دو سال پس از قرارداد هستهای ایران، وزیر خارجهی ایالات متحده میگوید اسرائيل در امنیت بیشتری قرار دارد
لندن، بریتانیا، ۶ نوامبر – جان کری وزیر خارجهی پیشین ایالات متحده در خصوص دو سال اول قرارداد ایران در پانلی در انستیتوی امور بینالمللی «چاتام هاوس» گفتگو کرد. بارونس کاترین اشتون، از نمایندگان عالیرتبهی اتحادیه اروپا در امور خارجی و سیاستهای ایمنی نیز در این پانل به همراه جان کری شرکت داشت. مجری پانل، دکتر پاتریشیا لوئیس مدیر پژوهشهای ایمنی بینالمللی «چاتام هاوس» بود. این پانل چند روز پس از سخنرانی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در همین محل برگزار شد.
برجام، نام رسمی این قرارداد است که در ژوئن ۲۰۱۵ در وین به امضا رسید. امضاکنندگان، به همراه ایران، قدرتهای پنج+یک بودهاند، که شامل پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل (بریتانیا، روسیه، چین، فرانسه، و ایالات متحده) به علاوهی آلمان است. این قرارداد برنامهی هستهای ایران را مورد محددودیتهای شدید قرار داد و از جمله غنیسازی اورانیوم را در حد ۳.۶۷٪ نگاه داشت و ذخیرهی اورانیوم غنیسازی شدهی موجود را به شدت کاهش داد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در نظارت بر رعایت قرارداد از سوی ایرانی نقشی مرکزی دارد.
در ارزیابی تفکر استراتژیک ایرانی، جناب وزیر، کری، گفت «ایران تصمیم گرفت که به دنبال تولید تسلیحات هستهای نباشد» و «آیتالله، ولی فقیه، تصمیم گرفت که به دنبال آن نباشند». وی در ادامه گفت «ایران چرخهی اتمی را به طور کامل تسلط یافته بود» و «بنا به قضاوت نهادهای اطلاعاتی ما و دیگر نهادهای اطلاعاتی که بر روی این موضوع فعال بودند، شاید تنها دو ماه به دستیابی کامل ایران مانده بود، یعنی در مرتبهی ظرفیت دستیابی کامل».
و این خود سوالاتی را مطرح میکند بر این مبنا که منطق ایران برای چشمپوشی از یک ظرفیت قطعی کامل در رسیدن به مرتبهی دولت هستهای چه بوده است. در ظاهر این تصمیم به نظر منطقی نمیرسد. چه چیزی ممکن است ایران را به این نتیجه رسانده باشد که برجام گزینهی بهتری است تا «قدرت سنگین» و «بمب اتمی»؟ تسهیل و یا لغو تحریمها، از جمله فعالیتهای بانکی، مالی و تجاری، بیشک اهمیت داشتند. خطر تهدید نظامی علیه تأسیسات کلیدی مانند رأکتور اراک، و یا حملههای سایبری گستردهتر (نظیر استاکسنت) نیز شاید بر سیاستهای استراتژیک تأثیر چشمگیر گذاشته باشد. شاید ایران به این نتیجه رسیده که پیشبرد منافعاش در منطقه از طریق حمایت شبهنظامیّهای شیعه در لبنان و سوریه و یمن بهتر پیش خواهد رفت.
در پاسخ به سوالی در مورد نظر پرزیدنت ترامپ در عدم تأیید قرارداد، جناب وزیر کری گفت «هیچ دانشی، هیچ واقعیتی، هیچ سندی که ضرورت عدم تأیید را ایجاب کند وجود نداشت». کری مدعی بود که با این قرارداد، «ما چشمگیرترین، متنفذترین، گستردهترین، شفافترین قرارداد هستهای موجود بر روی کرهی زمین را تنظیم و اجرا کردیم». وی تأکید کرد که [بنا به نظر ناظران و بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی] در ۸ مرتبهی مجزا اعلام کردهاند که «ایران به طور کامل به قرارداد وفادار بوده است».
در ارزیابی تأثیر برجام در خاورمیانه، جناب وزیر کری گفت «نه تنها امنیت منطقه را افزایش داده، بلکه اسرائیل نیز در امنیت بیشتری است» و «رفقای امنیتی اسرائیل باور دارند که این قرارداد مؤثر بوده، و مایل به فسخ آن نیستند». این نظر، با تحلیل بنیامین نتانیاهو نخست وزیر که در چند روز پیش از آن در این انستیتو مطرح کرد، در تضاد است.
در تحلیل تفاوت نظرها، کری تا آنجا پیش رفت که «مدعی شد» «بنیامین نتانیاهو نخست وزیر [در آن هنگام] پرزیدنت اوباما را ترغیب به بمباران ایران کرده است». در توضیح بیشتر در خصوص کارکرد و عقلانی بودن یک چنین تهاجم نظامی، کری گفت «ما نمیدانیم چه چیزی کجا قرار دارد». آنچه متناقض است این است که به نظر میرسد این نظر با دیدگاه بنیامین نتانیاهو که میگفت تولید تسلیحات ممکن در تأسیسات نظامی (که مورد بازرسی بازرسان آژانس قرار نمیگیرند) و یا در دیگر اماکن مخفی انجام شود. اگر ما واقعا «نمیدانیم چه چیزی کجا قرار دارد» خطر یک نقطهی کور (هر چقدر کوچک) ممکن است از نظر افتاده باشد.
کری اشاره کرد که «تک به تک گزینههای نظامی که امروز در اختیار ماست در ۱۵سال آینده نیز در اختیار ما خواهد بود»، و نظرش این بود که «عجله در اقدام به جنگ» یک دیوانگی بیدلیل بوده است. ممانعت از جنگ بیشک هم منطقی و هم مطلوب است، اما میبایست دو سناریو را در نظر گرفت. اول، بحران موشکی کوبا و خطر بالقوه از جانب «همسایهی بد» که ایالات متحده را در ۱۹۶۲ به حالت آمادهباش جنگی در آورد. به این ترتیب، قریبالوقوع بودن (و نیز ذات) این خطر در تعیین پاسخ مناسب، عنصر مهم است. در نتیجه قدرتهای منطقه (و نه تنها اسرائیل) محقاند که ارزیابی و اقدام استراتژیک خود را تعیین نمایند. دوم آن که با تحلیل موقعیت کرهی شمالی، آیا یک مداخلهی نظامی پیشتر، ممکن بود تولید هستهای را متوقف کند؟ آیا وضعیت کرهی شمالی گزینهی «صبر کن ببین چه پیش میآید» را تضعیف کرده است؟
جناب وزیر کری خطوط موازی بیشتری را میان ایران و کرهی شمالی ترسیم نمود و اهمیت برجام به عنوان نمونهی دیپلماسی را تقدیر کرد. با توجه به ابهام انگیزههای هستهای کرهی شمالی و ابعاد تولیداتی که رژیم تا کنون موفق به دستیابی شده است، واقعیت این ادعا را به شدت زیر سوال میبرد.
