حمایت توخالی اسرائیل از استقلال کوردستان
بار دیگر اسرائیل خود را در صحنهی بینالمللی تنها مییابد. این بار، این انزوا در رابطه با وضعیت اسرائیل و فلسطینیان نیست بلکه به این خاطر است که بر خلاف باقی منطقه و جامعهی جهانی، اسرائيل از استقلال سیاسی حمایت میکند، البته نه استقلال سیاسی فلسطینیان، بلکه استقلال سیاسی کوردستان، اقلیم کوردستان در شمال عراق. از نقطه نظر کوردها، این نکته که آیا برخورداری از حمایت اسرائيل به عنوان تنها کشور حامی هدف ایشان است، امتیاز است یا خیر، مورد سوال است.
ریشهی حمایت اسرائيل از کوردستان به اواسط ۱۹۵۰میرسد. برای اسرائيل، این حمایت، که بیشتر معطوف به امنیت بود، بخشی از تلاش شکستن محاصرهی سیاسی از جانب جهان عرب بود. کوردها، شانس استقلال خود را در پایان جنگ جهانی دوم و ختم دوران استعمار از دست دادند، در روزگار پس از جنگ، امید خود را از دست ندادند و به هر دستی که برای کمک به ایشان به سویشان دراز میشد، چنگ میزدند. اسرائيل، به عنوان تنها کشور غیرعرب منطقه که اقلیت کورد ندارد، متحد طبیعی به شمار میرفت.
قابل توجه است که حمایت اسرائيل در آن زمان منجر به مخالفت ایران و ترکیه، دو کشور غیر عرب خاورمیانه که اسرائیل در حال ایجاد روابط با ایشان بود، نشد. در واقع، روابط اسرائیل – کورد(های عراقی) هرگز مانعی در روابط میان اسرائیل و ایران و ترکیه به شمار نیامده و هرگز نقشی در تنشهای گذشته و حال این روابط نداشته است. کمک اسرائيل به کوردهای عراق، از هر جنس که بوده، تا زمانی که کوردها پرچم استقلال را علم کردند، از سوی ایران و ترکیه نادیده گرفته شد. اکنون که آشکارا گامی به سوی استقلال برداشتهاند، رهبران ایران و ترکیه به ناگهان از حمایت اسرائيل در بدنامی رهبری کوردستان سوء استفاده میکنند.
شرایط با بهار عربی و پیامدهای آن، به شدت تغییر کرد. دو کشور، عراق و سوریه، که دارای اقلیت پر شمار کورد هستند، با از دست رفتن یکپارچگی قلمرو کشور، شاهد شکست حکومت مرکزی بودهاند و بخشهایی از کشور ایشان به دست گروههای شورشی محلی یا وارداتی افتاده است. نیروهای نظامی کورد هم در سوریه و هم در عراق با داعش جنگیدهاند و گاه به تنهایی مانع پیشروی داعش در کشور شدهاند و به تدریج، به تلاشهای بینالمللی در شکست داعش پیوستهاند.
خطای کوردهای عراق و سوریه این بود که از موقعیت به نفع پیشبرد اهداف سیاسی استفاده نکردند. کوردها خود از فرصتی که در دست بود آگاه بودند اما از دشواریها و نارساییها نیز با خبر بودند. مسعود بارزانی، رهبر دولت اقلیم کوردستان، دو بار رفراندمی که در نهایت در ۲۵ سپتامبر انجام شد، را عقب انداخت زیرا به غیبت حمایت گستردهی درونگروهی کوردها، و اپوزیسیون قوی در جامعهی بینالمللی، و این واقعیت که موصل، با جمعیت پرشمار کورد، هنوز کاملا آزاد نشده است، واقف بود.
هنگامی که در ماه ژوئن امسال بارزانی تاریخ رفراندم را تعیین کرد، هنوز راه دیپلماسی باز بود. گرچه وی پایبند تعهد خود به رفراندام بود، میتوانست از میانجیگری محرمانهی اسرائيل در واشنگتن و حتی در بروکسل برای ایجاد زمینههای مذاکراتی بی سر و صدا که در نهایت به پیشرفتی جزئی در راه استقلال بینجامد، سود جوید و دلیلی برای تعویق بیشتر اقدام یکجانبه بتراشد، و به این ترتیب دچار واکنشهایی که هماکنون ترکیه، ایران، و عراق مطرح کردهاند، نشود.
در عوض، نخست اسرائیل در سپتامبر ۲۰۱۷ تصمیم گرفت بیانیهای که در ۲۰۱۴ تهیه کرده بود را بخواند و از «تلاشهای مشروع مردم کورد در دستیابی به کشوری از آن خود» حمایت کند. در این بیانیه، نتانیاهو، حتی اگر کوردها از او طلب حمایت کرده بودند، از آنچه مصلحت کوردهای عراق بود، فراتر رفت. کوردها در چهار کشور مختلف پراکندهاند، اما تنها کوردهای عراق قادر به انجام رأیگیری بودند و رأیگیری کردند. حتی اگر کوردهای ایران، ترکیه،و سوریه مایل به استقلال باشند، به نتانیاهو التماس میکردند هیچ نشانهای از حمایت از ایشان به دست ندهد، و به خصوص از هر گونه ابراز آشکار این حمایت خودداری کند. این حمایت حتی یک ذره به چشمانداز موفقیت کوردهای عراق کمک نمیکند، و ممکن است به کوردهای سه کشور دیگر آسیب برساند و همچنین، اشاره به روابط یگانه با دولت اقلیم کوردستان، به توانایی اسرائيل در ایفای نقشی در سیاستهای خاورمیانه هیچ کمکی نمیکند. برخی از ناظران که تحولات را پیگیری میکنند مدعی هستند که حمایت آشکار نتانیاهو با هدف جلب توجه اروپا، درست به همان گونه که ترکیه در تنشهای الاقصا مداخله کرد و از حماس حمایت کرد، انجام شد، تا به حساسیتهای ملی ترکیه تلنگر زده باشد.
از آنجا که رفراندم و نتایج آن ملزم به هیچ اقدام قانونی نیست، هنوز راه دیپلماسی باز است، به خصوص از جانب اسرائيل، و به خصوص در واشنگتن. ایالات متحده حمایتی از استقلال کوردهای عراق نکرده است و به مواضع خود در حمایت از حکومت مرکزی و یکپارچگی کشورها به خصوص در عراق، وفادار مانده است و مواضع ترکیه در این مورد را از نظر نینداخته است. همدردی برخی با انگیزههای کوردها، تحت الشعاع نگرانیهای عمیق از بیثباتی بیشتر منطقه در صورت اصرار کوردها به پیشبرد کارزار خود قرار گرفته است.
به نظر نمیرسد موضع واشنگتن و دیگر نقشآفرینان در معرض تغییر باشد. اگر باشد، این تغییر تنها زمانی روی خواهد داد که کوردها و بخصوص کوردهای عراق و سوریه، به هم بپیوندند و در سایهی یک رهبری دموکراتیک منتخب متحد شوند و به همان شیوهای در راه قدم بردارند که سایر جنبشهای ملی. اسرائیل میتواند به کوردها کمک کند که زمان بخرند و از این زمان استفادهی بهینه کنند، زمانی که برای طراحی چنین رویکردی مورد نیاز است.
