نامهی سرگشاده به نویسندگان نامههای سرگشاده
دوستان، نویسندگان نامههای سرگشاده،
میبینم که در پی یک نامهی بسیار جدی سرگشاده به گروه موزیک «رادیوهد» که خواهان لغو کنسرت هفتهی آینده وی و گروه بریتانیاییاش در تلآویو شد، دوباره خبرساز شدهاید.
گاردین بریتانیا، با اندکی خوشبینی، پنجاه امضای پای این نامه را «چهرههای پیشرو هنر جهان» توصیف کرده است. شاید منصفانهتر باشد بگوییم اکثر ایشان چندان معروفیتی ندارند.
«کن لوخ»، کارگردان سینما که داد و ستدهای خود را در اسرائیل انجام میدهد و در همان حال دیگران را تشویق میکند که حتی یک شکل از کشور یهود نپذیرند، استثنا است.
همینطور، «تورستون مور». «مور» که بازیگری فیالبداههاش همراه با «راجرز واترز» پینک فلوید از کارهای درخشان یک گروه موزیک متوسط «سونیک یوت» به شمار میرود، که من به شخصه هیچ وقت ننشستهام کارهایش را تماشا کنم به جز یک بار که به یک پارتی نیم ساعت دیر رسیدم و یکی از گیتاریستهای «تورستون سولو» میزد و فقط ساعت آخر را گوش کردم.
نه تنها «تورستون مور» از هواخواهان نامهی سرگشاده است، بلکه از هواخواهان آواز آزاد نیز هست و خود یک سرود به این شیوه دربارهی «رابرت کریستگو»، منتقد، پس از بازخوانی بعضی از آثار وی در نیویورک تایمز، تنظیم کرده است.
اما هیچ کدام اینها به پای «راجر واترز» خوانندهی پینک فلوید که فروش بینظیر آلبومهای وی در طول سالها هنوز به پای نامههای سرگشادهی وی در موضوعاتی که خوراک خبری مردم است، نمیرسد.
واترز نامههای سرگشادهای به «بون ژوی» دربارهی اسرائیل نوشت. نامههایی دربارهی اسرائیل خطاب به موزیسینهای سراسر جهان نوشت. نامههای سرگشادهای به دولت اسرائیل دربارهی اسرائیل نوشت، و نامههایی نیز خطاب به برنامهریزان شهری محلی در بارهی اسرائیل.
در واقع، هر اسرائیلی که تا کنون نامهی سرگشادهای از راجر واترز دریافت نکرده میبایست چراییاش را در مقابل آینه از خود بپرسد.
مشهور یا نامشهور، آنچه این بازیگران صحنه نمیدانند – ولی رسانههایی که شبانهروز به آنها میپردازند میبایست بدانند – این است که این ابراز رسانهای دیگر کاربرد مطبوعاتی خود را از دست داده است.
نامههای سرگشاده تصنعیاند. معمولا مضحک به نظر میرسند. هیچ بار مثبتی به هیچ مباحثهی روشنفکرانهای نمیافزایند به جز این که خشم اخلاقی نویسنده و تمایل وی به خودنمایی را نمایان کنند، و گر دقت نمایید، هیچ یک از این دو مورد نیز موضع روشنفکرانه به شمار نمیروند.
بدتر از همه این که، کسی جدیشان نمیگیرد.
