رویکردی به اورشلیم، که با واقعیت در متارکه است
چند هفته پیش، پرزیدنت دونالد ترامپ اعلامیهای تاریخی ایراد کرد.
اظهارات وی در راستای موقعیت قدرتمند او به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده و قانون سفارت اورشلیم که ۲۲ سال پیش با رأی اکثریت قاطع کنگرهی ایالات متحدهی آمریکا به تصویب رسید، قرار داشت.
با نگاهی به بازتاب رسانهها، و رهبران اروپای و سراسر جهان اسلام، چنین تصور میشود که او طی قطعنامهای وسیع، سلطهی سرتاسر خاورمیانه را به نام اسرائیل سند زده، و تمامی حقوق فلسطینیان را از ایشان سلب کرده است. چنین کاری نکرده است.
پرزیدنت دونالد ترامپ تصمیمی شجاعانه گرفت که به عهد خود وفا کند و این واقعیت ساده که اورشلیم پایتخت کشور اسرائيل میباشد را شناسایی کند. من از ۱۹۸۸ در کنست (پارلمان اسرائیل) تا کنون به خدمت مشغولام. هر روز در اورشلیم به محل کار خود میروم. آنور خیابان، روبروی کنست، مقر نخست وزیری، و کمی بالاتر، دیوان عالی کشور قرار دارد. هنگامی که سران کشورهای خارجی با نخست وزیر دیدار میکنند، در اورشلیم دیدار میکنند، و هنگامی که انور سادات برای صلح آمد، سخنرانی تاریخی خود را در اورشلیم ایراد کرد.
پرزیدنت دونالد ترامپ تصریح کرد که هیچ موضعی در تعیین مرزها و موقعیت اورشلیم و یا هیچ مورد مجادلهی دیگر میان اسرائیل و فلسطینیان اتخاذ نکرده است. وی تصریح کرد که قاطعانه مصمم به دستیابی نتیجهی صلحآمیز در مناقشات، و با روشی مورد قبول اسرائيل و فلسطینیان هر دو میباشد. با عبارات خود وی، «…ما هیچ گونه موضعی در هیچ یک از موارد حول موقعیت نهایی، از جمله مرزهای معین حاکمیت اسرائیل بر اورشلیم و یا مرزهای مورد مناقشه اتخاذ نمیکنیم. این مسائل مربوط به جوانب درگیر است… ما خواهان چنان توافقی هستیم که معاملهای عظیم برای اسرائیلیها و معاملهای عظیم برای فلسطینیان باشد».
در پاسخ، پرزیدنت عباس، پنس معاون رئیس جمهور آمریکا را، طی سفر وی به اسرائیل، طرد میکند و گفته است ایالات متحده برای همیشه نقش خود به عنوان میانجی صالح را از دست داد. فراخوان «روز خشم» و تظاهرات و آشوبهای بیشمار داده است. پرزیدنت اردوغان ترکیه، بر سر تصمیمی از بن آمریکایی، تبه قطع روابط سیاسی با اسرائیل تهدید کرده است. در سوئد، به یک کنیسا با کوکتل مولوتوف حمله کردند. از لندن تا مالزی همه جا تظاهرات بپا شده است. چگونه است که چنین اعلامیهی سنجیدهای، که در بازتاب واقعیت ترسیم شده، با دقت بسیار تنظیم شده تا روشن سازد که پرزیدنت اقدام به سلب حقوق فلسطینیان نکرده است، اینچنین دری به روی چنین بازخوردهایی در سراسر جهان از پاشنه در آورد؟ پرزیدنت گفت که جوانب درگیر میبایست خود تصمیمات آیندهساز خود را بگیرند و گفت خواهان «معاملهای عظیم برای فلسطینیان» است. چرا اگر به آنها گفته شود خود حاکم بر سرنوشت آیندهی خود هستند، فلسطینیان و حامیانشان را برآشفته میکند؟
پاسخ، متأسفانه، این است که رویکرد ایشان با آنچه پرزیدنت در واقع به زبان آورده و تأثیرات اینجهانی آن، ارتباط اندکی دارد. رویکرد ایشان روشن میکند که این تظاهرات ارتباطی به این که شناسایی اورشلیم به پایتختی اسرائیل دستیابی به صلح را دشوارتر میکند، ندارد؛ خشم آنها از این است که آسانتر خواهد شد.
برای کسانی که حقوق مردم یهود به کشوری از آن خود در چارچوب هر مرزی را انکار میکنند، هر اعلامیهای که در آشتی با حقیقت باشد، تهدید به شمار میآید. هر کس به این حقیقت که مردم یهودی پیوندی سه هزار ساله با اورشلیم دارند قائل باشد تهدیدی به شمار میرود علیه آنها که ادعای پوچشان اشغالگری و استعمارگری یهودیان در سرزمین خود است.
آنها شعار «خیبر، خیبر ای یهود» سر میدهند و پرچمهای اسرائیلی و آمریکایی را به آتش می کشند، تمایلی به ترویج همزیستی ندارند. تمایلی به ساختن زندگی بهتر برای فلسطینیان، و صدالبته برای اسرائیلیان ندارند.
پرزیدنت ترامپ معنای اورشلیم برای مردم یهود را به رسمیت شناخت. او به این نکته قائل شد که بازگشت ما به خانه، بازگشت ما به تنها پایتختی است که در طول زمان و در همه جای جهان شناخته و خواستهایم. به همین دلیل، بیانیهی او ملعون و منفور یهودیستیزان و صیونستیزان جهان است. اشتباه نکنید، بیشتر این تظاهرکنندگان بر اساس نفرت از یهودیان و اسرائیل تظاهرات میکنند نه بر اساس عشق به فلسطینیان و یا طلب آیندهای روشنتر.
گفتهی معروف دیوید بن گوریون چنین بود «هیچ شهری در جهان نبوده، حتی آتن و رم، که چنان نقش مؤثری در حیات یک ملت و در طول چنان بازهی دراز زمانی بازی کند، چنان که اورشلیم برای مردم یهود کرده است». این عبارات امروز همچنان حقیقت دارند.
حقیقت هرگز مانعی در راه صلح نیست. آنچه مانع واقعی صلح است، خودفریبی است به این معنا که باور کنی یک معبد هرگز در جایی که زمانی قرار داشته، قرار نداشته، و یا دولت اسرائيل در جایی که امروز قرار گرفته، قرار نگرفته است.
بسیاری از جهانیان شناسایی اورشلیم به پایتختی اسرائیل را مورد انتقاد قرار دادند. شناسایی واقعیت، در راستای صلح است. تداوم انکار واقعیت، و اقدام به خشونت هر بار که کسی چیزی میگوید که موافق میل شما نیست، دستمایهی مناقشهی پایانناپذیر است.
اکنون تنها یک راه ممکن برای صلح باقی است.
پرزیدنت عباس مدعی است که او مرد صلح است. گفتن این که من مرد صلحام، آسان است، اما مرد صلح بودن به واقع، شهامت میخواهد. اگر واقعا به این باور دارد، اکنون وقت آن است که با دو اقدام که کاملا در حیطهی قدرت اوست، خود را اثبات کند: ۱. به تهییجات دائم خود علیه یهودی در اسرائیل در سراسر جهان پایان دهد. ۲. به پیشنهاد مکرر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر که میگوید مایل به مذاکرات بی پیششرط است، هر وقت و هر کجا، پاسخ مثبت دهد.
زمان شعارهای توخالی و انکار صریح واقعیت دیری است که گذشته است. اگر پرزیدنت عباس حقیقتا خواهان صلح و آیندهی بهتر برای مردم خود است، الان، وقتاش است.
