اگر بگین بود، چه میکرد؟
مانند بسیاری از یهودیان شرقی، من هم از هواداران مناخیم بگین هستم. وی نماد ارزشهای یهودی شایستهی یک رهبر بود: فروتنی، اتکا به وجدان، دیدگاهی از صلح عادلانه برای نسلهای آینده، عشق به تورات و بنی اسرائیل. من به عنوان استاد حقوق و حقوقدان، با تأسف بسیار شاهد افتراق و نفرتی هستم که تحقیقات پیرامون نتانیاهو نخست وزیر، وارث حزب لیکود بگین، در اسرائیل ایجاد کرده است. و از خود میپرسم، اگر بگین در موقعیت بیبی بود، چه میکرد؟ من در مورد آن مرد و زندگیاش مطالعه کردهام، وقتی دانشجوی جوانی بودم تزم را در مورد بگین نوشتهام. در تصور من، با تکیه به تحقیقاتام، این آن شکلی است که به گمان من بگین عمل میکرد.
بگین، پیش و بیش از هر چیز، با فروتنی و روحیهای پذیرا برخورد میکرد. این همان مردی که ۲۹ سال در یک آپارتمان دو خوابه در تل آویو با همسر و سه فرزندش زندگی کرد. اگر، به هر دلیلی، اشتباهی نظیر اشتباههای بیبی مرتکب میشد و اعتبار رهبریاش زیر سؤال میرفت، بگین با فروتنی موسیوار، رهبر بزرگ ما، برخورد میکرد. هنگام که خورا با اتکا به یک مورد حقوقی رهبری او را زیر سوال برد تا قدرت را به چنگ آورد، موسی به احترام دشمن خود، و در اندوه خشونتی که پسرعموی خودش بروز داد، به زمین افتاد و پیشانی به خاک سایید. موسی خواهان صلح با همکیشان یهودی خود شد. و تنها زمانی که معلوم شد که خورا نخواهد پذیرفت، موسی به جنگ برخاست، و با حفظ احترام، دادخواهی خود را در مناظرهای دادگاهوار نزد خداوند برد.
بگین دقیقا همان کار را میکرد. به اشتباهات خود، سیگارهای برگ، شامپاین، قراردادهای مبهم، و همه و همه اعتراف میکرد، و احساس اندوه میکرد و اندوه خود را از لکهای که بر دامن ریاست دولت نشسته است ابراز میکرد. او حاکمیت قانون را معتبر میداشت، در حرف و در عمل، کارآگاهان را دعوت میکرد تا گزارشهای خود را فارغ از اتهامات «شاهد کشور» تنظیم کنند. این همان کاری است که بگین کرد زمانی که به کمیسیون کاهان رفت، و به تقاضاهای شارون که میگفت تحقیقات مبنی بر جنایات جنگی جنگ لبنان فقط آتش یهودیستیزی را دامن میزند و به اسرائیل انگ سرکوبشدهای که سرکوبگر شده خواهد زد، اعتنا نکرد.
اگر ته دلش بگین احساس میکرد که بیش از اندازه متهم شده، اول تقاضای صلح و مصالحه میکرد، و شاید حتی بخشش، بی هیچ نخوت و تخاصمی. و اگر این کارگر نمیافتاد، با حفظ احترام، به جنگ برمیخاست، مانند موسی، و در دادگاه و در چارچوب قانون. اما اگر بگین به این نتیجه می رسید که خطاکار بوده، دلش میشکست و در نهایت کنارهگیری میکرد، چنانکه وقتی دانست که جنگ لبنان به باتلاق خونینی برای اسرائیل تبدیل شده، است کنارهگیری کرد.
پاسخ بگین به بیکفایتی، وجدان و به دوش گرفتن تقصیرات بود، نه جنجال براه انداختن و افتراق ایجاد کردن.
در رابطه با کشور، نیز، بگین تقاضا میکرد، و حتی به گمان من امر میکرد، که به فرمان تورات «راه شما پیروی از عدالت است، عدالت»، عمل شود. کلمهی «عدالت» تکرار شده است تا بار سنگین و عمیق اجرای عدالت گوشزد شود. هرگاه شهروندی از اسرائیل، حتی نخست وزیر، متهم به خطایی میشود، وقت آن نیست که دشمنان جمع شوند و هر تکه از مدارک و شواهد جرم را علم کنند و یا دوستان برای انکار اقدامات دادستان جمع شوند. زمان آن که با وجود احساسات عمیق، احساسات به کناری گذشته شود، و با صبر و حرمت، به اجرای عدالت پرداخته شود.
البته بگین خطاهای خود را داشت. این همان مردی است که سالهای آخر عمر خود را پس از مرگ همسرش در انزوا گذراند در حالیکه کشور میتوانست با حسابری عمومی سالهایی که در ریاست دولت گذرانده بود، سود بسیار ببرد. اما به گمان من، احترامی که متوجه بگین بود، منجر به محاکمهای محترمانه و با حفظ حرمت میشد. شاید برای بیبی هم دیر نباشد که به راه او برود.
