یهودیها چرا در جنگ پردیسهای دانشگاهی میبازند
بنا به پژوهشی که اخیرا از سوی «گروه بازتعریف اسرائيل» انجام شده، در میان دانشجویان یهودی کالجها، حمایت از إسرائيل در ۶ سال گذشته ۲۷درصد کاهش یافته است. و این، انعکاسی است از کاهشی کوچکتر ولی چشمگیرتر از کاهش حمایتی آمریکاییها در کل، که از ۷۶درصد به ۶۲درصد رسیده است. بنا به فران اوپنهایم، بنیانگزار گروه بازتعریف اسرائیل، که پژوهش را انجام داده، دلیل این کاهش غیبت ارزشهای مشترک میان دانشجویان کالج و کشور یهود است. همین پژوهش دریافته است که از هر سه دانشجوی یهودی، یک نفر با برخوردهای یهودیستیز در کالج مواجه شده و گزارش کرده است. از این تعداد، ۵۹درصد گفتهاند که این برخوردها مربوط به رفتارهای اسرائیلستیز بوده است. برای توضیح این وضعیت، اوپنهایم «فضا»ی سیاسی در پردیسها را مقصر می داند که دنیا را به سرکوبگر و قربانی تقسیم کرده و اسرائیل را نماد سرکوبگری میداند.
اوپنهایم هشدار داد که «ما اجازه میدهیم اسرائيل را بازدارندههایش تعریف کنند»، و متأسفانه درست میگوید. اما راهحل پیشنهادی او برای تلاش در تعریف اسرائيل به معنای جامعهای که در واقع نه تنها روادار است، بلکه حامی قربانی هست، حتی اگر قربانی، دشمن باشد، خالی از اشکال نیست. اوپنهایم برای تحکیم استراتژی خود به مورد اسمائیل هانیه اشاره میکند، رهبر حماس، سازمان تروریستی که سوگند به نابودی إسرائيل و یهودیان راستکیش خورده است. اوپنهایم چنین میگوید که هانیه، نوهی بیمار خود را برای مداوا به مراکز درمانی اسرائیل فرستاد زیرا میدانست «إسرائيل چنان نجابتی دارد که او را از در نخواهد راند» و توضیح میدهد که «مردم میبایست این را بدانند».
شاید بدانند. اما مسلم است که این راهحل مشکل نیست. اگر بود، اسمائیل هانیه حماس را ترک کرده بود و به حامیان اسرائیل پیوسته بود. بازتعریف اسرائیل به تنهایی پاسخ کافی به یک جنگ تبلیغاتی، بر أساس دروغ نسلکشی، که هدفاش نابودی إسرائيل است، نیست. تنها راه ممکن همان کاری است که سازمانهای یهودی تا کنون از انجاماش خودداری کردهاند: بازتعریف حامیان آمریکایی حماس و بازتعریف حامیان دروغهای حماس در پردیسها به عنوان همیاران و همراهان تروریست.
استراتژی بازتعریف و ترویج کردار نیک إسرائيل، و همزمان وانمود به این که حامیان آمریکایی حماس به سادگی ناآگاه هستند، به یک دلیل ساده همیشه شکست میخورد: اگر شما را به دزدی سرزمین دیگران، محبوس کردن آنان در گتویی به وسعت غزه، تفکیک نژادی ایشان متهم کنند، دیگر این واقعیت که شما به دشمن خونی خود خدمات درمانی ارائه میدهید، قادر نیست گناهان شما را در چشم مردمی که فریب دروغهای فلسطینیان را خوردهاند، بشوید. در چشم آنها شما همچنان سرکوبگرید و این کردارهای نیک، تلاشی برای پوشاندن این واقعیت هولناک است. برای همین است که لزبینهای چپ در «دایک مارچ» شیکاگو پرچمهای رنگین کمانی با ستارهی یهودی را راه ندادند – حتی با وجود این که إسرائيل تنها کشور خاورمیانه است در آن رژهی افتخار دگرباشان برگزار میشود. آنها پذیرش گیها از سوی إسرائيل را «صورتیشویی» میدانند – برگ انجیری از سوی یک گروه قربانی برای پوشش جنایاتاش علیه دیگری. چپها حتی اسمی هم برایش دارند: «وضعیت متقاطع».
