هست، اما معاملهی شالیت نمونهای از آن چیزی است که ممکن دوباره پیش آید. در حالی که پنج سال برای آزادی گیلعاد تلاش کردیم، باید توقع داشته باشیم که این بار نیز، بالاخره معاملهای انجام خواهد شد، احتمال حوالی ۲۰۱۹، پنج سال پس از ربوده شدن اشخاص از سوی حماس.
از معاملهی ۲۰۱۹ چه توقعی باید داشته باشیم؟ تخیل زیادی لازم نیست تا بدانیم که فلسطینیها این را یک پیروزی عظیم ملی بر اسرائیل، بر صیونیستها، بر یهودیها عنوان خواهند کرد. میتوانیم کاملا مطمئن باشیم که در روز پیروزی عظیم فلسطینیان صدها یا حتی هزارها تفنگ در غزه و نیز در قلمرو تشکیلات خودگردان شلیک خواهد شد. وضعیت اهالی غزه و اسرائیلیها در روز پیروزی عظیم فلسطینان چه خواهد بود؟ اجازه بدهید پیشبینی کنم.
در آخرین روزهای پیش از جنگ ۲۰۱۴، نرخ بیکاری در غزه بیش از ۴۰٪ بود، کیفیت آب زیر استاندرد بود، سهمیهی برق قطع و وصل میشد، و شهروندان عادی عرب ناراضی بودند. در روز پیروزی عظیم فلسطنیان در ۲۰۱۹، عربها از پیروزی خود بسیار خشنود خواهند بود. اما روز بعد از پیروزی عظیم فلسطینیان، نرخ بیکاری در غزه همچنان ۴۰٪ خواهد بود، آب همچنان غیرقابل آشامیدن خواهد بود، برق قطع و وصل خواهد شد، و شهروندان عادی عرب همچنان به شدت ناراضی خواهند بود. با هر معیار کیفیت، زندگی در غزه حتی بدتر از پیش خواهد بود.
در فاصلهی ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹، درآمد ملی خالص حدود ۳۵ میلیون دلار افزایش مییابد، و از مزایای آن هر ساله استفاده میبریم. در این پنج سال نیز، جمعیت یهودیان اسرائیل ۶۰۰هزار نفر افزایش خواهد یافت. ممکن است که جمعیت ما حتی به باور بیشتری برسد، به اعتماد به نفس بیشتری برسد، انگیزههای بیشتری بیابد. با هر معیار کیفیت، زندگی در اسرائیل بسیار بهتر از پیش خواهد بود.
اکنون بیش از سه سال است که جنگی با غزه نداشتهایم. با توجه به وضعیت امروز، به نظر نمیآید که تا چند سال آینده نیز جنگی پیش آید، و به طور حتم تا ۲۰۱۹ جنگی نخواهد بود. اگر بگوییم که هدر گلدین و اورون شائول وضعیتی پیشگیرانه ایجاد کردهاند، اغراق کردهایم اما دروغ نیست و اغراق نیست اگر بگوییم که علاوه بر دیگر عوامل، حماس سرگرم آن است که ببیند هنگام بازگرداندن مردم ما، چه معاملهای صورت دهد.
متن کامل را در لینک زیر مطالعه کنید
http://blogs.timesofisrael.com/from-the-land-of-the-enemy/
