رژهی افتخار در اورشلیم؟ البته!
یک دختر یهودی ارتدکس پشت پنجرهی ترک خوردهاش نشسته و تصویر شکستهاش در شیشهی رنگی به او بازمیگردد. از جایی که نشسته، به هزاران نفری که در خیابان رژه میروند نگاه میکند که در جایی که دو سال پیش دختری جوان چاقو خورد، گل می گذارند و پلاکاردهایی در تبلیغ عشق و شمول در دست دارند و بی اعتنا به جنسیت، بوسه میدهند و دست در دست دارند. قطرهی اشکی بر گونهاش میچکد و آرزو میکند همراه آنها باشد، ادای احترام کند، پلاکارد دست داشته باشد، و کنار کسی ایستاده باشد که در ته دل دوستاش دارد. او دلیل من برای شرکت در رژه است.
هر سال در ماه ژوئیه رژهی افتخار در اورشلیم به پا میشود و هر سال اتفاقی در مسیر آن روی میدهد. هر سال ارتدکسهای افراطی و محافظهکاران جناح راست فریاد بر میکنند که در خیابانهای شهر مقدس «گناه» جریان یافته، و هر سال جامعهی دگرباشان جنسی جان خود را به خطر میاندازند تا علیرغم همه چیز در مراسم شرکت کنند.
بسیاری از من که خود گی یهود راستکیش هستم میپرسند چرا اورشلیم؟ میگویند این رژه حرام است و جای آن در مرکز ایمان جهانیان نیست. جواب من این است که نه تنها رژهی افتخار میبایست در اورشلیم آزاد باشد، بلکه برای این رژه هیچ جایی بهتر از اینجا نیست.
اورشلیم، در تبعیض علیه دگرباشان جنسی، نقطهی صفر است. بنگرید به قتل سنگدلانهی دختر جوانی که دو سال پیش به دست یک امل راستکیش افراطی در رژهی افتخار اورشلیم کشته شد. هیچ جایی برای مبارزه در راه حقوق برابر بهتر از جایی که برابری حقوق آنجا بیش از هر جایی نقض میشود، نیست.
منتقدان میگویند، «من علاقهای به این چیزها ندارم. برای من ناخوشایند است. اذیتام میکند». واقعیت این است که در هر حال، این ادعاها همیشه سفسطه بودهاند و پشت پردهی این منطق، همجنسگراستیزی عمیقی را پنهان کردهاند.
مبارزه در راه حق برخورداری از حقوق شهروندی همیشه ناخوشایند بوده است. وقتی مارتین لوترکینگ از سلما تا مونتگمری برای حقوق آفریقایی آمریکاییها راهپیمایی کرد، ناخوشایند بود. وقتی که مردم برای حق رأی زنان راهپیمایی کردند ناخوشایند بود و به خصوص هنگامی که خاخامها در ۱۹۴۳ علیه نابودی یهودیان اروپا در هولوکاست راهپیمایی کردند ناخوشایند بود. تمامی این رویکردهای جسور پیشآهنگ، برای کسانی که در اطراف آنها بودهاند از لحاظ مذهبی، اخلاقی، و اجتماعی ناخوشایند بوده است اما یک واقعیت مهم را تشخیص کردهاند: ناراحتی کسانی که از امتیازات اجتماعی برخوردارند دلیل موجهی برای سکوت ما نیست.
مبارزه برای حقوق دگرباشان جنسی نیز با دیگر مبارزههای حقوق اجتماعی متفاوت نیست. ما میدانیم که مردم را ناراحت میکنیم اما جنگ ما برای حقوق برابر بسیار با ارزشتر است از ناراحتیای که ما موجب آنیم. در طول زندگیام، به من گفته شده که اسرائیل از پیشگامان حقوق همجنسگرایان در خاورمیانه است. متأسفانه این به واقعیت نزدیک نیست. باید گفت وضعیت حقوق دگرباشان جنسی در خاورمیانه وحشتناک است. حتی در اسرائيل، من نمیتوانم کودکی را به فرزندی قبول کنم، نمیتوانم در خاک اسرائيل با مردی که دوست دارم ازدواج کنم، و حتی نمیتوانم کلاه افتخارم را در اورشلیم به سر بگذارم و احساس امنیت کنم. اینجا، مبارزهی ما هنوز راه درازی دارد و من حاضر نیستم به خاطر این که اسرائیل لطف میکند و من را، همانطور که در کشورهای همسایهاش میکشند، نمیکشد، ابراز امتنان کنم.
واقعیت این است که ما میان شما هستیم و با وجود تفاوت مذهب، اسرائیل با آن واقعیت، تفاوت چندانی ندارد. ما در اتوبوس کنار شما مینشینیم، پشت میزهای شبات، کنار شما، نان و نمک میخوریم، و بچههای شما را پرستاری میکنیم. وقتی به ما زخمی میخورد، خون ما هم مثل خون همه، جاری میشود و مثل شما عشق میورزیم.
من در رژهی افتخار اورشلیم رژه رفتم، نه برای این که شما را ناراحت کنم، بلکه برای این که مبارزهی ما هنوز به پایان نرسیده، و به خاطر آن که ما هرگز دست از رژه برنخواهیم داشت تا به حقوق برابر دست یابیم، اما مهمتر از همه، رژه میروم تا برای آن دختر یهودی ارتدکس پشت پنجره و تمام دیگرانی که مثل اویند پیامی بفرستم: مهم نیست با چه اندازه تبعیض روبرو باشی و زندگیات چقدر دشوار باشد، تو تنها نیستی و ۲۰۰۰۰ نفر دیگر هم در خیابانهای تو رژه میروند و آمادهاند که وقتی که آماده باشی آغوش خود را به روی تو باز کنند».
ناراحتی شما و ناخوشایندی شما بی ربط است و همیشه بی ربط خواهد بود.