تنها راه مقابله با چنین حملههای بدخواهانه، بازتعریف حامیان حماس در پردیس است به همان شکلی که واقعا هستند: حامیان دروغ نسلکشلی و جنگ تروریستی برای نابودی کشور اسرائيل و قتل یهودیان. این متحدان آمریکایی حماس شامل دانشجویان خواهان عدالت در فلسطین، انجمن دانشجویان مسلمان، صدای یهودیان حامی صلح، و گروههای مختلف چپ که از آنها پشتیبانی میکنند.
دانشجویان خواهان عدالت در فلسطین، در ۲۰۰۱ از سوی حاتم بازیان، از کنشگران فتاح وقت، بنیان نهاده شد و نقش رهبری ائتلاف اسرائیلستیز و حامی حماس را دارد. حاتم بازیان این گروه را به عنوان شاخهی کمکی برای بمبگذاریهای انتحاری انتفاضهی دوم، در همان سال ایجاد کرد. بنیانگزار اصلی گروه دانشجویان یهودی حامی صلح و هماهنگکنندهی کارزارهای این گروه یکی از جبهههای جاافتادهی حماس، مسلمانان آمریکایی حامی فلسطین است. حاتم بازیان رئیس شورای مسلمانان حامی فلسطین است. از آنجایی که حماس یک سازمان تروریستی است، روشن است که دانشجویان خواهان عدالت در فلسطین ابزار کارزارهای تروریستی آن است. آنها خود بمبگذاری نمیکنند، اما از تروریستهایی که بمبگذاری میکنند، حمایت میکنند و وظیفهی تبلیغات سیاسی آنها را به عهده گرفتهاند، به همان گونهای که حزب سیاسی سین فین ایرلند همکار فعال ارتش تروریستی جمهوری ایرلند بود.
بدنام کردن حامیان تروریستها در پردیسها میتواند به طور مؤثر حملههای علیه اسرائیل را خنثی کند. میتواند زمینهساز کارزاری باشد که دانشگاههای آمریکا را برای قطع بودجهی این گروهها زیر فشار بگذارد. میتواند دروغهای بازارگرمکن کارزار آنها در پردیسها و حملههای یهودیستیز که به ابعاد یک آلودگی مسری رسیده را از اعتبار بیندازد.
مرکز آزادی دیوید هورویتز کارزارهایی را برگزار کرده که شیوههای بازتعریف از این گونه را در ده سال گذشته در بیش از صد پردیس به کار برده است. اما صدای ما، تکصدا و منزوی بوده است. تقریبا در تمام پردیسهایی که برنامه برگزار کردهایم، به تلاشهای از سوی هیلل و گروههای دانشجویی حامی اسرائيل که به ما برچسب «اسلامستیزی» و «نژادپرستی» میزنند، بیاعتنایی شده، اگرچه ما هیچ کدام از این دو نیستیم، و با اینحال، همین گروهها به دفاع از دانشجویان خواهان عدالت در فلسطین برمیخیزند انگار که آنها قربانیاند و نه مهاجم. به عبارت دیگر، این گروههای یهودی ترجیح میدهند دست به دست سازمانهای حامی نسلکشی علیه یهودیان بدهند، و یک یهودی (یعنی من) که زبانش را در اعتراض به دشمنان ما قورت نداده را محکوم کنند. اگر سازمان یهودی بین المللی «هیلل» و گروههایی که به حیات اسرائيل اهمیت میدهند، لولهی تفنگ خود را میچرخاندند و واقعیت وجودی دشمنان اسرائيل را بازتعریف میکردند، موج نفرتهای یهودستیز در پردیسها پس مینشست و حمایتها از کشور یهودی سیری صعودی میکرد، قطعا.
